آریا همیشه استعداد عجیبی توی دردسر درست کردن داشته... اما این بار یه شوخی ساده، اونو به جایی می‌کشونه که هیچ‌کس نباید ببینه؛ یه جسد بی‌چهره، یه آیین فراموش‌شده و یه سایه با چشم‌های طلایی که انگار سال‌ها منتظرش بوده... وقتی تعادل یه راز قدیمی به هم می‌خوره، آریا ناخواسته وارد بازی مرگباری می‌شه که نه قانون‌هاشو می‌دونه و نه راه فراری ازش داره. هرچی بیشتر برای نجات خودش و آدم‌هایی که دوستشون داره تلاش می‌کنه، بیشتر توی تاریکی‌ای فرو می‌ره که سال‌ها زیر نقاب‌های رنگارنگ شهر پنهان شده. توی شهری که همه یه چیزی برای پنهان کردن دارن، حقیقت می‌تونه از هر هیولایی ترسناک‌تر باشه... و وقتی نقاب‌ها یکی‌یکی می‌افتن، فقط یه سؤال باقی می‌مونه: واقعاً هیولا کیه؟

ژانر : طنز، تخیلی، هیجانی، معمایی، جنایی

تخمین مدت زمان مطالعه : ۴ ساعت و ۱۴ دقیقه ۴۳ ثانیه

نویسنده : درنا

ژانر : #معمایی #هیجانی #تخیلی #جنایی #طنز

خلاصه :

آریا همیشه استعداد عجیبی توی دردسر درست کردن داشته...

اما این بار یه شوخی ساده، اونو به جایی می‌کشونه که هیچ‌کس نباید ببینه؛ یه جسد بی‌چهره، یه آیین فراموش‌شده و یه سایه با چشم‌های طلایی که انگار سال‌ها منتظرش بوده...

وقتی تعادل یه راز قدیمی به هم می‌خوره، آریا ناخواسته وارد بازی مرگباری می‌شه که نه قانون‌هاشو می‌دونه و نه راه فراری ازش داره.

هرچی بیشتر برای نجات خودش و آدم‌هایی که دوستشون داره تلاش می‌کنه، بیشتر توی تاریکی‌ای فرو می‌ره که سال‌ها زیر نقاب‌های رنگارنگ شهر پنهان شده.

توی شهری که همه یه چیزی برای پنهان کردن دارن، حقیقت می‌تونه از هر هیولایی ترسناک‌تر باشه...

و وقتی نقاب‌ها یکی‌یکی می‌افتن، فقط یه سؤال باقی می‌مونه: واقعاً هیولا کیه؟

مقدمه

می‌گن زندگی آدم با یه تصمیم عوض می‌شه.

مزخرفه.

زندگی من با یه شوخی عوض شد.

فقط یه شوخی احمقانه که قرار بود چند دقیقه بخندیم و بعد فراموشش کنیم.

اما اون شب، به‌جای خنده، چیزی پیدا کردم که هیچ‌وقت نباید می‌دیدم.

یه جسد.

یه سایه.

و دو تا چشم طلایی که از دل تاریکی بهم زل زده بودن.

همه‌چی از همون شب شروع شد.

***

در شیشه‌ای راهرو با یه ناله‌ی خفه باز شد.

لبم رو به دندون گرفتم و آروم از لای در به داخل خزیدم.

راهرو توی سکوت فرو رفته بود. فقط جیرجیر کفش اسپرتم روی کاشی‌ها و زوزه‌ی ضعیف باد پاییزی که از پنجره‌های نیمه‌باز رد می‌شد، به گوش می‌رسید. نور کم‌جون ماه از شیشه‌های بلند راهرو می‌ریخت داخل و روی زمین رگه‌های نقره‌ای می‌کشید.

قدم‌هام با ضربان قلبم هماهنگ شده بود.

فقط چند قدم دیگه...

یک...

دو...

سه...

و بالاخره جلوی در قدیمی کلاس شیمی وایسادم.

لبخند کمرنگی روی لبم نشست.

- مرحله‌ی اول انجام شد.

آروم نفسم رو بیرون دادم و دستگیره‌ی سرد رو پایین کشیدم. دستم یکم می‌لرزید. نه از ترس...

یا حداقل خودم دوست داشتم این‌طوری فکر کنم.

در با یه ناله‌ی آروم باز شد.

سریع رفتم داخل و پشت سرم بستمش.

چند ثانیه همون‌جا وایسادم و کف دستم رو روی در گذاشتم. قلبم جوری می‌کوبید که انگار فهمیده بود صاحبش یه احمق تمام‌عیاره و تصمیم گرفته بود اعتراض رسمی ثبت کنه.

چشمم توی کلاس چرخید.

کمدهای شیشه‌ای کل دیوار رو پوشونده بودن و پشتشون ردیفی از بشرها، لوله‌های آزمایش و بطری‌های مواد شیمیایی دیده می‌شد. میزها توی تاریکی گم شده بودن و نور ماه فقط تیکه‌هایی از کلاس رو روشن می‌کرد.

پشت میز معلم، هدف اصلی عملیات منتظر من بود.

لپ‌تاپ میرزایی.

لبخندم یه درجه بزرگ‌تر شد.

بدون معطلی رفتم سمت میز، کوله‌م رو روی زمین گذاشتم و لپ‌تاپ خودم رو بیرون کشیدم. بعد پورت قرمز رو بین دو دستگاه جا زدم.

چند ثانیه بعد، هر دو صفحه روشن شدن.

عکس ماری کوری روی صفحه‌ی قفل ظاهر شد.

پوزخند زدم.

- معلومه هنوز واسه نوبل برنامه داری، استاد.

انگشت‌هام روی کیبورد نشست.

الان وقتشه آریا.

پنجره‌ها یکی بعد از اون یکی باز می‌شدن. خط‌های کد از جلوی چشمم رد می‌شدن و تیک‌تاک ساعت مچیم توی سکوت کلاس می‌پیچید.

زیر لب گفتم: یک... دو... سه...

کلید اینتر رو زدم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- و وارد شدیم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

یه لبخند رضایت‌مند روی صورتم نشست.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

چند کلیک بعد، فایل ویدیوی دستکاری‌شده‌ی تدریس فردا رو از درایوم فرستادم روی لپ‌تاپ میرزایی.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نوار سبز انتقال روی صفحه ظاهر شد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

چشمم روی عدد بالای پنجره ثابت موند.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پنج دقیقه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پنج دقیقه برای یه فایل سه گیگی.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

انگار قرار بود این نوار لعنتی تا زمان بازنشستگیم پر بشه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پوفی کشیدم و خودم رو روی صندلی معلم انداختم. با فشار پام، صندلی چند سانتی‌متر عقب رفت و چرخ‌هاش یه صدای معترض کوتاه درآوردن.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سرم رو عقب بردم و به سقف خیره شدم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

چند تا لکه‌ی تیره روی سفیدی سقف خودنمایی می‌کرد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

عجیب بود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

مدرسه‌ای که اگه یه برگ خشک توی حیاط پیدا می‌شد جلسه‌ی بحران تشکیل می‌داد، هنوز نتونسته بود این لکه‌ها رو جمع کنه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نگاهی به ساعت گوشیم انداختم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

از نیمه‌شب گذشته بود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

میم‌های توی ویدیو خوب بودن.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

خیلی هم خوب بودن.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ولی کافی نبود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سال آخر بود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

اگه قرار بود از مورکالیا برم، باید یه چیزی از خودم به جا می‌ذاشتم. یه میراث فرهنگی. یه اثر هنری. یه پرونده‌ی انضباطی که تا چند نسل بعد هم درباره‌ش حرف بزنن.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

آهان... همون آریا آذرخش؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

آره دیگه. همون دیوونه‌ای که نزدیک بود سیستم مدرسه رو از هم بپاشه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

لبخند شیطنت‌آمیزی روی صورتم نشست.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

چراغ گوشی رو روشن کردم و کنار صندلی زانو زدم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نور رو زیرش انداختم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

چهار پیچ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

گیره‌سر سیاهی رو از کیفم بیرون آوردم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

هنوزم برام عجیب بود که همچین ابزار خطرناکی رو تحت عنوان اکسسوری دخترونه می‌فروشن.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نوک گیره رو کنار پیچ اول گذاشتم و آروم چرخوندم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

یه کم شل شد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ولش کردم و رفتم سراغ بعدی.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

چند ثانیه بعد، بعدی...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

و درست همون لحظه صدای زنگ گوشی توی کلاس پیچید.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

قلبم تقریبا از سینه‌م بیرون پرید.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

گیره از دستم افتاد و روی زمین تقی کرد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

لعنت.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

با دستپاچگی گوشی رو بیرون کشیدم و روی حالت بی‌صدا گذاشتم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بعد خشک شدم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

چشمم روی در کلاس قفل شده بود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سکوت.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

فقط سکوت.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

اما قلبم هنوز دیوونه‌وار می‌کوبید و عرق سردی روی شقیقه‌م نشسته بود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

چند ثانیه صبر کردم. وقتی مطمئن شدم کسی صدای زنگ رو نشنیده، نفس عمیقی کشیدم و علامت سبز تماس رو کشیدم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

گوشی رو کنار گوشم گذاشتم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

صدای رامتین همون لحظه توی گوشم پیچید.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- آریا، گاومون زایید.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پوزخند زدم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- سلام به تو هم. چی شده؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- همین الان میرزایی وارد مدرسه شد و داره میاد سمت کلاس شیمی.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

لبخندم همون‌جا خشک شد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بی‌اختیار نگاهم رفت سمت لپ‌تاپ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

لعنت.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

استرس مثل آب یخ توی رگ‌هام دوید.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- هنوز دو دقیقه مونده.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

رامتین یه نفس کلافه کشید.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- آریا، زود باش بیا پایین. این سال آخری یه گندی نزن. هی بهت گفتم بی‌خیال شوخی امسال شو، ولی نه! آقا هنرمند باید اثرش رو خلق کنه...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

گوشی رو یه کم از گوشم دور گرفتم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- مرسی که خبر دادی.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- آریا، جدی میگم اگه گیر بیفتی...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

تماس رو قطع کردم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

دوستام هیچ‌وقت از شوخی‌های سالانه‌م با کادر مدرسه خوششون نمی‌اومد. البته حق هم داشتن.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

هر سال یه نفر پیدا می‌شد که حدس بزنه کار منه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

هر سال هم همون آدم نمی‌تونست ثابتش کنه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بعدش هم یه هفته جوری جریمه‌م می‌کردن که انگار امنیت ملی رو به خطر انداخته بودم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

تنها کسی که همیشه کنارم بود رامتین بود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

و ترجیح می‌دادم همین‌طوری هم بمونه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نگاهم برگشت سمت صفحه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نوار سبز انتقال با آرامش اعصاب‌خردکنش جلو می‌رفت.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

انگار هیچ عجله‌ای توی دنیا وجود نداشت.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

لبم رو به دندون گرفتم و وسایلم رو ریختم توی کوله.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بعد دو دستم رو به لبه‌ی میز تکیه دادم و به صفحه خیره شدم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سکوت کلاس سنگین شده بود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

خیلی سنگین.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

اون‌قدر که حتی صدای نفس کشیدنم هم زیادی به نظر می‌رسید.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

انگشت‌هام یخ کرده بودن.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

چند ثانیه دیگه...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

فقط چند ثانیه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

همون لحظه صدای چرخیدن دستگیره بلند شد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سرم با سرعت به سمت در چرخید.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

دستگیره خیلی آروم پایین رفت.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

خیلی آروم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

قفسه‌ی سینه‌م بالا و پایین می‌شد و نبضم بی‌وقفه توی شقیقه‌هام می‌کوبید.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

یه نگاه به در.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

یه نگاه به لپ‌تاپ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پنج ثانیه مونده بود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

فقط پنج ثانیه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

اما انگار زمان تصمیم گرفته بود بازنشسته بشه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

زیر لب زمزمه کردم: بدو دیگه... بدو...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

دستگیره چرخید.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

در تقی کرد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

چهار...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سه...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

در آروم باز شد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

دو...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

یه سایه از لای در افتاد توی کلاس.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

یک...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نوار سبز کامل شد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بالاخره.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بدون معطلی پورت رو کشیدم بیرون، لپ‌تاپ میرزایی رو خاموش کردم و لپ‌تاپ خودم رو چپوندم توی کوله.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

واقعاً آوردن یه فلش چه مشکلی داشت آریا؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

صدای قدم‌هایی توی کلاس پیچید.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

آروم نبود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

اما عجله هم نداشت.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بدون اینکه حتی فکر کنم، خودم رو زیر میز پرت کردم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

زانوهام رو بغل گرفتم و کوله رو مثل باارزش‌ترین دارایی دنیا به سینه‌م چسبوندم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نفس‌هام تند شده بود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

خیلی تند.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

قدم‌ها نزدیک‌تر شدن.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نفسم رو حبس کردم و از لای پایه‌های میز نگاه انداختم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

یه مرد مسن.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

قدبلند.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

کمی خمیده.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

یه سطل توی یه دستش بود و یه جاروی بلند توی دست دیگه‌ش.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سرایدار.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

لبخندی بی‌اختیار روی لبم نشست.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

همین که میرزایی نبود، خودش یه پیروزی محسوب می‌شد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

مرد چند ثانیه کلاس رو برانداز کرد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نور ماه نصف صورتش رو روشن کرده بود و نصف دیگه‌ش توی تاریکی مونده بود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بعد جارو رو محکم‌تر گرفت و به سمت کمدهای ته کلاس رفت.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

آروم نفسم رو بیرون دادم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

وقتی چند قدم از در فاصله گرفت، نیم‌خیز شدم و روی زانوهام به سمت خروجی خزیدم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

باید می‌رفتم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

همین الان.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بوی تند عرق توی بینیم پیچیده بود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

تمام حواسم به سرایدار بود که در یکی از کمدها رو باز کرد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

و درست همون لحظه...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پشتم به در خورد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

در از ته دلش جیغ کشید.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

خشک شدم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

لبخندم همون‌جا مرد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

صدای محکم بسته شدن کمد توی کلاس پیچید.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بعد صدای سرایدار اومد: هوم؟ اون چی بود؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

دیگه وقت فکر کردن نبود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

از جام پریدم و با تمام توانم دویدم سمت در خروجی.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- هی! وایسا!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

داد سرایدار پشت سرم بلند شد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

اما من فقط می‌دویدم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بی‌توجه به فریادهاش.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بی‌توجه به نفسی که داشت بند می‌اومد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

فقط هر چند قدم یه بار، یه نگاه کوتاه به پشت سرم می‌انداختم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

صدای قدم‌هام با نفس‌های بریده‌م توی راهرو می‌پیچید.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

به دو راهی که رسیدم، خواستم بپیچم سمت راست که مستقیم به یه نفر خوردم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

دستم دور بند کوله‌م سفت شد و چند قدم عقب رفتم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- آخ!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نفسم بند اومد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

با چشم‌های گشاد شده نگاش کردم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بعد چشمم افتاد به چشم‌های عسلی آشناش.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

یه نفس راحت کشیدم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- آخیش...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

آرادین که داشت شونه‌ش رو ماساژ می‌داد، سرش رو بلند کرد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- جلوتو نگاه کن آریا.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ابروهاش رفته بود بالا و معلوم بود ضربه کم‌زور نبوده.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بعد یه نگاه به اطراف انداخت.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

اما همون لحظه رنگ صورتش عوض شد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- نگو اومدی فیلم رو بریزی رو لپ‌تاپ میرزایی.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سرم رو کج کردم و لبخند زدم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- خوشم میاد این‌قدر سریع مطلبو می‌گیری.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

با حرص لب‌هاش رو به هم فشرد و یه ضربه به شونه‌م زد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- آخ!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ابروهام توی هم رفت.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

دختره یا دستگاه تخریب ساختمونه؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نفسم رو با صدا بیرون دادم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- چته گوریل؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بی‌توجه به اعتراضم، خیره نگام کرد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- تو آخه چیکار این میرزایی داری؟ اون بدبخت چه هیزم تری بهت فروخته؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

گوشه‌ی لبم بالا رفت.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- آییی... نگو تمساحمون دلش واسه میرزایی سوخته؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

چشم‌هاش گرد شد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- این‌قدر منو با اسم حیوونا صدا نکن.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نیشم باز شد که صدای آشنایی توی راهرو پیچید.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- خانم سورنا؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

خون توی رگ‌هام یخ زد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

میرزایی.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

برای یه لحظه قلبم یادش رفت وظیفه‌ش چیه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

قبل از اینکه حتی فرصت فکر کردن پیدا کنم، آرادین یقه‌م رو گرفت و منو پشت دیوار کشید.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بعد لبخند مودب و مصنوعی همیشگیش رو زد و رفت جلو.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- شبتون بخیر آقای میرزایی.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نفسی که توی سینه‌م گیر کرده بود رو آروم بیرون دادم و از کنار دیوار سرک کشیدم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

میرزایی با تعجب نگاش می‌کرد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- اینجا چیکار می‌کنین؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

آرادین موهاش رو پشت گوشش داد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- یه وسیله جا گذاشته بودم. اومدم برش دارم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- این وقت شب؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

یه خنده‌ی مضطرب کرد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- ضروری بود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

میرزایی چند ثانیه ساکت موند.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

خیره شده بود به چشم‌های آرادین.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

انگار دنبال دروغ می‌گشت.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

موفق باشی استاد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

هیچ‌وقت نمی‌تونست چیزی از چشم‌های آرادین بخونه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بالاخره سری تکون داد و خواست بره.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

اما صدای دویدن کسی از ته راهرو بلند شد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

هر سه برگشتیم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

چند ثانیه بعد سرایدار از پیچ راهرو بیرون اومد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نفس‌نفس می‌زد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

دستش روی زانوهاش بود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

میرزایی ابرو بالا انداخت.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- اتفاقی افتاده آقای هاشمی؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

هاشمی؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پس اسمش هاشمی بود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

مرد خودش رو صاف کرد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- دیگه واسه این مسخره‌بازی‌ها خیلی پیر شدم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بعد به سمت کلاس شیمی اشاره کرد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

- یه پسری توی کلاست بود. دوید اومد این طرف.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

زمان ایستاد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

کاملاً ایستاد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نگاهم فقط روی میرزایی قفل شده بود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

میرزایی خیلی آروم سرش رو چرخوند.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

خیلی آروم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

و مستقیم به سمتی نگاه کرد که من پشتش قایم شده بودم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

لعنت.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

آب دهنم رو قورت دادم و خودم رو عقب کشیدم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

قدم‌های میرزایی بلند شد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

آروم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

منظم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

و هر لحظه نزدیک‌تر.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

قلبم داشت از سینه‌م بیرون می‌زد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

راه فرار.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

فقط یه راه فرار پیدا کن.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

چشمم افتاد به در کنارم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

همون در ممنوعه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

همون دری که همه درباره‌ش حرف می‌زدن.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

لبم رو به دندون گرفتم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

انتخاب دیگه‌ای نداشتم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بی‌صدا خودم رو بهش رسوندم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

دستم روی دستگیره‌ی سرد نشست.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نفسم رو حبس کردم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

و در رو باز کردم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

یه شکاف باریک.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بعد سریع از لای در به داخل خزیدم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

در رو پشت سرم بستم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

چند قدم ازش فاصله گرفتم و همون‌جا وایسادم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سکوت.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

فقط صدای نفس‌های خودم رو می‌شنیدم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

چند بار پلک زدم تا چشم‌هام به تاریکی عادت کنن.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بعد آروم دستم رو لای موهام کشیدم و یه قدم جلو رفتم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

یه قدم دیگه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

و یه قدم دیگه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سال‌ها بود کسی جرئت نکرده بود وارد این اتاق بشه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

و حالا من وسطش ایستاده بودم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

تاریکی همه‌جا رو بلعیده بود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نه پنجره‌ای بود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نه نوری.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

انگار روشنایی از مدت‌ها پیش تصمیم گرفته بود دور این اتاق رو خط بکشه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بوی چوب نم‌کشیده و آهن زنگ‌زده توی هوا پخش بود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

قلبم هنوز مثل طبل می‌کوبید.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

چشم‌هام رو بستم و چند نفس عمیق کشیدم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پاهام از خستگی می‌لرزیدن.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

آخرش پشت در روی زمین نشستم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

یه پام رو دراز کردم و اون یکی رو بغل گرفتم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سرم رو به در تکیه دادم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

امسال واقعا روی لبه‌ی تیغ راه می‌رفتم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

اگه میرزایی منو موقع انجام این خرابکاری می‌گرفت، بدون شک هر کاری می‌کرد تا منو بفرسته کیمرا.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

یه گوشه‌ی لبم بالا رفت؛ از اون لبخندهایی که انگار خودشونم مطمئن نیستن می‌خوان دیده بشن یا نه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

یکم دلم برای آرادین می‌سوخت، ولی وقتی سعی می‌کرد عصبانی به نظر برسه، بیشتر شبیه یه پاندای بداخلاق می‌شد تا یه موجود ترسناک.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پلکی زدم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سه سال می‌شد که جمع دو نفره‌مون شده بود یه گروه پنج نفره. آرادین، اوا و راینو یهو از ناکجاآباد پیداشون شده بودن و حالا جدا کردنشون از زندگیم تقریبا غیرممکن بود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نگاهم روی گوشه‌ای از اتاق گیر کرد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

انگار یه چیزی اونجا بود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

چشم‌هام رو ریز کردم و بیشتر دقت کردم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

همون لحظه یه سنگینی عجیب ته گلوم نشست.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

انگار یه بوی تند ناخواسته رفته بود توی بینیم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

هوا رو بو کشیدم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

یه چیزی بین میوه‌ی گندیده و تخم‌مرغ فاسد...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

قاتی بوی سوختگی.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بوی مرگ می‌داد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بینی‌م رو جمع کردم و بدون توجه به اعتراض عضلات خسته‌م از جام بلند شدم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

گوشی رو از جیبم درآوردم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نور صفحه، هرچقدر ضعیف، از هیچی بهتر بود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

روشناییش رو سمت اون گوشه گرفتم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

و همون لحظه یخ زدم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نه فقط بدنم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

همه‌چیز.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

انگار یکی دوشاخه‌ی مغزم رو از پریز کشیده باشه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

فقط خیره موندم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

شبکیه‌ی چشمم تصویر رو می‌فرستاد، اما مغزم حاضر نبود قبولش کنه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

یه بدن رنگ‌پریده...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

یه صورت سیاه و سوخته...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بدون بینی...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بدون دهن...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

و دو حفره‌ی خالی به جای چشم‌ها.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

یه جسد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

یه جسد بی‌نقاب.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پاهام خودشون عقب رفتن.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

من تصمیمی نگرفته بودم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بدنم قبل از مغزم فهمیده بود باید فرار کنه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

قلبم چنان می‌کوبید که انگار می‌خواست از قفسه‌ی سینه‌م فرار کنه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

دهنم باز شد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

خواستم فریاد بزنم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

هیچی بیرون نیومد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نه صدا.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نه ناله.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نه حتی یه نفس درست و حسابی.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

و بعد درد شروع شد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

اول مثل چند مورچه که روی پوست سرم راه برن.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بعد صدها مورچه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

هزاران مورچه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

انگار چیزی از داخل مغزم داشت گوشت و استخونم رو می‌جوید.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

درد مثل آتیش توی سرم پیچید.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

دنیا دور سرم چرخید.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

صدای برخورد گوشی با زمین رو دوردست شنیدم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

مثل سنگی که ته یه دریاچه سقوط کنه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

زانوهام خم شدن.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

دست‌هام رو دو طرف سرم گذاشتم و فشار دادم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نمی‌تونستم نفس بکشم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

انگار هوا هم از دیدن اون جسد وحشت کرده بود و فرار کرده بود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

درد از مچ دستم بالا خزید.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

مثل یه مار پیچ‌خورده.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

مثل چیزی که داشت بیدار می‌شد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

دیگه نتونستم تحمل کنم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

همه‌چیز سیاه شد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

و من سقوط کردم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

***

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

آب تا بی‌نهایت کشیده شده بود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

چشم‌هام رو روی یه قایق چوبی باز کردم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

وسط یه اقیانوس آروم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نسیم خنکی روی سطح آب سر می‌خورد و موهای لختم رو تکون می‌داد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نفس عمیقی کشیدم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

هوا بوی آزادی می‌داد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بوی زندگی.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

آروم پلک زدم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

یادم نمی‌اومد چطور سر از اینجا درآورده بودم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

اصلا قبلش کجا بودم؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

شونه‌ای بالا انداختم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

راستش مهم هم نبود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

با یه لبخند کمرنگ روی عرشه دراز کشیدم و اجازه دادم گرمای آفتاب روی صورتم پخش بشه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

صدای موج‌ها...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پرنده‌ها...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

باد...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

همه‌چیز آروم بود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

انگار خود آرامش رو روی دنیا ریخته بودن.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

زمان گذشت.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

شاید چند ساعت.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

شاید چند دقیقه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

تشخیصش غیرممکن بود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

کم‌کم ابرها روی خورشید خزیدن.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بارون شروع شد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

قطره‌های سرد روی پوستم می‌نشستن و می‌لغزیدن.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

لبخند زدم و نشستم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

دریا خشن‌تر شده بود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

اما هنوز منظم بود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

هنوز آروم بود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نگاهم روی سایه‌م افتاد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

روی کف قایق کشیده شده بود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

کم‌رنگ.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

محو.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

دستم رو بلند کردم تا آب رو لمس کنم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

اما سایه تکون نخورد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir
کپی شد!