پارت صد و نود و هفتم :

محمد

تمام طول مراسم منتظر توضیح یا حرفی از طرف سید می‌شوم. همان قدر که من منتظرم سید در بی‌خیالی مطلق مشغول صحبت با پدر است. بعد از عقد آقایان به حیاط رفته و ادامه مراسم به طور جداگانه برگزار شد.

ماهی در اتاق عقد تمام مدت سرش پایین بود و هر زمان سرش را برای جواب به مادر خودش یا بقیه بلند می‌کرد، همه جا را نگاه می‌کرد جز جایی که من حضور داشتم. عروس احمد ،منیر، هم این مدت

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۹۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!