پارت صد و نود و هشتم :


سید روبروی آپارتمان بزرگ و چند طبقه‌ای توقف می‌کند.

- این مدت پدرت اینجا بود محمد، از اینجا فقط من و پدرت خبر داریم.

بدون جواب دادن به سید از ماشین پیاده می‌شوم و وارد ساختمان می‌شویم. سوار آسانسور می‌شویم و طبقه اول که می‌رسد، سید می‌گوید:

- دلخور نباش پسر، اونیکه باید دلخور باشه تو نیستی.

طبقه چهارم از آسانسور پیاده می‌شویم و تمام مدت به جواب‌ه

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۹۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!