پارت صد و سی :

فکش منقبض شد و گره کور به ابروانش افتاد. در ترافیک سنگین، ماشین را کوچه به کوچه میانبر برد و به نزدیک ترین بیمارستان رساند. دخترک را روی برانکارد خواباندند. پس از عکس برداری و تشخیص شکستگی جزئی، شقیقه اش بخیه شد. نادر طول سالن انتظار را قدم رو می رفت و هر بار از میان قاب در نامحسوس صورت غرق در خواب سارا را می نگریست. دائم مشتش را جلوی دهان می گرفت و با دمیدن بازدمش، سعی در کنترل اعصاب و آرام

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۲۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۱۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️