پارت صد و هشتاد و هفتم :


تاریخ عقد و عروسی همزمان برای هفته آینده در روز عید قربان تعیین می‌شود. همه برای سلامتی عروس و داماد صلوات می‌فرستند.

- حاج خانم اگه موافق باشین از طرف عروس و داماد یه نفر برای خرید همراهشون باشه.

سید دستی به سرش می‌کشد و منتظر جواب مادر ماهی می‌شود.

- از طرف ما ...


مادر ماهی چند لحظه‌ای مکث می‌کند. انگار که موضوعی او را ناراحت کرده باشد و با یاد آ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۹۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • حسین

    0

    فعلاً نظری ندارم

    ۱ سال پیش
  • حنانه

    1

    دختره شاید خواهر ماهی منیره ماهیم واسش تعریف کرده واس همین از محمد بدش میادو محض اذیت کردن بهش گفت خداحافظ برای همیشه نمیدونم والا حدس و گمانه دیگه هرچند پرت😂

    ۱ سال پیش
  • محبوبه لطیفی | نویسنده رمان

    حدس هات عالیه تا اینجا

    ۱ سال پیش
  • حنانه

    1

    خیلی جالب شده تقریبا مطمئنم نامزد احمد ماهی نیست ولی اون خداحافظ برای همیشه ای که گفت و این آخرشم محدجان محمد جانش عجیب بود

    ۱ سال پیش
  • محبوبه لطیفی | نویسنده رمان

    ممنون که اینقدر با دقت می خونین

    ۱ سال پیش
  • شکوفه

    0

    باورکن نویسنده جونم دو دقیقه هم نیست چه برسه به ۴دقیقه بد عادت شدیم با پارت هدیه قلبم شکست اکلیلش هم ریخت بیرون

    ۱ سال پیش
  • محبوبه لطیفی | نویسنده رمان

    الان برات پارت هدیه می‌فرستم عزیزم

    ۱ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!