اولویت اول به قلم سعیده براز
پارت شصت :
به باشگاه که می رسیم، امین در حال تی کشیدن کف سالن است.
ـ بچه ها یکم صبر کنید کارم تموم بشه، امروز باشگاه دیر تعطیل شد.
نگاهی به ساعت می اندازم و متراژ باشگاه را هم از نظر می گذرانم، حالا حالا ها امین کار داشت و اینگونه وقتمان هدر می رفت. به سمتش می روم و دسته ی تی را می گیرم اما مقاومت می کند و تی را به دستم نمی دهد.
ـ چیکار می می کنی؟
ـ تو برو طاها رو گرم کن، من اینجا رو تی می کش
لطفا صبر کنید...

.
0عالیه😀بخونیدش به نظرم