پارت نوزده :
همینطور پای بیچارهام را میمالیدم که آقای امید بالا سرم ظاهر شد. کمی خم شد و بعد با لحنی جدی گفت:
- ببخشید کمکت نمیکنم بلند شی...
صاف شد، لبخندی مکش مرگما زده و باز ادامه داد:
- جفت دستام پلاتین دارن.
چپچپ نگاهش کردم و درحالی که خاک روی کاپشن و شلوارم را تکان میدادم گفتم:
- جای سالم هم دارید؟
پِقی زیر خنده زده و کله بالا انداخت. میان همان خنده گفت:
- نه. راستش
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۵۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
پرنیا
1به امید هم یاد بده هرجا نیاز به فحش داد دوتا لعنت برای نرگس بفرسته
۱ سال پیشریحآن
3یه صحنه فکرکردم آقای امید یه کلکسون کامل از امراض تشریف دارن😂😂😂 هرجا خرابکاری میکنه نرگس رو لعنت میکنه خدایی خودتم مقصری خب دخترجان🤦 ♀️🤦 ♀️
۲ سال پیشاکرم بانو
1البته این نظرشخصی منه و به کارخوب شماهیچ ایرادی وارد نیست👏👏👏
۲ سال پیشاکرم بانو
2خانوم علی ابادی ماهم شمارودوست داریم هم رمان هاتون رو،فقط بایداعترافی کنم که عکس شخصیت هارو دوست نداشتم چون وقتی میخوام خودم روباداستان شماوفق بدم،ناخواسته تصویراون بازیگرای عزیزمیادجلوچشمم ویکم سخته
۲ سال پیشاکرم بانو
3واای خدا،خز پارتی😂😂😂خیلی خندیدیم
۲ سال پیشAa
1👏👏👏😆😆😆💙🩵💚
۲ سال پیشZarnaz
2چقدر خوش شانسی ماهی اون از گوشت هات و... اینان که تا وارد ترکیه شدی نابود شد اینم از لباس و کتاب هات 🤭
۲ سال پیشZarnaz
2میگه وای اینجارو نگاه کن خز پارتی واقعا داشتن با وسایلت حال میکردن🤭
۲ سال پیشZarnaz
2ماهی واقعا چرا نگذاشتی تو اون خونه 🤣🤔که حالا این بلا سرت بیاد 🤭🤭به نظرم داخل همین مزرعه زندگی کن چه اشکال داره🙃
۲ سال پیشZarnaz
1عالییی عالیییی مرسی فاطمه جونم 😍👏مثل همیشه گل کاشتی کلی خندیدیم مرسی بوس بهت 💋🤭
۲ سال پیشسارا
1ای جان بچمون بکل از دست رفت 🤣🤣🤣
۲ سال پیشحنانه
2امید چه اسقاطیه دستاشم که پلاتین داره 😂 ماهی گلاب به روت یبوستم بگیره میگه لعنت بهت نرگس
۲ سال پیشنیلوفر آبی
1عالی کلی خندیدم وای ازدست ماهی
۲ سال پیشساناز
0❤️💛🩵🧡🤎💙💜🩶💚🤍
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

سهیلا
3خیلی جذاب و گیرا میباشد و این هنر بزرگی ست آفرین به این توانایی