پارت دوازده :

فصل دوم
 
صبح روز بعد به توصیه‌ی هومن زودتر از همیشه از خانه بیرون زد. نرسیده به آتلیه شریعت مقابل نانوایی  از تاکسی پیاده شد و عطر خوش نان سنگک را به مشام کشید. جز یک پسر بچه ی هفت‌هشت ساله کس دیگری آن اطراف نبود. سلامی داد و بی توجه به پسرک گفت:
- یه دورو خشخاش هم برای من بذارید.  
پسرک قبل از اینکه جوابی از مرد نانوا بشنود اخمی کرد و سمت او سرک کشید:
- نوبت منه خانم.
ه

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۰۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ترکفر هستم

    0

    خوب پیش میره

    ۱ سال پیش
  • آسمان

    0

    تا اینجا که عالییی

    ۲ سال پیش
  • ویدا چراغیان | نویسنده رمان

    ممنونم🥰❤️

    ۲ سال پیش
  • زهره

    1

    خیلی خیلی واقعی و باورپذیره کاش کتابش بود همه رو یه جا می خوندم

    ۲ سال پیش
  • ویدا چراغیان | نویسنده رمان

    مرسی از همراهیتون انشالا بعد از اتمام پروسه چاپ رو طی میکنه 🥰🌺

    ۲ سال پیش
  • مهناز

    1

    خیلی خیلی جذاب و قشنگه. ...قلم گرم و گیرایی دارید. عاشق قلنتونم

    ۲ سال پیش
  • ویدا چراغیان | نویسنده رمان

    زنده باشید 🌺🙏🏻خوشحالم که براتون دلنشین بوده

    ۲ سال پیش
  • لیلا

    1

    از برنده ی بهترین رمان عاشقانه (لیلی) واقعا همین توقع می ره عالیه

    ۲ سال پیش
  • ویدا چراغیان | نویسنده رمان

    محبت دارید خیلی ممنون🌺🙏🏻🙏🏻

    ۲ سال پیش
  • الی

    1

    واقعا زیبا و جذاب می نویسید. عالیه. نویسنده ی خوش ذوق و توانمند

    ۲ سال پیش
  • ویدا چراغیان | نویسنده رمان

    مرسی محبت دارید ممنون از همراهیتون🌺🙏🏻

    ۲ سال پیش
  • هانیه

    1

    قشنگترین رمانی که خوندم

    ۲ سال پیش
  • ویدا چراغیان | نویسنده رمان

    خوشحالم که دوسش داشتید🌺🙏🏻

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر

    0

    خوب

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر

    0

    خوب

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر

    0

    خوب

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر

    0

    خوب

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر

    0

    خوب

    ۲ سال پیش
  • اسرا

    0

    اخ آخ یعنی هومن شوهرش خودش کرده رفته🙏

    ۲ سال پیش
  • ویدا چراغیان | نویسنده رمان

    ببخشید جمله شما رو متوجه نشدم

    ۲ سال پیش
  • اسرا

    0

    منشی که نسبت به هومن تملک داره انگارمیگم اون شوهرخودش میدونه 🙏

    ۲ سال پیش
  • ویدا چراغیان | نویسنده رمان

    باید پارتهای جلوترو بخونید 😎

    ۲ سال پیش
  • اکرم بانو

    0

    خسته نباشید👏👏👏

    ۲ سال پیش
  • ویدا چراغیان | نویسنده رمان

    ممنونم🙏🏻🌺

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️