ماه در مه به قلم محبوبه لطیفی
پارت صد و نود و ششم :
زمان حال
ماهی
محمد زودتر از من به خود میآید و با نگاهی که کم کم از سمت بهت و حیرت به سمت خشم میرود، دهانش را باز میکند. موقعیتی که در آن هستم تنها حسنش این است که از حالت تهوع دیگر خبری نیست. آنقدر شوکه شدهام که هر آن فکر میکنم خوابم و اینبار به جای همه آن کابوسها، محمد را این طور آرام میبینم. محمد که حالا کاملا از آن حالت شوک خارج شده است، دستش را به سمت صورت
لطفا صبر کنید...