پارت صد و هفده :

آفتاب داغ تابستانی در دل ظهر، باقدرت می‌تابید و هرسه‌نفر، خسته و کلافه بودند. توقف‌های کوتاهی بین راه داشتند و به‌نوبت رانندگی کردند تا زودتر برسند. به شیراز که رسیدند، آرش بعد از چندساعت رانندگی، عرق از پیشانی برداشت و گفت: احتمالا قصد ندارین که با همین اوضاع و قیافه‌های خسته و داغون بریم خونه‌ی عموجانتون؟!
حامی کنارش نشسته بود، نیم‌نگاهی انداخت و گفت: کجا بریم؟
- بریم یه

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۷۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • Ftm

    2

    الحق که پارت هدیه هم پنجشنبه جمعه میچسبه هاااا😜🤩🙂😚

    ۲ سال پیش
  • صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان

    نرسیدم بنویسم عزیزم، می‌دونید که اگر فرصت داشته باشم، زمانش اصلا برام مهم نیست و همون لحظه واستون پارت میذارم♥

    ۲ سال پیش
  • Zarnaz

    0

    سه پارت عقب افتاده بودم امروز دوتا امتحان باهم داشتم اصلا وقت نکرده بودم بیام بخونم🥺الان سه تاش باهم خوندم حال کردم مرسی نگارجونم❤️💋

    ۲ سال پیش
  • صدیقه سادات محمدی(نگار) | نویسنده رمان

    عزییییزم... وقتی نیستی جای خالیت حس میشه. امیدوارم تو امتحاناتت موفق باشی خوشگلم، مرسی که همیشه نظرت رو کامنت میذاری😘♥

    ۲ سال پیش
  • Zarnaz

    1

    چقدر حامی خوبه چقدر اسمش بهش میاد واقعا حامی 😍 بهش گفت تو با هر شکستی قوی تر میشی چقدر قشنگ 😍عاشقتم حامیییی❤️💋

    ۲ سال پیش
  • Zarnaz

    1

    حامی چقدر قشنگ حرص میخوره میگه چقدر خواستم بهش هست🤭🤭قراره دوماد تون بشه😉😎این وسط توران چی میگه جمع کن ببینم هی ندا و سهند میکنی خودت حلش کن تو که یه پا کارگاه گجتی😡😑

    ۲ سال پیش
  • Ftm

    2

    سلام نگار جون امیدوارم حالت خوب باشه یه پارت جبرانی هنوز مونده قربون دستت😁😚😘

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    2

    مهواخجالتم خوب چیزی ها لباس میدی ببره برای ارش 😂 ولی خوب ثابت شدلاقل یه گوشه ذهنش جایی برای ارش هست

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    2

    چراتمومی نداره بدبختی مهوا اگه راست باشه حرفای توران حتی اگه تصادفم کرده باشه اثرکتک کاری و...هست اونوقت بازایناماجرادارن که😭

    ۲ سال پیش
  • ساناز

    0

    🤍💚❤️💛🧡🩵🤎💙🩶💜

    ۲ سال پیش
  • Ftm

    2

    واس چی آرش بدون اینا و تنها باید ناهار میخورد ناراحت شدم

    ۲ سال پیش
  • Ftm

    1

    اصلا انتظار همچین پارتی و نداشتم 😐😐معذرت

    ۲ سال پیش
  • Ftm

    2

    شماره ارشم حتما از سهند گرفته اصلا گیریم که راست گفته چرا باید این همه راهو که اومدن الکی الکی ول کنن برن اونم بخاطر سخند که معلوم نیس راست گفتن یان خودشون عقل دارن ک باید شک کنن

    ۲ سال پیش
  • Ftm

    3

    از کجا معلوم راست بگه ؟شاید با سهند نقشه ای داذن و میخان تله ای که براشون گذاشتن و جبران کنن

    ۲ سال پیش
  • سمانه

    1

    خوشحالم برا مهوا که حامی رو داره انشالله که همیشه همین جوری حامی و پشتیبان مهوا باشه من احساس میکنم تو موضوع سهند هم پای هادی وسط باشه امیدوارم سهند نمیره تا آرش به دردسر نیفته

    ۲ سال پیش
  • پرنیا

    1

    توران هرجا باشه اعصاب خوردی داره خدانکنه بمیره که آرش تو دردسر میفته😔

    ۲ سال پیش
  • هدی

    1

    چقد حامی قشنگ گفت تو با هر مشکلی فقط قوی تر میشی ، سرسخت تر میشی❤️

    ۲ سال پیش
کپی شد!