ماه در مه به قلم محبوبه لطیفی
پارت صد و نود و یک :
صبح روز عقد
ماهی
درحال فرار هستم. همه دنیا انگار دارند به بدبختیهای من میخندند. صدای خندههای آزار دهنده حتی برای یک لحظه هم قطع نمیشود. نفسی برایم نمانده است. دهانم خشک شده و لبهایم از شدت تشنگی ترک خورده است. عضلات پاهایم از درد فریاد میزنند اما جرات ایستادن ندارم. ضربان قلبم را میشنوم، آنقدر که احساس میکنم هر آن ممکن است قلبم از س
مطالعهی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۹۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

محبوبه لطیفی | نویسنده رمان
سلامت باشین
۱ سال پیششکوفه
0سلام گلم باز که اکلیل قلبم و سیاه کردی کو پارت هدیه .دیدی چقدر رو. دارم طلبکارم ازت میخواستی آنقدر خوب ننویسی ما هم گیر پارت هدیه ندیم والللااااااا
۱ سال پیش
محبوبه لطیفی | نویسنده رمان
وقت کنم حتما پارت هدیه داریم که شما خوشحال بشی
۱ سال پیشریحانه
1به امید اینکه چنتا پارت و بخونم اومدم دیدم یکیه💔 منتظر ادامه رمانم
۱ سال پیش
محبوبه لطیفی | نویسنده رمان
عزیزم
۱ سال پیشستاره
2آخی🥺🥺🥺حیف که کوتاه بودمابه پارتهای هدیه تون عادت داریم بانو😇😇
۱ سال پیش
محبوبه لطیفی | نویسنده رمان
بازم الان براتون می فرستم پارت هدیه
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...
شاپرک
1خسته نباشی عزیزم❤️