حسرت با هم بودن به قلم مرضیه نعمتی
پارت هشتاد و هشتم :
فصل 36
بعد از حل شدن آن ماجرا من و مجید به هم قول دادیم از روزهای بعد زندگی جدیدمان را با شیرینی شروع کنیم. وقتی در مورد تصمیم خودم و مجید با هنگامه حرف زدم، لبخندی زد و گفت:
ـ واقعاً کار درستی کردین. زندگی ارزش این همه تلخی و ناراحتی رو نداره... برید با هم خوش بگذرونید بابا. درسته زندگی برادرت و زن برادرت به هم خورده اما زندگی شما دو تا که جریان داره.
ـ خدارو شکر که دارم یه نفس راحت
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۲۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

مرضیه نعمتی | نویسنده رمان
🙏❤
۲ سال پیشبی چاره الهام
0بیچاره الهام
۲ سال پیش
مرضیه نعمتی | نویسنده رمان
😔💔
۲ سال پیشر
0وای ببخشید مرضیه جون از بس در عمق رمان رفته بودم بعد از سلام بجای اسم شما اسم شخصیت و گفتم 😄😄
۲ سال پیش
مرضیه نعمتی | نویسنده رمان
متوجه شدم 🥰 اصلاح کردم.
۲ سال پیشر
0سلام مرضیه جون خیلی قشنگ بود همراه رمان گریم گرفت چقد غم انگیز بود الهام و مجید وای.مرسی گلم از قلمت واقعا قشنگه.
۲ سال پیش
مرضیه نعمتی | نویسنده رمان
ممنون عزیزم. دردناکه اینطور جداییها ولی گریزی از سرنوشت نیست😔💔♥️
۲ سال پیشنهال
1چه غم انگیز😔
۲ سال پیش
مرضیه نعمتی | نویسنده رمان
😔💔
۲ سال پیشاسرا
2عالیست
۲ سال پیش
مرضیه نعمتی | نویسنده رمان
🙏♥️
۲ سال پیشاسرا
0ا شماهم اسرا۱۵ساله هستی یایه اسرادیگه هم هست)
۲ سال پیش
مرضیه نعمتی | نویسنده رمان
فعلا دو خواننده نازنین به اسم اسرا دارم🙂💞
۲ سال پیشاسرا
0امیدوارم رمان ۵هم اینجابذاریدبانو
۲ سال پیش
مرضیه نعمتی | نویسنده رمان
حتما عزیزم. سپاس از لطف و مهربونیت🙏💖
۲ سال پیشاسرا
1خیلی عالی ودلنشین
۲ سال پیش
مرضیه نعمتی | نویسنده رمان
🙏💖
۲ سال پیشاسرا.
0الان ازمجیدطلاق،نمیگیره فقط جداازهم میشن آیا❤🙏
۲ سال پیش
مرضیه نعمتی | نویسنده رمان
به زودی مشخص میشه♥️
۲ سال پیشانا
2دلم سوخت واسه الهام
۲ سال پیش
مرضیه نعمتی | نویسنده رمان
💔💔
۲ سال پیشZarnaz
2چقدر غم انگیز نمیخوامممممم 😪چرا اخه🥺😭مرسی مرضیه جونم عالی بود مثل همیشه 💋❤️
۳ سال پیش
مرضیه نعمتی | نویسنده رمان
خدا نصیب هیچ عاشقی نکنه اینطور جدایی رو💔❤
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

اسرا
0خیلی عالی است