رمان الهه ماه به قلم مبینا دائمی
تخمین مدت زمان مطالعه : ۳ ساعت و ۲۸ دقیقه ۵۸ ثانیه
مقدمه
تار به تار امیدم را در همان لحظه که در حال نابودی بود بوسه زدی..
با دیدنت ریشه ای در قلبم زده شد..
تو به من معنای زندگی را بار دیگر نشان دادی..
ما نه بی نقص بودیم نه کامل..ما یکدیگر را در برگرفتیم..مکمل هم شدیم..
من شدم الههی تو...تو شدی دنیای گم شده ی من..
نمیدانم بار چندم بود که این لباس سفید رنگ را میشستم و هنوز هم لکه قرمز رنگ رویش بود.
اگر با چشمان خودم نمیدیدم از قطره های آب آلبالو است که رنگینش کرده فکر میکردم این ها خون است!
با خستگی عرق روی پیشانی ام را با پشت دست پاک کرده و بلند میشوم.
این آفتاب گویی قصد داشت انسان را از پا در آورد.
_آجی کجا موندی زود باش بیا دیگه..
نگاه از چهره سرخُ داغش گرفتم.
_اومدم.
خدا را شکر که آب این رودخانه خنک بود و این مدت نه چندان کم لباسم را راحت شستم.
آهسته قدم زدم سمت خانه..
صدای پری خانم میامد از بستگان دور پدرم..حتما برای فضولی آمده.
دلم نمیخواست مرا ببیند خودم را به آن راه زدم
سریع از در خانه گذشتم..شکر خدا کسی متوجه نشد.
لباسم را تکاندم و روی طناب پهن کردم.
وارد آشپزخانه شدم.. دنبال غذا همچون گربه ای گرسنه ناخونکی به سیب زمینی سرخ شده های خوشرنگ و لعاب زدم.
نمیدانم قضیه چه بود اما ناخونک زدن به سیب زمینی از زمانی که سر سفره میخوردیم خوش طعم تر بود.
_بچه باز که شروع کردیی!!
از صدای مادرم درست بیخ گوشم از جا پریدم که دستم به گوشه ماهی تابه خورد.
با اخم برگشتم و دستم را گرفتم.
_مامان ترسوندیم خب..
خنده ای کرد و از کنارم گذشت..این زن خنده اش هم شیرین بود.
لپ های اناری اش در نگاهم نشست...
_تقصیره خودته هنوز که هنوزه این عادت و ول نکردی..
پشت چشمی نازک کردم..از کوزه گلی روی یخچال آبی
برای خود ریختم.
_مامان تو که نمیدونی اینجوری سیب زمینی خوردن چه مزه ای داره.
چشم غره ای برایم رفت.. لپش را بوسه ای نشاندم.
روی ایوان حیاط خانه نشستم..دستم را زیر چانه زدم خیره شدم به توپ بازی کردن های علیسان..
با صدای بلندی رو به مادرم گفتم
_مامان پس کی برمیگردیم خونه،اینجا سخته موندن!
لحظه ای حیاط آمد.
_نمیدونم..باید ببینیم کار بابات چه قدر طول میکشه بعدم مگه اینجا چشه؟
متعجب ابرویم بالا رفت
_اومدیم و یک ماه طول کشید،مامان من نمیتونم اینجا بمونما دوماه دیگه ترم جدید دانشگاست.
کفگیرش را تکان داد
_هووو حالا کو تا دوماه..
حرصی لب زدم
_ماماان
حقیقتا اینجا خیلی قشنگ بود اما من آدم شهر بودم نه روستا..
نه کسی را میشناختم و نه کسی مرا
البته شاید بقیه مرا میشناختند!
نیشخندی به لبم آمد..معلوم است که میشناسند این روستا خوب خسروشاهی ها را به یاد داشت.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاز نظرم اینجا آمدنمان اشتباه محض بود و کوچک شدن خودمان..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irفقط نمیفهمیدم چرا پدرم اصرار کرد به آمدن آن هم بعد از بیست سال!!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irآسمان چادر سیاه رنگش را پهن کرده بود و اکلیل های
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irسفیدش را پخش..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irسفره را پهن کردیم که پدرم از راه رسید.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irانحنای لب هایش بالا رفت
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبه آغوشش رفتم و احوال پرسی گرمی کردیم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_خوش اومدی اصلان خان..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدستی به سرم کشید.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_به به چه بوی میاد..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irلبخند نرمی به رویش زدم
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدور هم نشستیم و مشغول شدیم..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبرخلاف شهر آب و هوای اینجا پاک بود و بکر..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irهمه مواد طبیعی..ولی من حس خوبی نداشتم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاولین نفر از سر سفره بلند شدم..به اتاق رفتم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irهر کدام در فکری بودیم..پدرم هم خسته..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irخودم را با بافت موهایم مشغول کردم..اهل منزل
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irزودتر از انتظارم به خواب رفتند.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمطمئن شدم که کسی بیدار نیست از در بیرون خانه رد شدم..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدر را روی هم گذاشتم..نفسم را آرام فوت کردم
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_آخیش
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irلبخند ریزی زدم
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبه سمت پشت خانه رفتم
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنزدیکش شدم..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدستی به سرش کشیدم..متوجه ام شد و تنم را بو کشید.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدست روی بینی گذاشتم
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_هیس خوشگله الان میریم صبر کن.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاز اصطبل خارجش کردم..نگاهی دیگر به کوچه انداختم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irوقتی متوجه خلوت بودن شدم بیرون بردمش..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irپا روی رکابش گذاشته با حرکتی سریع نشستم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irضربه ای زدم
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_برو برفی
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irتنها همدم من در این مدت همین اسب بود!!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irروزی که آمدیم از سر کنجکاوی پشت خانه رفتم و با دیدن جسم سپید رنگی همچون برف روی زمین تنها اسمی که در خاطرم نشست برفی بود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irحس کردم او هم اینجا احساس تنهایی میکند..مانند من.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنمیدانم چه ساعتی از شب بود ولی هوا گرگ و میش شده بود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنزدیک رودخانه رفتم..از روی اسب پایین پریدم..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدست پشتم بردم و آرام قدم زدم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irصدای آب لذت عجیبی به روح و روانم تزریق
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمیکرد..صدای جیرجیرک های اطرافم بیشتر شد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبوی خوش سبزه ها مشامم را پر کرد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبرفی هم کنارم بود..انگار حال و هوای او هم عوض شد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدستم را روی تنش کشیدم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irصدای بدی از شاخ و برگ ها بلند شد،متعجب چرخیدم..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irقدمی عقب رفتم..برفی سمتم آمد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاطراف را کاویدم صدا قطع شد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_صدای چی بود؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irترسی ته دلم نشست..همان سمت قدم برداشتم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irچاقوی تاشو کوچکم را از جیب دامنم برداشتم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدلیل اینکه این چاقو همراهم بود را نمیدانم اما شاید بدردم بخورد..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irشیهه اسب بود!!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنزدیک صدا شدم..حال مطمئن بودم چند نفری آنجا
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irهستند.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irشاخ و برگ درختان نمیگذاشت واضح دید داشته باشم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبا احتیاط پشت درخت ایستادم
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_شنیدی که..هنوز گوشات سرجاشن دهن باز کن تا نگفتم ببرنش..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاز صدای حرصی و پر خشم مردی که به گوشم خورد چشم ریز کردم
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irچخبر بود نمیدانم..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنگاهم با دقت در چهره تک تکشان نشست.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irسیاهی شب توان دیدن مرد خشمگین را از چشمانم گرفت.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمردی که زانو زده بود سر بلند کرد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_چیمیخوای ازم..گفتم که عوضی گرفتی..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irصدایش خوب به گوشم نمیرسید..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irضربه ای که به فکش خورد تنش را پخش زمین کرد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمبهوب دستم را روی دهانم گذاشتم تا صدایی خارج نشود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irسرخی خون نگاهم را سوزاند...
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_جواب آقا رو درست بده تا دستت و از سه جا نشکستم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمثل اینکه کارشان زدن و خورد کردن بود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_قوانین این دِه شاید ندونی چیه..ولی رسما گور خودت رو کندی.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمردی که در حال بیهوشی بود لب باز کرد
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_بهتو..ن میگ..م من کاره ای..نیستم..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاو که نگاهش بقیه اشان را قبض روح میکرد سمتش خم شد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irلب باز کرد بتوپد ناگهان صدای مهیبی آمد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irخشکم زد..خدای من اینجا چخبر بود؟!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irسرو صدا بلندتر شد..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irخودشان هم شوکه بودند.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irهمان که زخمی بود حالا...مرده بود!!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irکار چه کسی بود؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irتپش قلبم آرام نمیگرفت از چیزهایی که دیده ام.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irقدمی عقب رفتم نفهمیدم چه شد به شاخه زیر پایم گیر کردم..دستم را به تنه درخت گرفتم تا نیوفتم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irترسیده سر بلند کردم و به مرد نگاهی انداختم..صدا را شنید.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبه خدا..که شنید..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irقلبم لحظه ای ایستاد..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبه سرعت سوار اسب شدم تا مرا نبینند.از استرس سر گیجه گرفته بودم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنفهمیدم خود را چطور به خانه رساندم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبرفی را به اصطبل بردم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irپشت در لحظه ای مکث کردم تا نفسم آرام بگیرد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irآب حوض را به صورتم زدم بلکه از رنگ پریدگی در بیایم..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاگر دنبالم باشند چه؟ولی قبل از دیدنم از آنجا رفتم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاصلا پیدایم کنند مگر چه غلطی میتوانستند کنند؟اینها که بودند که انقدر راحت هوچی گری میکردند.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدر اتاق را باز کردم نگاهی به پنجره باز انداختم که با هر بادی پرده را کنار میزد..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irهوا روشن بود از فکر و خیال خواب به چشمانم نیامد!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irخورشید عرض ادب کرد و چشمان من خیال خداحافظی نداشت..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبرای شک نکردن مادرم پتو را روی سرم کشیدم،حتی
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاگر حرفی نمیزدم چشمان خمار و سرخم رسوایم میکرد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irتنها جایی که آرامش داشتم ازم سلب شده بود..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدستانم را زیر سرم گذاشتم..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irچشمانم روی هم رفت و به عالم بی خبری رفتم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ابجی بیا بازی کنیم..بیا دیگه
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irخنده روی لبم را کنار زدم تا جدیم بگیرد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_اخه بچه من هم قد توام؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irلب برچید و از کنارم گذشت..دلم برای بغضش رفت.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irتا خواستم سمتش بروم مادرم سبد لباس چرک ها را سمتم گرفت.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاشاره ای زد به بیرون خانه
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_مهوا این چند دست لباس رو ببر بشور..لباس شویی بازم کار نکرد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irخواستم مخالفت کنم نگاهم به دستان قرمز شده از کهیر و رگ های برامده دستانش کشیده شد..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاین همه کار کردن برایش مضر بود..ناچار سبد را از دستش گرفتم
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_باشه مامان
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدلم میخواست مدتی از آن رودخانه دور باشم اما شدنی نبود..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدامن سبزی به تن کردم..روسری کوتاهم را از پشت بستم که تمام مویم در دیدراس قرار گرفت.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irلبخند ریزی زدم
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irسبد لباس را بدست گرفتم و بیرون زدم
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irتوجهی به نگاه های خیره و آزار دهنده همسایه های محل نکردم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمن همین بودم بی اهمیت به نگاه و حرف دیگران..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنزدیک رودخانه شدم،نگاهم کشیده شد سمتی که اتفاق دیشب افتاده بود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبه قدری سوت و کور بود که اگر با چشمان خودم ندیده بودم خیال میکردم دیشب خواب بوده و خیال..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irیادم افتاد به برفی سر نزده ام..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irلباس ها را سریع شستم و آبکشی کردم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبا قدم های بلند سمت خانه رفتم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irسبد لباس ها را حیاط گذاشتم و چرخیدم جایی که اسطبل بود
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_برفی..کجایی دختر
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدو پله بلند را بالا رفتم،متوجه خواب بودنش شدم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irلبخندی روی لبم آمد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنگو این اسب از من خسته تر بوده
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irهمانجا نشستم..سرم را به در پشتم تکیه دادم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irکاش میشد زودتر برگردیم شهر..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدلم شور میزد..مادرم از کارهای پدرم حرفی نمیزد!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irشاید هم برای نگران نشدن من..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irآفتاب که بالای سرم آمد احساس عرق و گرما تنم را گرفت.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبرفی هم خیال بیدار شدن نداشت
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاحتیاج به دوش درست حسابی داشتم..یک دوش با آب خنک..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irلباس به تنم چسبیده را فاصله دادم..سراسر حس خوب شدم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irسمت حمام خانه رفتم،لباس های دیگری برداشتم و زیر دوش ایستادم
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irکم کم گرمای تنم کم شد..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدر حمام را باز گذاشتم
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_مامان برام حوله میاری..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدقایقی منتظر شدم ولی خبری نشد
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irصدایم را نمیشنید یا خانه نبود؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_علیسان توام نیستی
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنچ انگاری کسی نبود..لباس های قبلی را برداشتم جلوی تنم گرفتم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاز داخل کشو لباس دیگری برداشتم تن زدم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irصدای مرد میامد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irابرویم بالا پرید..حوله دیگری از کشو برداشتم دور موهایم بستم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irپشت در خانه وایستادم از پنجره نگاهی انداختم..نگاهم روی پدرم و مردی غریبه نشست.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irصحبت میکردند اما صدایشان واضح نبود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبا نشستن دستی روی شانه ام ترسیده کمی پریدم..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_تو که با موی خیس وایسادی باز
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدستم را روی قلبم گذاشتم
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_مامان آخر سکته میکنم از این یواشکی اومدنات
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irچینی بین ابرویش نشست..سمت اتاق فرستادم
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_برو موهات و خشک کن..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_میرم حالا
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدست به کمر زد که با دیدن لپ های قرمزش خنده ام گرفت
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدستی به لبم زدم تا خنده را نگهدارم
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدستم را بالا بردم
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_تسلیم
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irسشوار را به برق زدم..دقیقه های زیادی گذشت تا کامل خشک شود اما مدهوش عطر خوش شامپو شدم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irسرمه را به چشمانم کشیدم و نرم کننده ای به دستانم زدم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمادرم لحافی پهن کرده بود سخت مشغول دوخت و دوز..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irکنارش نشستم
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_حسابی گشنم شده
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irسرش را بلند کرد
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_بابات بیاد سفره رو میندازم
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبا یاد آن مرد ابرویم بالا پرید
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_اون مرد کیع بودی داخل حیاط
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنگاه گذرایی به رویم انداخت
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irشانه اش را بالا برد
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_از آدمای خان..بابات و کار داشتن منم زیاد نفهمیدم
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irچشمانم ریز شد..خان..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irتا به حال ندیده بودمش..چه کاری با پدرم داشت.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irسری به تایید تکان دادم
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irسراغ موبایلم رفتم..اینجا هم که آنتن درست حسابی نداشت!!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنور داخل خانه تابیده خوراک عکاسی بود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدوربین موبایل را باز کردم خود را مشغول عکاسی کردم
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irخیره به عکس ها بودم و سریع بعدی را نگاه میکردم..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_سلام
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irلبخندی به چهره خسته اش زدم
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_سلام خسته نباشی
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمادرم اشاره ای کرد تا وسایل سفره را بیاورم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irخودش پشت سرم برای کمک آمد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاحساس ضعف میکردم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_روده بزرگه کوچیکرو خورد..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمادرم سفره را به دستم داد
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_سفرر و ببر انقدرم غر نزن
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irپشت چشمی نازک کردم
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irعلیسان مثلا برایم قیافه گرفته بود..با اخم کمکم کرد سفره را پهن کنیم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irلبخندی گوشه لبم نشست.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمادرم که با سینی غذا آمد دور هم نشستیم..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبین گفتن و نگفتن دو دل بودم..دل را به دریا زده لب باز کردم
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_بابا میشه یکم حرف بزنیم..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاز اشاره های مادرم چشم گرفتم..منتظر پدرم شدم
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدستی به موهای جو گندمی شده اش کشید
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irسری تکان داد
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_چیزی شده؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irلبخندی به لحن نگرانش زدم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_نه بابا جان..راجب خودمه
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irکمی من و من کردم،در آخر نفسی گرفتم
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_من نمیتونم اینجا بمونم..احساس غریبی دارم تا به حال اینجا نیومده بودم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irلیوان آب را به دست علیسان داد
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_میفهمم حرفت و حق داری اما هممون اینجاییم چطور میخوای برگردی دخترم؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاحساس میکردم اگر کمی اصرار کنم راضی میشد به رفتنم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_بابا مطمئن باش چیزی نمیشه بی بی اونجاست،میرم پیشش تا شما برگردین.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنیم نگاهی به مادرم انداخت
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_کارم تموم شه باهم میریم اینجوری خیالم راحته..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاز موضعم پایین نیامدم
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_بابا لطفا..اینجا هیچی نیست برام سخته شاید شما راحت باشی تو این روستا ولی من تو شهر بزرگ شدم..اونجا دوست و آشنا هست.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irلقمه دیگری گرفت.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_باید فکر کنم دخترم..با بی بی حرف میزنم ببینم چیمیشه.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمادرم سمتم برگشت
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_تنها خطر داره!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irقبل از اینکه چیزی بگویم پدرم لب باز کرد
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ممکنه کارم طول بکشه،این دختر هم طاقت موندن نداره.خودم میبرمش بر میگردم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irلبخندی به رویش زدم
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمادرم ناچار سر تکان داد
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_چی بگم با خودته
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irغذا را نصفه گذاشته به اتاق رفتم تا وسایل را جمع کنم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبه قدری که از اینجا رفتنم خرسند شدم دانشگاه در چشمم پررنگ نبود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irهوا تاریک شده بود اما مشغول جمع کردن وسایلم بودم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irصدای در اتاق آمد..روسری ام را روی متکا انداختم..نگاهم بالا رفت خیره مادرم شدم
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_مامان چیشده..چشمات
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irحاله ای سرخ دور چشمانش را گرفته بود
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irسرفه های خشک
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_چیزی نیست دختر..این فصل حساسیت سراغم میاد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدستانش را گرفتم
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنگران خیره چشمان بی فروغش شدم..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_میخوای کنارت بمونم..وقتی تو این حالی رفتن من به چه درد میخوره؟!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irسرش را بالا انداخت
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_لازم نیست..خوبم نگران نبا..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irسرفه اجازه حرف زدن برایش نزاشت
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدلم به درد آمد با نفس تنگی اش..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدستم را به شانه اش گرفتم
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_بیا استراحت کن مامان..شام هم به عهده من
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irروی تشکچه گذاشتمش
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irپتوی نازکی رویش انداختم
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irسمت آشپزخانه رفتم..علیسان پشت سرم دویید
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irخنده ام گرفت روی زانو نشستم تا هم قدش باشم
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_چیشده فسقلی..دنبالم افتادی
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irچشمانش پر شد..سرش را خم کرد سمت شانه اش
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_اگه توام بری..من تنها میشم
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irلحنش دلم را لرزاند
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irسخت در آغوشم کشیدمش
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_آقای کوچیک..مگه میرم تا همو نبینیم؟بابا قول داد
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irزودی کارش تموم شه برگردین خونه
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irپشتش را نوازش کردم
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاین بغضش مرا یاد او می انداخت،اویی که خیلی وقت میشد نامی ازش برده نشده.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irیادش حس گیر کردن تکه سنگی را در گلویم آورد..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irعلیسان از بغلم جدا شد..نگاهم روی مژه خیسش نشست.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irلبخندی به رویش زدم..بدنبال توپش رفت
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irخودم را مشغول درست کردن غذا کردم تا فکر های سمی را دور کنم..برای مادرم داروی قدیمی اش را بردم و باز به آشپزخانه برگشتم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمتوجه بودم این بیماری عادی نیست.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irفکرش ذهنم را سوزانده بود..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاینجا دکتر درستی نداشت..چطور زندگی میکردند خدا عالم است!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irصدای بسته شدن در نگاهم را چرخاند..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irپدرم به سرعت داخل خانه رفت..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدلم شور شد..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمنتظر دم کشیدن برنج شدم تا داخل روم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irعلیسان به کمکم آمد..قربان قد و بالایش رفتم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_سلام بابا
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_سلام دختر کد بانو
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irلبخند شیرینی زدم
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irحس اینکه اتفاقی افتاده مثل خوره به جانم افتاده بود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irکنجکاوی ولم نمیکرد
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irکم کم شک کردم که چیزی شده باشد..هیچکدام لب باز نمیکردند
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمادرم به بهانه مریضی دو لقمه بیشتر نخورد..پدر هم با غذایش بازی میکرد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_بابا امشب میریم؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمشخص بود فکرش درگیر است حواسش این ورا نبود
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_بابا..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irسرش را بلند کرد
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_چیزی گفتی دخترم
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_اتفاقی افتاده بابا..صدات کردم نشنیدی
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irسرش را تکان داد
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_نه دختر،چیمیخواد بشه؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_میگفتم امشب میریم
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدو دل بود برای گفتن و نگفتن
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_راستش..نمیریم فقط تو میری
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمتعجب نگاهش کردم
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_اینجا آشنا هست معمولا بقیه رو هم میبره..آدم مطمئنیه..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irقطعا چیزی بود و نمیگفت..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_مشکلی هست مگه نه؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irلبخندی زد..از جا بلند شد
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_فکر چیزیو نکن با خیال راحت برو..ماهم بعد میایم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمادرم هم قصد داشت خیال مرا راحت کند از آمدنشان..من فکرم پی چیز دیگری بود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irحتما مشکلی بود که نمیگفتند..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irکم سن نبودم که متوجه نباشم
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاصرار نمیشد کرد تا حرفی بزنند..خوب میشناختمشان
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_وسایلت و جمع کردی؟یساعت دیگه راهی میشی
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_بله جمع کردم
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irچمدان نقلیم را دست پدرم سپردم
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irعلیسان از گوشه در نگاهم میکرد..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irلبخندی برایش زدم دستم را بالا بردم تا خداحافظی کنم اما با بسته شدن در روبه رو شدم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_بچست بابا..بیا دیر شد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irقلبم را پشت در خانه جا گذاشتم..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irعلیسان هنوز دلخور بود..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irهمراه پدرم سمت کوچه ای شلوغ رفتیم
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irلباس مشکی که اهالی این روستا به تن داشتند وجودم را پر کرد از حس بد..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irچه کسی غم دارشان کرده بود؟!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبابا خبر نداشت..؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irفکرش مشغول بود نمیدانستم فرصت خوبی برای سوال پیچ کردن است یا نه..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبرای همین حرفی نزدم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنزدیک به ماشین شدیم..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irپدرم آغوشش را برایم باز کرد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_دیگه سفارش نکنم مهوا..مراقب باش
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدستش را بوسیدم
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_خیالتون راحت..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاز کنارش گذشتم..سوار ماشین شدم
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبعد از سوار شدن مسافران حرکت کردیم..سرم را تکیه دادم به شیشه
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irهندزفری از کیف برداشتم،دلم فرار از فکر و خیال میخواست.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir*****************************
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنخی آویزان از سوراخ در رد شده بود
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irخنده به لبم نشست..کار بی بی است.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irذره ای ترس نداشت با همین روش دزد خانه اش را بزند!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدستم را بالا بردم تقه ای زدم..دوست داشتم اول رسیدنم را با خبر شود تا اینکه یهو داخل بروم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irجلوی چشمانم ظاهر شد
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنگو انتظارم را میکشید..لبخندی به چهره چین و چروک افتاده اش زدم..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irآغوش گرمش را برایم باز کرد..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irچمدان لباس هایم را کنار در گذاشتم و سمتش رفتم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_سلام گوزلیم
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_سلام بی بی..باورکن حتی این چند روزم دل تنگ شدم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irلبخندی گوشه لبش نقش بست..پیشانی ام مهر بوسه اش را پذیرفت..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_بیا داخل مهوام
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irسمت خانه هدایتم کرد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدستم را دور شانه اش انداختم
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_حالت خوبه بی بی؟چخبر از شما..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_چرا خوب نباشم با اومدن تو
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاضطراب چشمانش را باور میکردم یا لحن مطمئنش را؟!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_این از شما اونم از بابا..من متوجه ام یچیزی هست که بهم نمیگین
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irکنار بخاری رنگ و رو رفته اش نشستم
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irتنم گرم شد..موهای پشت گردنم چسبیده بود و اذیتم میکرد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمتعجب بی بی را نگاه کردم
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_تو گرما باز بخاری شما روشنه بی بی؟؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irقوری سرخ رنگ گل ریزش را کنار پایم گذاشت
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنقش و نگار قاجاری رویش حک شده بود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_سنم تحمل ذره ای باد و نداره..مجبورم روشن بزارم تا از پا در نیام
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irسری تکان دادم
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_چکاپ رفتین دیگه؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاستکان کمر باریک را پر کرد از چای خوشرنگش..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاز دستش گرفتم
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_این سکوت یعنی نرفتین پس
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irلبخندش پررنگ تر شد
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_خیالت از من راحت..عمرم زیاده
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاخم در هم کشیدم
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_اع بی بی..این آزمایشا مهمه،بعدم معلومه که عمرتون زیاده ایشالله همیشه تنت سلامت باشه.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاستکان را نزدیک لبم بردم..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدارچین..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبی بی خوب مورد علاقه هایم را میشناخت.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_دست شما درد نکنه
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irصدای در خانه بلند شد..ابرویی بالا انداختم
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_مهمون دارین
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir
