رمان نقاب ششم به قلم درنا
آریا همیشه استعداد عجیبی توی دردسر درست کردن داشته... اما این بار یه شوخی ساده، اونو به جایی میکشونه که هیچکس نباید ببینه؛ یه جسد بیچهره، یه آیین فراموششده و یه سایه با چشمهای طلایی که انگار سالها منتظرش بوده... وقتی تعادل یه راز قدیمی به هم میخوره، آریا ناخواسته وارد بازی مرگباری میشه که نه قانونهاشو میدونه و نه راه فراری ازش داره. هرچی بیشتر برای نجات خودش و آدمهایی که دوستشون داره تلاش میکنه، بیشتر توی تاریکیای فرو میره که سالها زیر نقابهای رنگارنگ شهر پنهان شده. توی شهری که همه یه چیزی برای پنهان کردن دارن، حقیقت میتونه از هر هیولایی ترسناکتر باشه... و وقتی نقابها یکییکی میافتن، فقط یه سؤال باقی میمونه: واقعاً هیولا کیه؟
ژانر : طنز، تخیلی، هیجانی، معمایی، جنایی
تخمین مدت زمان مطالعه : ۴ ساعت و ۱۴ دقیقه ۴۳ ثانیه
ژانر : #معمایی #هیجانی #تخیلی #جنایی #طنز
خلاصه :
آریا همیشه استعداد عجیبی توی دردسر درست کردن داشته...
اما این بار یه شوخی ساده، اونو به جایی میکشونه که هیچکس نباید ببینه؛ یه جسد بیچهره، یه آیین فراموششده و یه سایه با چشمهای طلایی که انگار سالها منتظرش بوده...
وقتی تعادل یه راز قدیمی به هم میخوره، آریا ناخواسته وارد بازی مرگباری میشه که نه قانونهاشو میدونه و نه راه فراری ازش داره.
هرچی بیشتر برای نجات خودش و آدمهایی که دوستشون داره تلاش میکنه، بیشتر توی تاریکیای فرو میره که سالها زیر نقابهای رنگارنگ شهر پنهان شده.
توی شهری که همه یه چیزی برای پنهان کردن دارن، حقیقت میتونه از هر هیولایی ترسناکتر باشه...
و وقتی نقابها یکییکی میافتن، فقط یه سؤال باقی میمونه: واقعاً هیولا کیه؟
مقدمه
میگن زندگی آدم با یه تصمیم عوض میشه.
مزخرفه.
زندگی من با یه شوخی عوض شد.
فقط یه شوخی احمقانه که قرار بود چند دقیقه بخندیم و بعد فراموشش کنیم.
اما اون شب، بهجای خنده، چیزی پیدا کردم که هیچوقت نباید میدیدم.
یه جسد.
یه سایه.
و دو تا چشم طلایی که از دل تاریکی بهم زل زده بودن.
همهچی از همون شب شروع شد.
***
در شیشهای راهرو با یه نالهی خفه باز شد.
لبم رو به دندون گرفتم و آروم از لای در به داخل خزیدم.
راهرو توی سکوت فرو رفته بود. فقط جیرجیر کفش اسپرتم روی کاشیها و زوزهی ضعیف باد پاییزی که از پنجرههای نیمهباز رد میشد، به گوش میرسید. نور کمجون ماه از شیشههای بلند راهرو میریخت داخل و روی زمین رگههای نقرهای میکشید.
قدمهام با ضربان قلبم هماهنگ شده بود.
فقط چند قدم دیگه...
یک...
دو...
سه...
و بالاخره جلوی در قدیمی کلاس شیمی وایسادم.
لبخند کمرنگی روی لبم نشست.
- مرحلهی اول انجام شد.
آروم نفسم رو بیرون دادم و دستگیرهی سرد رو پایین کشیدم. دستم یکم میلرزید. نه از ترس...
یا حداقل خودم دوست داشتم اینطوری فکر کنم.
در با یه نالهی آروم باز شد.
سریع رفتم داخل و پشت سرم بستمش.
چند ثانیه همونجا وایسادم و کف دستم رو روی در گذاشتم. قلبم جوری میکوبید که انگار فهمیده بود صاحبش یه احمق تمامعیاره و تصمیم گرفته بود اعتراض رسمی ثبت کنه.
چشمم توی کلاس چرخید.
کمدهای شیشهای کل دیوار رو پوشونده بودن و پشتشون ردیفی از بشرها، لولههای آزمایش و بطریهای مواد شیمیایی دیده میشد. میزها توی تاریکی گم شده بودن و نور ماه فقط تیکههایی از کلاس رو روشن میکرد.
پشت میز معلم، هدف اصلی عملیات منتظر من بود.
لپتاپ میرزایی.
لبخندم یه درجه بزرگتر شد.
بدون معطلی رفتم سمت میز، کولهم رو روی زمین گذاشتم و لپتاپ خودم رو بیرون کشیدم. بعد پورت قرمز رو بین دو دستگاه جا زدم.
چند ثانیه بعد، هر دو صفحه روشن شدن.
عکس ماری کوری روی صفحهی قفل ظاهر شد.
پوزخند زدم.
- معلومه هنوز واسه نوبل برنامه داری، استاد.
انگشتهام روی کیبورد نشست.
الان وقتشه آریا.
پنجرهها یکی بعد از اون یکی باز میشدن. خطهای کد از جلوی چشمم رد میشدن و تیکتاک ساعت مچیم توی سکوت کلاس میپیچید.
زیر لب گفتم: یک... دو... سه...
کلید اینتر رو زدم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- و وارد شدیم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irیه لبخند رضایتمند روی صورتم نشست.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irچند کلیک بعد، فایل ویدیوی دستکاریشدهی تدریس فردا رو از درایوم فرستادم روی لپتاپ میرزایی.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنوار سبز انتقال روی صفحه ظاهر شد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irچشمم روی عدد بالای پنجره ثابت موند.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irپنج دقیقه.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irپنج دقیقه برای یه فایل سه گیگی.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irانگار قرار بود این نوار لعنتی تا زمان بازنشستگیم پر بشه.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irپوفی کشیدم و خودم رو روی صندلی معلم انداختم. با فشار پام، صندلی چند سانتیمتر عقب رفت و چرخهاش یه صدای معترض کوتاه درآوردن.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irسرم رو عقب بردم و به سقف خیره شدم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irچند تا لکهی تیره روی سفیدی سقف خودنمایی میکرد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irعجیب بود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمدرسهای که اگه یه برگ خشک توی حیاط پیدا میشد جلسهی بحران تشکیل میداد، هنوز نتونسته بود این لکهها رو جمع کنه.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنگاهی به ساعت گوشیم انداختم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاز نیمهشب گذشته بود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمیمهای توی ویدیو خوب بودن.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irخیلی هم خوب بودن.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irولی کافی نبود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irسال آخر بود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاگه قرار بود از مورکالیا برم، باید یه چیزی از خودم به جا میذاشتم. یه میراث فرهنگی. یه اثر هنری. یه پروندهی انضباطی که تا چند نسل بعد هم دربارهش حرف بزنن.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irآهان... همون آریا آذرخش؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irآره دیگه. همون دیوونهای که نزدیک بود سیستم مدرسه رو از هم بپاشه.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irلبخند شیطنتآمیزی روی صورتم نشست.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irچراغ گوشی رو روشن کردم و کنار صندلی زانو زدم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنور رو زیرش انداختم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irچهار پیچ.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irگیرهسر سیاهی رو از کیفم بیرون آوردم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irهنوزم برام عجیب بود که همچین ابزار خطرناکی رو تحت عنوان اکسسوری دخترونه میفروشن.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنوک گیره رو کنار پیچ اول گذاشتم و آروم چرخوندم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irیه کم شل شد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irولش کردم و رفتم سراغ بعدی.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irچند ثانیه بعد، بعدی...
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irو درست همون لحظه صدای زنگ گوشی توی کلاس پیچید.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irقلبم تقریبا از سینهم بیرون پرید.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irگیره از دستم افتاد و روی زمین تقی کرد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irلعنت.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبا دستپاچگی گوشی رو بیرون کشیدم و روی حالت بیصدا گذاشتم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبعد خشک شدم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irچشمم روی در کلاس قفل شده بود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irسکوت.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irفقط سکوت.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاما قلبم هنوز دیوونهوار میکوبید و عرق سردی روی شقیقهم نشسته بود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irچند ثانیه صبر کردم. وقتی مطمئن شدم کسی صدای زنگ رو نشنیده، نفس عمیقی کشیدم و علامت سبز تماس رو کشیدم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irگوشی رو کنار گوشم گذاشتم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irصدای رامتین همون لحظه توی گوشم پیچید.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- آریا، گاومون زایید.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irپوزخند زدم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- سلام به تو هم. چی شده؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- همین الان میرزایی وارد مدرسه شد و داره میاد سمت کلاس شیمی.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irلبخندم همونجا خشک شد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبیاختیار نگاهم رفت سمت لپتاپ.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irلعنت.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاسترس مثل آب یخ توی رگهام دوید.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- هنوز دو دقیقه مونده.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irرامتین یه نفس کلافه کشید.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- آریا، زود باش بیا پایین. این سال آخری یه گندی نزن. هی بهت گفتم بیخیال شوخی امسال شو، ولی نه! آقا هنرمند باید اثرش رو خلق کنه...
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irگوشی رو یه کم از گوشم دور گرفتم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- مرسی که خبر دادی.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- آریا، جدی میگم اگه گیر بیفتی...
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irتماس رو قطع کردم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدوستام هیچوقت از شوخیهای سالانهم با کادر مدرسه خوششون نمیاومد. البته حق هم داشتن.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irهر سال یه نفر پیدا میشد که حدس بزنه کار منه.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irهر سال هم همون آدم نمیتونست ثابتش کنه.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبعدش هم یه هفته جوری جریمهم میکردن که انگار امنیت ملی رو به خطر انداخته بودم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irتنها کسی که همیشه کنارم بود رامتین بود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irو ترجیح میدادم همینطوری هم بمونه.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنگاهم برگشت سمت صفحه.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنوار سبز انتقال با آرامش اعصابخردکنش جلو میرفت.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irانگار هیچ عجلهای توی دنیا وجود نداشت.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irلبم رو به دندون گرفتم و وسایلم رو ریختم توی کوله.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبعد دو دستم رو به لبهی میز تکیه دادم و به صفحه خیره شدم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irسکوت کلاس سنگین شده بود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irخیلی سنگین.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاونقدر که حتی صدای نفس کشیدنم هم زیادی به نظر میرسید.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irانگشتهام یخ کرده بودن.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irچند ثانیه دیگه...
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irفقط چند ثانیه.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irهمون لحظه صدای چرخیدن دستگیره بلند شد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irسرم با سرعت به سمت در چرخید.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدستگیره خیلی آروم پایین رفت.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irخیلی آروم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irقفسهی سینهم بالا و پایین میشد و نبضم بیوقفه توی شقیقههام میکوبید.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irیه نگاه به در.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irیه نگاه به لپتاپ.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irپنج ثانیه مونده بود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irفقط پنج ثانیه.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاما انگار زمان تصمیم گرفته بود بازنشسته بشه.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irزیر لب زمزمه کردم: بدو دیگه... بدو...
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدستگیره چرخید.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدر تقی کرد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irچهار...
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irسه...
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدر آروم باز شد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدو...
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irیه سایه از لای در افتاد توی کلاس.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irیک...
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنوار سبز کامل شد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبالاخره.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبدون معطلی پورت رو کشیدم بیرون، لپتاپ میرزایی رو خاموش کردم و لپتاپ خودم رو چپوندم توی کوله.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irواقعاً آوردن یه فلش چه مشکلی داشت آریا؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irصدای قدمهایی توی کلاس پیچید.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irآروم نبود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاما عجله هم نداشت.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبدون اینکه حتی فکر کنم، خودم رو زیر میز پرت کردم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irزانوهام رو بغل گرفتم و کوله رو مثل باارزشترین دارایی دنیا به سینهم چسبوندم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنفسهام تند شده بود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irخیلی تند.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irقدمها نزدیکتر شدن.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنفسم رو حبس کردم و از لای پایههای میز نگاه انداختم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irیه مرد مسن.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irقدبلند.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irکمی خمیده.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irیه سطل توی یه دستش بود و یه جاروی بلند توی دست دیگهش.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irسرایدار.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irلبخندی بیاختیار روی لبم نشست.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irهمین که میرزایی نبود، خودش یه پیروزی محسوب میشد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمرد چند ثانیه کلاس رو برانداز کرد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنور ماه نصف صورتش رو روشن کرده بود و نصف دیگهش توی تاریکی مونده بود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبعد جارو رو محکمتر گرفت و به سمت کمدهای ته کلاس رفت.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irآروم نفسم رو بیرون دادم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irوقتی چند قدم از در فاصله گرفت، نیمخیز شدم و روی زانوهام به سمت خروجی خزیدم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irباید میرفتم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irهمین الان.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبوی تند عرق توی بینیم پیچیده بود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irتمام حواسم به سرایدار بود که در یکی از کمدها رو باز کرد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irو درست همون لحظه...
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irپشتم به در خورد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدر از ته دلش جیغ کشید.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irخشک شدم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irلبخندم همونجا مرد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irصدای محکم بسته شدن کمد توی کلاس پیچید.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبعد صدای سرایدار اومد: هوم؟ اون چی بود؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدیگه وقت فکر کردن نبود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاز جام پریدم و با تمام توانم دویدم سمت در خروجی.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- هی! وایسا!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irداد سرایدار پشت سرم بلند شد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاما من فقط میدویدم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبیتوجه به فریادهاش.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبیتوجه به نفسی که داشت بند میاومد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irفقط هر چند قدم یه بار، یه نگاه کوتاه به پشت سرم میانداختم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irصدای قدمهام با نفسهای بریدهم توی راهرو میپیچید.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبه دو راهی که رسیدم، خواستم بپیچم سمت راست که مستقیم به یه نفر خوردم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدستم دور بند کولهم سفت شد و چند قدم عقب رفتم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- آخ!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنفسم بند اومد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبا چشمهای گشاد شده نگاش کردم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبعد چشمم افتاد به چشمهای عسلی آشناش.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irیه نفس راحت کشیدم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- آخیش...
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irآرادین که داشت شونهش رو ماساژ میداد، سرش رو بلند کرد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- جلوتو نگاه کن آریا.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irابروهاش رفته بود بالا و معلوم بود ضربه کمزور نبوده.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبعد یه نگاه به اطراف انداخت.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاما همون لحظه رنگ صورتش عوض شد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- نگو اومدی فیلم رو بریزی رو لپتاپ میرزایی.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irسرم رو کج کردم و لبخند زدم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- خوشم میاد اینقدر سریع مطلبو میگیری.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبا حرص لبهاش رو به هم فشرد و یه ضربه به شونهم زد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- آخ!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irابروهام توی هم رفت.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدختره یا دستگاه تخریب ساختمونه؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنفسم رو با صدا بیرون دادم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- چته گوریل؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبیتوجه به اعتراضم، خیره نگام کرد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- تو آخه چیکار این میرزایی داری؟ اون بدبخت چه هیزم تری بهت فروخته؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irگوشهی لبم بالا رفت.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- آییی... نگو تمساحمون دلش واسه میرزایی سوخته؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irچشمهاش گرد شد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- اینقدر منو با اسم حیوونا صدا نکن.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنیشم باز شد که صدای آشنایی توی راهرو پیچید.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- خانم سورنا؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irخون توی رگهام یخ زد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمیرزایی.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبرای یه لحظه قلبم یادش رفت وظیفهش چیه.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irقبل از اینکه حتی فرصت فکر کردن پیدا کنم، آرادین یقهم رو گرفت و منو پشت دیوار کشید.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبعد لبخند مودب و مصنوعی همیشگیش رو زد و رفت جلو.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- شبتون بخیر آقای میرزایی.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنفسی که توی سینهم گیر کرده بود رو آروم بیرون دادم و از کنار دیوار سرک کشیدم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمیرزایی با تعجب نگاش میکرد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- اینجا چیکار میکنین؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irآرادین موهاش رو پشت گوشش داد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- یه وسیله جا گذاشته بودم. اومدم برش دارم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- این وقت شب؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irیه خندهی مضطرب کرد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- ضروری بود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمیرزایی چند ثانیه ساکت موند.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irخیره شده بود به چشمهای آرادین.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irانگار دنبال دروغ میگشت.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irموفق باشی استاد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irهیچوقت نمیتونست چیزی از چشمهای آرادین بخونه.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبالاخره سری تکون داد و خواست بره.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاما صدای دویدن کسی از ته راهرو بلند شد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irهر سه برگشتیم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irچند ثانیه بعد سرایدار از پیچ راهرو بیرون اومد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنفسنفس میزد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدستش روی زانوهاش بود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمیرزایی ابرو بالا انداخت.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- اتفاقی افتاده آقای هاشمی؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irهاشمی؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irپس اسمش هاشمی بود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمرد خودش رو صاف کرد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- دیگه واسه این مسخرهبازیها خیلی پیر شدم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبعد به سمت کلاس شیمی اشاره کرد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir- یه پسری توی کلاست بود. دوید اومد این طرف.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irزمان ایستاد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irکاملاً ایستاد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنگاهم فقط روی میرزایی قفل شده بود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمیرزایی خیلی آروم سرش رو چرخوند.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irخیلی آروم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irو مستقیم به سمتی نگاه کرد که من پشتش قایم شده بودم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irلعنت.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irآب دهنم رو قورت دادم و خودم رو عقب کشیدم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irقدمهای میرزایی بلند شد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irآروم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمنظم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irو هر لحظه نزدیکتر.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irقلبم داشت از سینهم بیرون میزد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irراه فرار.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irفقط یه راه فرار پیدا کن.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irچشمم افتاد به در کنارم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irهمون در ممنوعه.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irهمون دری که همه دربارهش حرف میزدن.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irلبم رو به دندون گرفتم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irانتخاب دیگهای نداشتم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبیصدا خودم رو بهش رسوندم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدستم روی دستگیرهی سرد نشست.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنفسم رو حبس کردم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irو در رو باز کردم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irیه شکاف باریک.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبعد سریع از لای در به داخل خزیدم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدر رو پشت سرم بستم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irچند قدم ازش فاصله گرفتم و همونجا وایسادم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irسکوت.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irفقط صدای نفسهای خودم رو میشنیدم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irچند بار پلک زدم تا چشمهام به تاریکی عادت کنن.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبعد آروم دستم رو لای موهام کشیدم و یه قدم جلو رفتم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irیه قدم دیگه.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irو یه قدم دیگه.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irسالها بود کسی جرئت نکرده بود وارد این اتاق بشه.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irو حالا من وسطش ایستاده بودم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irتاریکی همهجا رو بلعیده بود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنه پنجرهای بود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنه نوری.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irانگار روشنایی از مدتها پیش تصمیم گرفته بود دور این اتاق رو خط بکشه.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبوی چوب نمکشیده و آهن زنگزده توی هوا پخش بود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irقلبم هنوز مثل طبل میکوبید.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irچشمهام رو بستم و چند نفس عمیق کشیدم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irپاهام از خستگی میلرزیدن.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irآخرش پشت در روی زمین نشستم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irیه پام رو دراز کردم و اون یکی رو بغل گرفتم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irسرم رو به در تکیه دادم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irامسال واقعا روی لبهی تیغ راه میرفتم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاگه میرزایی منو موقع انجام این خرابکاری میگرفت، بدون شک هر کاری میکرد تا منو بفرسته کیمرا.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irیه گوشهی لبم بالا رفت؛ از اون لبخندهایی که انگار خودشونم مطمئن نیستن میخوان دیده بشن یا نه.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irیکم دلم برای آرادین میسوخت، ولی وقتی سعی میکرد عصبانی به نظر برسه، بیشتر شبیه یه پاندای بداخلاق میشد تا یه موجود ترسناک.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irپلکی زدم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irسه سال میشد که جمع دو نفرهمون شده بود یه گروه پنج نفره. آرادین، اوا و راینو یهو از ناکجاآباد پیداشون شده بودن و حالا جدا کردنشون از زندگیم تقریبا غیرممکن بود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنگاهم روی گوشهای از اتاق گیر کرد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irانگار یه چیزی اونجا بود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irچشمهام رو ریز کردم و بیشتر دقت کردم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irهمون لحظه یه سنگینی عجیب ته گلوم نشست.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irانگار یه بوی تند ناخواسته رفته بود توی بینیم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irهوا رو بو کشیدم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irیه چیزی بین میوهی گندیده و تخممرغ فاسد...
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irقاتی بوی سوختگی.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبوی مرگ میداد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبینیم رو جمع کردم و بدون توجه به اعتراض عضلات خستهم از جام بلند شدم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irگوشی رو از جیبم درآوردم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنور صفحه، هرچقدر ضعیف، از هیچی بهتر بود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irروشناییش رو سمت اون گوشه گرفتم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irو همون لحظه یخ زدم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنه فقط بدنم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irهمهچیز.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irانگار یکی دوشاخهی مغزم رو از پریز کشیده باشه.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irفقط خیره موندم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irشبکیهی چشمم تصویر رو میفرستاد، اما مغزم حاضر نبود قبولش کنه.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irیه بدن رنگپریده...
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irیه صورت سیاه و سوخته...
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبدون بینی...
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبدون دهن...
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irو دو حفرهی خالی به جای چشمها.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irیه جسد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irیه جسد بینقاب.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irپاهام خودشون عقب رفتن.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمن تصمیمی نگرفته بودم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبدنم قبل از مغزم فهمیده بود باید فرار کنه.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irقلبم چنان میکوبید که انگار میخواست از قفسهی سینهم فرار کنه.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدهنم باز شد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irخواستم فریاد بزنم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irهیچی بیرون نیومد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنه صدا.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنه ناله.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنه حتی یه نفس درست و حسابی.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irو بعد درد شروع شد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاول مثل چند مورچه که روی پوست سرم راه برن.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبعد صدها مورچه.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irهزاران مورچه.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irانگار چیزی از داخل مغزم داشت گوشت و استخونم رو میجوید.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدرد مثل آتیش توی سرم پیچید.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدنیا دور سرم چرخید.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irصدای برخورد گوشی با زمین رو دوردست شنیدم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمثل سنگی که ته یه دریاچه سقوط کنه.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irزانوهام خم شدن.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدستهام رو دو طرف سرم گذاشتم و فشار دادم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنمیتونستم نفس بکشم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irانگار هوا هم از دیدن اون جسد وحشت کرده بود و فرار کرده بود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدرد از مچ دستم بالا خزید.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمثل یه مار پیچخورده.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمثل چیزی که داشت بیدار میشد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدیگه نتونستم تحمل کنم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irهمهچیز سیاه شد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irو من سقوط کردم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir***
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irآب تا بینهایت کشیده شده بود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irچشمهام رو روی یه قایق چوبی باز کردم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irوسط یه اقیانوس آروم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنسیم خنکی روی سطح آب سر میخورد و موهای لختم رو تکون میداد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنفس عمیقی کشیدم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irهوا بوی آزادی میداد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبوی زندگی.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irآروم پلک زدم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irیادم نمیاومد چطور سر از اینجا درآورده بودم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاصلا قبلش کجا بودم؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irشونهای بالا انداختم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irراستش مهم هم نبود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبا یه لبخند کمرنگ روی عرشه دراز کشیدم و اجازه دادم گرمای آفتاب روی صورتم پخش بشه.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irصدای موجها...
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irپرندهها...
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irباد...
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irهمهچیز آروم بود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irانگار خود آرامش رو روی دنیا ریخته بودن.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irزمان گذشت.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irشاید چند ساعت.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irشاید چند دقیقه.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irتشخیصش غیرممکن بود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irکمکم ابرها روی خورشید خزیدن.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبارون شروع شد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irقطرههای سرد روی پوستم مینشستن و میلغزیدن.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irلبخند زدم و نشستم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدریا خشنتر شده بود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاما هنوز منظم بود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irهنوز آروم بود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنگاهم روی سایهم افتاد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irروی کف قایق کشیده شده بود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irکمرنگ.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمحو.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدستم رو بلند کردم تا آب رو لمس کنم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاما سایه تکون نخورد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir