ماه در مه به قلم محبوبه لطیفی
پارت صد و هشتاد و ششم :
صحبتها از آب و هوا شروع شده و به ازدواج و مهریه ختم میشود. تمام مدت در سکوت بقیه را نگاه میکنم و هر بار که سعی میکنم عروس را نگاه کنم آنچنان با اخم و رنگی از نفرت مرا نگاه میکند که از کار خود پشیمان میشوم.
چای معروف را که عروس میآورد، همه با به به و تعریف چای را میخورند. چای من در استکان سرد میشود، بدون اینکه میلی برای خوردنش داشته باشم.
پس ماهی تصمیم
مطالعهی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۹۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
زهرا
0مگر احمد نمیدوند ماهی زن محمد بوده
۱ سال پیشریحانه
0جز سید، محمد، ماهی و احتمالا پدر محمد هیچ *** از ازدواجشون خبر نداره
۱ سال پیش
محبوبه لطیفی | نویسنده رمان
نه نمی دونه
۱ سال پیششکوفه
0وای چرا اینجوری شد نویسنده جان من فکر کردم واسه خواهر ماهی میخوان برن نه خودش دیگه دوست ندارم ادامه رمان و بخونم ذوقم کور شد
۱ سال پیشریحانه
3به نظرم منیر خواهر ماهیه مگ دو قلو نبودن به خاطر همین به هم شبیهن
۱ سال پیشفاطمه
1شکوفه خانم یکم صبر داشته باش عجله نکن
۱ سال پیششکوفه
0همونو ندارم عزیزم اکلیل قلبم سیاه شد آنقدر با عذاب ماهی گریه کردم
۱ سال پیشفاطمه
2دوستان آروم باشید این دختره منیر هست خواهر دوقلوی ماهی 😁 بح بح چه رمان خفنی دمت گرم نویسنده عزیز بازم ممنونم بابت پارت های هدیه خیلی گلی بوس بهت❤️😘
۱ سال پیششکوفه
1خیلی خیلی از دستت ناراحتم خانم نویسنده
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...
حسین
0فعلاً نظری ندارم