وقتی مرگ دو عضو کلیدی، تعادل خاندان سیرانی را برهم می‌زند، گیسو مجبور است نقشی را بپذیرد که قرن‌ها مخصوص مردان بوده: رئیس یک امپراطوری مافیایی. اما قدرت همیشه بهایی دارد. و گیسو آن را با خون خرید...حتی اگر خون عشق خواهرش باشد. در دنیایی که خیانت، قانون نانوشته است و عشق، نقطه‌ضعف مرگبار، گیسو باید بین حفظ قدرت و یا نجات خانواده یکی را انتخاب کند. اما وقتی پای انتقام، ناموس و خواهر در میان باشد... آیا انتخابی باقی می‌ماند؟ نقره‌فام روایتی جسورانه از زنی‌ست که از ویرانه‌های گذشته‌اش، سلطنت می‌سازد.

ژانر : عاشقانه، اجتماعی، مافیایی

تخمین مدت زمان مطالعه : ۹ ساعت و ۲۰ ثانیه

نویسنده : صدف رخشانی

ژانر : #مافیایی #عاشقانه #اجتماعی

خلاصه :

وقتی مرگ دو عضو کلیدی، تعادل خاندان سیرانی را برهم می‌زند، گیسو مجبور است نقشی را بپذیرد که قرن‌ها مخصوص مردان بوده: رئیس یک امپراطوری مافیایی.

اما قدرت همیشه بهایی دارد.

و گیسو آن را با خون خرید...حتی اگر خون عشق خواهرش باشد.

در دنیایی که خیانت، قانون نانوشته است و عشق، نقطه‌ضعف مرگبار، گیسو باید بین حفظ قدرت و یا نجات خانواده یکی را انتخاب کند.

اما وقتی پای انتقام، ناموس و خواهر در میان باشد... آیا انتخابی باقی می‌ماند؟

نقره‌فام روایتی جسورانه از زنی‌ست که از ویرانه‌های گذشته‌اش، سلطنت می‌سازد.

مقدمه‌ی رمان:

مارا با لبخند دنیا آوردند...

اما زندگی دندان‌های‌اش را نشان‌مان داد.

یاد گرفتیم از دل‌هایی که شکستند، دیوار بسازیم؛

از اشک‌هایی که ریختیم، دریا؛

و از سکوت‌های‌مان، قدرت!

نه فرشته‌ایم، نه شیطان...

ما زن‌هایی هستیم که یاد گرفتیم

در میانه‌ی آتش بایستیم

نه بسوزیم، نه بسوزانیم،

بلکه بدرخشیم.

****

کف دو دستم را بر روی لبِ سردِ نرده‌های فلزی قرار می‌دهم،نفسم را آرام رها می‌کنم.

_ امروز روز بزرگیه!

نوای بلندم در دیواره‌های عمارت می‌پیچد، نگاهم را میان افراد حاضر در سالن طبقه ‌پایین می‌‌گردانم.

تک‌به‌تک چهره‌ها را می‌نگرم، مصمم بودند.

_ همیشه اتحادی که داشتیم باعث قدرت نامحدودمون میشد..

برق چشمانشان را در هوا شکار می‌کنم،این برق نگاهشان تا کجا و کی همراهم بود؟

شاید تا زمانی که همه چیز پشت پرده حفظ شود!

خانواده درست نقش یک الماس تمام عیار را برایشان ایفا کرده بود،با شنیدن این نام رگ گردنشان ورم می‌کرد.

_ میدونید که اگه اتحاد،بین خانوادمون نباشه قدرتی هم نیست..

بدون این قدرت هم..ما هیچی نیستیم!

از تحکم صدایم،شانه‌هایم عقب رفته و سینه‌ سپر میکنم.

نگاهم را از لوسترهای گرد طلایی گرفته و به مردهایی که مردانگی را در اجرای قوانین تمام کرده بودند،می‌رسانم.

کت و شلوارهای مشکی اتو کشیده و قدهای چون تیر چراغ برق‌شان توجه‌ زیادی جلب می‌کرد.

سر چرخانده و از پس شانه‌ام می‌نگرمش،شهریار خیره نیم‌ رخم شده و با نیم‌قدمی کوتاه نزدیکم می‌شود..

_ جانم؟

دست طرفش دراز می‌کنم که منظورم را فوری ‌متوجه می‌شود،دستش را گرفته و می‌فشارم.

_ یک روزی گروه ما قوی‌ترین بود..!

ضربان میان سینه‌ام آرام می‌تپد.

لبانم را تر کرده و ادامه می‌دهم:

_ میخوام دوباره مثل اول بشیم.

مکث می‌کنم،دستی که دستان تنومند شهریار میانشان جای گرفته بود را بلند می‌کنم.

_ با همین قدرت خانواده که داریم میخوام قوی‌ترین بشیم.

مکث دیگری کرده،آب دهانم را قورت می‌دهم.

حالا وقت بغض کردن بود!

نا‌سلامتی چند روزی میشد که همه آن ها را از دست داده بودم اما مگر در روزی که روز من بود بغض اجباری میشد؟

صحنه نمایش مختص بازیگران‌ است،مرا چه به بازیگری؟!

دستانم را در یکدیگر می‌پیچانم،کمی سرم را پایین کرده و سعی میکنم پلک نزنم.

_ میدونم،همه‌مون عزاداریم..

دو تن از مهمترین اعضاعمون رو از دست دادیم،اما..

نفس عمیقی می‌کشم،شهریار قدم دیگری طرفم بر‌می‌دارد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

از همان‌ها که بودنش را نشان و نقش دلداری را ایفا می‌کرد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نیشخندی زده و چون اول می‌شوم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

مقتدر!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ اما الان دیگه وقت عزاداری نیست..وقت پس گرفتن حقمونه!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

لبخند کوچکشان خیالم را از درست نقش‌بازی کردنم آسوده می‌کند.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

حال فقط حکومت من بود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

من!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

رو طرف خدمه‌ای که با پیراهن سفید و مشکی مخصوصش کمی عقب‌تر ایستاده بود میکنم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بلافاصله با سینی طلایی‌ای نزدیکم می‌شود،جام شرابم را از سینی برداشتِ و رو به نفرات مقابلم میکنم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

با بالا بردن جامم،تمامی جام ها بلند میشوند و پژواک صدایم در عمارت میپیچد:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ به سلامتی اتحاد دوبارمون!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

طنین ضربات جام‌ها با یکدیگر در گوشم می‌پیچد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

کمی مینوشم و آن را به شهریار میدهم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

چرخیده و با گام‌هایی به استحکامی اتحاد تازه بسته شده،طرف پله‌های سیاه می‌روم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سیاه..مانند سرنوشتم!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پله اول به دوم نمی‌رسد که شهریار صدایم میکند.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سر بلند کرده و خیره‌اش میشوم،مستقیم به فردی که کنار میز گردِ میان سالن ایستاده،اشاره‌ میکند و می‌گوید:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ بانو اگر اجازه بدین هدیه‌ای که بابت رئیس شدنتون در نظر گرفتن رو به اینجا بیارن!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

در سکوت نظاره‌اش می‌کنم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

می‌دانست این سکوت به معنی تایید است،بعد از این همه سال می‌شناختنم؛بیشتر از هرکس!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

با اشاره شهریار،مرد عقب‌گرد می‌کند که همراهش دو نفر دیگر هم بیرون می‌روند.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

کمی بعد با تابلویی به بزرگی یک پنجره سراسری عمارت روبه‌رویم می‌ایستند.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

لبانم میلی‌متری کش نمی‌‌آید اما چشمانم لبخند می‌زنند.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

چند پله باقی مانده را طی کرده و به تابلویی که فقط واژه زیبایی و عظمت برایش معنا می‌داد،می‌رسم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

در حالی که یک دستم بند پیراهن بلندم بود،چشمانم از پایین تا بالای تابلو را رصد می‌کند.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

تابلویی که نقش زنی به زیبایی و ارزشمندی‌های دنیا رویش می‌نمود،بالای نقش کلمه‌‌ای هک شده بود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

هرا | Ἥρα

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

واژه‌ی یونانی،هرا الهه و بانوی قدرت،حامی زنان و ملکهٔ آسمان‌ها بود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

هرا را نماد من قرار داده بودند؟!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ ببرین سالن اصلی نصبش کنید.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بلافاصله پس از حرفم با قدم‌هایی طبق همیشه کوتاه ولی کوبیده خارج می‌شوم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

تشخیص اینکه من برایشان مهم بودم یا مقامم سخت نبود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

چند پله روبه‌روی ورودی را که پایین می‌روم،راننده فوری دست به کمر خم شده و درب ماشین را می‌گشاید،در حالی که پیراهن مشکی‌ام را جمع کرده و می‌نشینم؛شهریار با گام هایی سرعت یافته خودش را کنار درب ماشین می‌رساند.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سرش را خم کرده و از شیشه‌باز می‌نگردم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ کجا میری؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نفس نفس می‌زد،مستقیم نگاهش میکنم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ پس ساحل کجاست؟موقعی که داشتم حرف میزدمم ندیدمش!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

موهایش را شخم میزند،از نزدیک چروک‌های چهره‌اش واضح تر بودند!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ کلیدای خونمو ازم گرفتُ رفت،حتما اونجاست!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سر تکان می‌دهم،تا می‌خواهم به راننده اشاره کنم که راه بیوفتد شهریار با قدم‌هایی تند چرخیده و طرف دیگر ماشین سوار می‌شود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ منم باهات میام،مطمئنم حالش خوب نبود!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ابروهایم گره می‌خورند،حالش خوب نبوده؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

چه دلیلی میتواند داشته باشد جز اینکه..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ باز دیدنِ اون مرتیکه رفته؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

شهریار پلک‌هایش را طولانی باز و بسته می‌کند،کلافه شده بود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

من‌ هم از دست ساحل و کارهایش کلافه شده بودم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

وای ساحل..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

وای!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

خیره نیم‌رخش می‌شوم:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ شهریار من با اون چیکار کنم؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

متفکر دستانش را می‌نگریست،پشت‌سر هم دو شستش را درهم می‌چرخاند.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ اینقدر تکون نده اون لامصبو!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

به‌یکبارِ سرش را طرفم می‌چرخاند،عصبی نگاه از ابروهای بالا رفته‌اش می‌گیرم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

با شست و انگشت سبابه‌ شقیقه‌ام را ماساژ می‌دهم،چند لحظه چشم می‌بندم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

حس می‌کردم هر آن است که سرم منفجر شود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ ببخشید..عصابم خورده!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ گیسو فقط باید بزاری توی حال خودش باشه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

چهره‌ام جمع می‌شود،نیشخند می‌زنم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ انگار تو نمیدونی دستی دستی داره خودشُ به کشتن میده یا خودتو زدی به اون راه؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

از اون گذشته این حرفای تو رو واقعا دیگه نمیکشم!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

دستی که در هوا تکانش میدادم را گرفته و پایین می‌آورد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ گیسو!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

صدای اخطار‌گونه‌اش ساکتم میکند اما حجم عصبانیتم اندکی کاهش نمی‌یابد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ آروم باش دختر!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

الان تو قراره باهاش حرف بزنی و قصد قانع کردنش رو داری دیگه،پس آروم!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

صدایش برعکس من آرام بود،نه به چهره کلافه‌اش و نه این خونسردی کلامش!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

درحالی که دندان‌هایم از حجم فشار به یکدیگر در‌حال فروپاشی بودند،ساکت می‌شوم؛برای دیدن آن دخترک خیره‌سر لحظه شماری می‌کنم!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

آنقدر فکرم درگیر بود که متوجه گذر زمان نشوم تا روبه‌روی ویلای شهریار،ماشین می‌ایستد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بدون اینکه منتظر راننده باشم خود درب را باز کرده و با گام‌هایی شتاب‌زده طرف درب‌ ویلا می‌روم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بلند بودن پاشنه کفش و پیراهن هم نمی‌توانست از سرعتم کم کند!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

صدای شهریاری که نامم را صدا می‌زد،می‌شنوم؛پشت سرهم نوای آرام بودن می‌داد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بی‌توجه در اصلی را هول داده و داخل می‌شوم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بلافاصله پس از ورودم به خانه‌ی نسبتا بزرگ شهریار چرخیده و در را به شدت می‌کوبم،کلید آهنی و سرد را درونش چرخانده و قفلش میکنم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ادب کردن آن دختر فقط از پس خودم بر می‌آمد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ ســـاحـــل!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

صدای بلندم در طبقات سوت و کور می‌پیچد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ کـجـا خـودتو قایـم کـردی؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

چند قدمی جلو می‌روم،تا قصد زدن فریاد دیگری دارم که متوجه صدای هق هقی می‌شوم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

چشمانم ریز و گوش‌هایم تیز می‌شوند.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

طبقه بالا بود!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بدون ثانیه‌ای مکث با یک دست پیراهنم را چنگ زده و از پله های مارپیچی بالا می‌روم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ حـالا گـریه هـم مـیکنی؟!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

فریاد بلندم همان اندک نوا را هم قطع می‌کند.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ سـاحـل فـقـط سـاکت شو!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

شقیقه‌هایم از درد داغ شده بودند.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

طرف تراس پا تند می‌کنم، سر چرخانده و جسم مچاله‌اش را سه‌گوشه دیوار می‌بینم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ گی..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نمی‌گذارم حرفی بزند و سیلی‌ام خفه‌اش می‌کند.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ بهت گفته بودم که دهنتو ببندُ ساکت شو!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

یک دستش را روی گونه‌اش گذاشته،با چشمانی سرخ و خیس نگاهم می‌کند.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نگاهم نکن!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نمی‌دانست آن نگاه مظلوم آتشم می‌زند،انگشتم را روبه‌رو‌اش تکان می‌دهم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ با خودت چه فکری کردی رفتی ببینیش ها؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

فک و لبش می‌لرزد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ میدونی برای دیدن یک آشغال که آدم حسابت نکرد کم مونده بود جونتو از دست بدی؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

میدونی اگه تو اون مهمونی خراب شده کسی تورو حین رفتنت میدید من چه خاکی باید تو سرم میریختم؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

فریاد میزنم:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ جـواب مـنو بـده ســاحــل!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بلافاصله بغضش می‌ترکد که فوری از ترس دستش را روی دهانش می‌گذارد و می‌فشارد که مبادا صدایش را بشنوم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

از من می‌ترسید!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

به‌ خاطر خودش مجبور به چنین رفتاری بودم،مگر جز این خانواده کوچک چیزِ دیگری‌‌ام داشتم!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

چند قدم عقب رفته و جهت نگاهم را به باغ تغییر می‌دهم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ چرا ساحل این کارو با ما میکنی؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

مکث میکنم،حس می‌کردم رگ‌های سرم در حال پاره شدن بودند.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ من خواهرتم لامصب،ما خانوادتیم!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سر طرفش می‌چرخانم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

اشک‌هایش یکی پس از دیگری صورت چون پنبه‌اش را خیس می‌کرد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

دستش را برمی‌دارد و آب دهانش را قورت می‌دهد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ چرا؟من باید...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

مکث می‌کند.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بغض صدایش میکشتم!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ دلم...واسه کسی که...اینقدر کثافته تنگ بشه؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

صدایش خفه می‌شود،از شدت بغض توان حرف زدن نداشت.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

اشکانش امان حرف زدن نمی‌دادنش.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

می‌گریست،گلوله گلوله اشک می‌ریخت،من...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

و من جان میدهم!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ من..خواب ندارم از دستش..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

دست های بی‌جان و لاغرش را ستون بدنش کرده و بلند می‌شود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

چطور زنده‌ام؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ هر ساعت..فقط به این فکر میکنم..با چه بهانه‌ای برم ببینمش!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

با جان دادن چند قدم نزدیکم می‌شوم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ کاش هیچوقت نمیدیدمش گیسو!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

دستش را مشت کرده و به شدت به قفسه‌سینه‌اش می‌کوبد، گویی فردی قلبم را چنگ می‌زند.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

این دختر نمی‌دانست جانم به جانش وصل است!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ گیسو..تو میفهمی من چی میگم، آره؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

به چشمانش زل میزنم که یکباره بازویم را چنگ می‌زند، در حالی که صورتش خیس از اشک بود لب می‌زند:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ بگو که میدونی، بگو که تو هم عزیزترینتو از دست دادی، ف..فقط از دست دادنمون فرق داره آره؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

حالش خوب نبود، این واضح‌تر از هرچیزی بود!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سر تکان می‌دهم و با نگاهم کنکاوش می‌کنم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ آره آره میدونم، حالا بیا بریم تو !

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

کمرش را می‌گیرم که ناگهان روی دستم ضربه‌ای می‌زند و بدنش را کنار می‌کشد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ پس چرا خودتو میزنی به اون راه ها؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

چرا امروز رئیس شدنتُ برای اون خاندان کثیف جشن گرفتی؟چرا یادت نمیاد چطور وقتی بچه...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نمی‌گذارم ادامه دهد!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

قلبم را این‌بار انگار در دست گرفته بود و با تمام قدرت فشار می‌دادش!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

دست بالا می‌گیرم، ساکت می‌شود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ مواظب حرف زدنت باش ساحل!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

لرزش صدایم هیچ قدرتی را القا نمی‌کرد!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ ولی بسه دیگه گیسو، بسه!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بی توجه به چهره‌ی برافراشته‌ام هولم داده و داخل می‌شود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

می‌چرخم، دستانم را روی میله بالاتر از تراس قرار می‌دهم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

من همان دختره سیزده ساله‌ای بودم که باترس پا به عمارت سایرانی ها گذاشت، همانی که برای عروس یک خانواده مافیایی‌ شدن، مجبور شد از کودکی زیر نظر مادرِ بزرگِ خانواده که نقش مادرشوهر را ایفا می‌کرد تعیین و تکلیف شود!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

فقط چون برادر زاده آن زن بودم!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

قطعا آن دختر نبودم!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

زن شده بودم، مادر شده بودم!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

به اجبار تغییر کرده بودم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

و از عوامل این تغییر عجیب تنفر داشتم!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

چشم می‌چرخانم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

شهریار میان درختان ویلا، گوشی بدست و گویی در حال بحث با فرد پشت‌خط بود!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نفس عمیقی می‌کشم، آرام داخل می‌شوم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ساحل صندلی گذاشته و روبه روی آینه کنسول نشسته بود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

آرنج دو دستش را به زانو بند کرده بود و با سرانگشتانش گلوله‌های قلبم را پاک می‌کرد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نزدیک می‌شوم، بی‌توجه به اویی که قصد کندن پوستش را داشت خم شده و شانه‌ای صورتی از روی میز کنار آینه برمی‌دارم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

کمی درد شقیقه‌ام آرام گرفته بود!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پشتش می‌ایستم، با نگاهی سرسری به موهای بلند و خرمایی‌اش شروع به شانه زدن می‌کنم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سنگینی نگاهش را از آینه احساس می‌کنم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ گیسو

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

همیشه به موهای خرمایی‌اش حسادت می‌کردم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نام او باید گیسو می‌بود نه من!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ حالت خوبه؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نیم‌نگاهی از آینه‌ طرفش می‌اندازم، چشمان خواهرکم غم داشت.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سرم را تکان می‌دهم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ میدونی ساحل..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

کمی مکث می‌کنم، چشمانم میان بازتاب چهره و موهایش می‌چرخید.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ اولویت هر زن باید درس و دانشگاه و شغلش باشه، اینکه بتونه روی پای خودش وایسته، این خیلی چیز خوبیه!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

شانه را دستش می‌دهم و شروع به بافتن موهایش می‌کنم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ و بعد بهترین چیزی که میتونه به بچه‌هاش بده، یک مادر مستقل و متکی به خودشِ!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

در آخر خم می‌شوم و کش صورتی‌اش را برمیدارم، دم موهایش را میبندم!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

تلخندی میزنم..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نه من قرار بود چیزی بگوییم و نه آن قرار بود چیزی بفهمد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

دست روی شانه‌ی لاغرش می‌گذارم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

خیره در نگاه آرامم زمزمه‌میکند:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ منو می‌بخشی؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

کمی چشمان عسلی‌اش را می‌نگرم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

من آدمی بودم که تحمل غم خواهر و برادرم را داشته باشم؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

قطعا نه!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

کافی بود دنیا را بخواهند تا دو دستی تقدیم‌شان کنم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ مگه میشه نبخشمت؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

دستی که روی شانه‌اش گذاشته بودم را نوازش می‌کند.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ به جون خودت که میخوام دنیا نباشه، دوستش دارم!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

همانطور نشسته می‌چرخد، برای دیدنم سرش را بلند می‌کند.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ تو فقط قول بده دیگه کاری بهش نداشته باشی!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

فقط می‌نگرمش.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ باشه گیسو؟کاریش نداری خب؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سرم را نامطمئن تکان می‌دهم که بلافاصله می‌گوید:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ قول بده؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

دستش را نوازش میکنم، پوستش زیادی نرم بود!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ یادم میمونه.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

لبخند می‌زند، سرش را روی سینه‌ام می‌گذارم و دست پشت سرش می‌برم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نوازش می‌کنم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

موهایش را...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

کمرش را...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

صورتش را...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

باید برای سوگواری آماده‌اش می‌کردم!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

کمی در آغوشم می‌ماند و بعد به خواب عمیقی فرو‌ می‌رود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

از میان حیاط پر از درخت و گل می‌گذرم‌، شهریار را در حال بحث با باغبان پیدا می‌کنم!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

این پسر جز بحث کردن چیز دیگری هم میدانست؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ مواظب ساحل باش!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

تا بخواهد طرفم بیاید و شروع به سوال پرسیدن کند، سوار ماشین می‌شوم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ برو محله‌ی صفورایی‌ها.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

چَشمی‌ زمزمه می‌کند و راه می‌افتد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نیم ساعت بعد میان کوچه‌های تنگ و شلوغ می‌ایستد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ هیچکس پیاده نمیشه!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

فوری بی‌سیم را برداشته و به ماشین‌هایی که کمی‌ دورتر ایستاده بودند؛حرفم را تکرار می‌کند.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

از ماشین پیاده می‌شوم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

دستم را از میان چاک پیراهنم به بند روی رانم می‌رسانم، اسلحه‌ را برمی‌دارم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نگاه بهت زده جوانان دنبالم می‌کنند.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بعضی با ترس فرار می‌کردند و بعضی بهت زده نگاهم می‌کردند.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

و دیگران جرئت دخالت نداشتند!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

با قدم هایی آرام به طرف مغازه‌ی میوه فروشی می‌روم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

دستی که اسلحه درونش جولان می‌داد را بلند می‌کنم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

دو گلوله پشت سرهم به شیشه‌های مغازه شلیک می‌کنم که هیاهوی زیادی ایجاد می‌شود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

اطرافم شلوغ می‌شود، قلبم کمی خنک!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

چهره‌ام از شدت آفتاب سوزان و پرت شدن شیشه‌ها جمع می‌شود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پسرک چهارشانه‌ای، ترسیده از مغازه خارج می‌شود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ چه غلط...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

همین که چشمش به نگاهم می‌افتد، سکوت می‌کند.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ می‌شناسیم همو دیگه نه؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

فقط نگاهم می‌‌کرد، در چشمان ریزش ساحل را میبینم!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

و در دستان برنزه‌اَش، دستان باریک‌ و کشیده ساحل را...

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

یک قدم نزدیکش می‌شوم، صدایی جز صدای پاشنه‌ کفشم نبود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ هیچکس!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

قدم دوم را برمیدارم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ تاکید می‌کنم، هیچکس نمیتونه سمت خانواده من بره!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پیشانی‌اش را نشانه میگیرم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ این یه قانونه!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بلافاصله پس از حرفم ماشه را می‌کشم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پسر با قد و هیکل بزرگش نقش بر زمین می‌شود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

خون‌های پاش خورده از سرش، روی آسفالت راه می‌گیرد و کم‌کم به روبه‌روی پاهایم می‌رسد!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

یک قدم که عقب می‌روم، بلافاصله دورش شلوغ شده و سروصدای زیادی راه می‌افتد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

می‌چرخم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

قدم‌های بلندم را طرف ماشین برمیدارم و سوار می‌شوم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ بریم‌ عمارت.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

هیچگاه قول‌هایم را پایمال نمی‌کردم اما، اگر کسی بویی از ارتباط ساحل با پسری غیر مافیایی به مشامش میخورد کارش تمام بود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

من نه تاب و تحمل کشته شدن ساحل را داشتم، نه فرصت فکر کردن به بعد این اتفاق.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

باید این پسر سر به نیست میشد و قطعا ساحل نباید می‌فهمید که قاتل عشقش، کسی جزء خواهرش نیست!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ رسیدیم خانوم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نگهبان ماشین ها فوری درب را باز می‌کند، از پله‌های منتهی به عمارت که بالا می‌روم؛

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

آرام شدنم را برای چند ثانیه احساس می‌کنم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ این با چه عقلی همچین کاری کرد!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

صدای فریاد خاتون که به گوشم می‌رسد، قدم هایم را بلند برمیدارم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ اینجا چخبره؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

خاتون و دخترش بلافاصله می‌چرخند، نگاهم میخ لبخند روی لبان ساحل و شهریار می‌شود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

لبخند بزن ساحل!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

خاتون دو بار با عصایش به زمین ضربه می‌زند، حس میکنم به کودکی از دست رفته‌ام ضربه می‌زند.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

زیر همان عصایش گیسوی قدیم را خورد می‌کرد!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ تو چه غلطی کردی؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

خیره نگاهش می‌کنم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

جوری سرد نگاهش میکنم که بهت جای عصبانیتش را می‌گیرد، شمرده شمرده شروع به حرف زدن ‌می‌کند:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ کی گفته..تو باید..رئیس..این خاندان..میشدی؟!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نیشخندی می‌زنم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نیشخندی به وسعت قدرتم، به شهریار نیم نگاهی می‌اندازم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ فکر کنم هنوز یادشون مونده باید با یه رئیس چطور حرف بزنن!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ابروان شهریار بالا می‌پرد، مهین دختر خاتون هینی می‌کشد و می‌گوید:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ کی تو گستاخ شدی؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نگاهم را سمت او می‌چرخانم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

با دو گام آهسته خود را به اندام ریزش می‌رسانم، به ظاهر چند تار مو از صورتش را کنار زده و زمزمه میکنم:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ کی تو آدم شدی؟!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بزاق دهانش را می‌بلعد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نگاهش را طرف مادرش کشانده و طلب دفاع میکند.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

خاتون پیشی‌ گرفته و با تن صدای بلندی می‌گوید:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ فکر کردی کی هستی؟تورو من آدم کردم!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

پسر من باعث شد بیای تو این خونه، مارو بدون نو..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بدون ثانیه‌ای مکث جهت نگاهم را تغییر می‌دهم، چنان سرد نگاهش می‌کنم که نطقش قطع می‌شود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

انگشت سبابه‌ام را بالا می‌گیرم:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ هیـــــس!هیچی ‌نگو!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

حال نزدیک او می‌شوم، سینه سپر کرده و دستانش را در هم قفل کرده بود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

رخ به رخش می‌ایستم، ضربان قلبم بالا رفته بود!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

از فشار بود؟!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

قطعا اگر آن گیسو بود حالا اینجا فرقی با سیلابی از اشک‌ نمی‌نمود!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

اما گیسوی جدید با تکه های قلب شکسته در دستش، رحمی نداشت.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ شما..بدون نوه شدین!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

شـمـا بـدون نـوه شـدین!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

شــمــا بــدون نــوه شــدین!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

صدای آهسته‌ام رفته رفته اوج گرفته و در آخر فریادم خاتون که هیچ، تن همه‌شان را می‌لرزاند.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ پس من چی شـــــــــدم!؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

انگشتم را طرف خود می‌گیرم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ این بین من چی شـــــــــدم؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

عقب رفته، وسط سالن می‌ایستم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نگاه خاتون لرزان بود!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نه از درد، بلکه از ترس!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

چشمان زخم دیده‌ها همیشه ترسناک بودند، حق داشت.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

از ترس خشمم، انتقامم، انتقامی که قصد گرفتنش را هیچوقت نداشتم و ندارم!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

می‌چرخم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

حالا دیگر صابره و ماریه هم با دختران از خود بزرگترشان رسیده بودند و بهت‌زده نگاهم می‌کردند.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ من که دیگه چیزی واسه از دست دادن ندارم ولی..شما‌ خیلی چیزا بهم بدهکارید!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

فقط صدای نفس هایشان بود و بس!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

یکباره صدایی گرفته اما محکم نگاهم را به بالا می‌کشاند.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ تو هم یه مادرِ داغ دیده شدی!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

خیره آن چهره پیر و رنجور میشوم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

گویی تمام استخوان‌های صورتش را پوست درخت چنار کهن پوشانده بود!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ پدر جان!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

با بلند شدن صدای صابره مانند تلنگری دیگران را‌ بیدار می‌کند، یک به یک بالا می‌روند و دست‌ِ چروکیده و لایه لایه‌اش را می‌بوسند!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

دستم را روی چوب کنده‌کاری شده پله می‌گذارم و بالا می‌روم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

با کشیدن نفس عمیقی بی تفاوت لب میزنم:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ می‌بینم که حالتون بهتر شده، ولی بازم دلیل حضورتون تو اینجا رو نمیفهمم!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

تمام شدن جمله‌ام‌ همزمان با رسیدنم به بالای پلکان می‌شود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

خاتون با نگاهی منتظر که نزدیک شوم و مانند آنها دست بوسی کنم می‌نگردم اما مگر، من‌ مانند آن‌ها بودم!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ دلیل از این مهم‌تر که باید دخترام بدونن پدرشون زنده‌اس؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نیشخندی زده و به چشمانش زل میزنم..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ راست میگید، وگرنه چطور میتونستم ناراحتی بی‌حدشونو کنترل کنم!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

کنا‌یه‌ام را در هوا شکار می‌کنند، چشمانش را روی هم فشرده و لب می‌زند:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ چرا بلند حرف میزدی؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

صدای همچنان گرفته‌اش حالا با مخلوطی از پیری همراه بود.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ یکم لازم بود!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سرش را تکان داده و همچنان خیره نگاهم می‌کند.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

از آن نگاه‌ها که من به تو اعتماد کردم تا همه‌ی این ایل را دستت سپردم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

چشمانم را به سمت اتاقش تغییر می‌دهم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

ماریه نزدیکش شده ‌و به آرامی می‌گوید:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ پدرجان بفرمایید تو اتاق حرف بزنیم، خوب نیست سر پا باشین.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

همه فوری نزدیکش شده و به اتاق گوشه راهرو می‌برنش!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

دنبالشان نمی‌روم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

می‌چرخم، دستانم را باز کرده و روی نرده می‌گذارم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

برخلاف بقیه ساحل و شهریار بی‌توجه روی مبل نشسته بودند.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

لبخندی به رویشان میپاشم، این آرامش قبل از طوفان را به خوبی حس میکردم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

موهای بافته شده‌اش را باز کرده و حالا به جای لختی کمی حالت نیز پیدا کرده بودند!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

سر روی پای شهریار گذاشته و حرف می‌زدند.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

نوازش دست شهریار به روی موی موج دار ساحل مرا به آن روزهای کذایی می‌برد، او هم موهایم را نوازش می‌کرد و من نالان از موهای لخت و بی‌حالتم بودم!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ من دلم میخواد موهامو فر کنم آخه!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

باز هم دستش را روی موهایم می‌کشد، گویی ابر را نوازش می‌کرد، می‌ترسید با کمی فشار بارانی شود و با کمی بیخیالی نابود!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ ولی خاتون بانو عروسِ مو فرفری نمیخواد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

اسم عروس را که می‌شنوم، حس میکنم در کوره‌ای از آتش مرا انداختند، کمر راست کرده و بلند می‌شوم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

دستش در هوا معلق می‌ماند.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ تروخدا اسمش رو نیار، جون مامان اسمش رو نــیـــــار!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

همین که صدایم بلند می‌شود، بغضِ چسبیده به گلویم کاملا عیان شده اما او تا طرفم خیز برمی‌دارد بلند می‌شوم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ قرار شد تا هفته‌ی دیگه که میرم، حرفی نباشه دیگه نه؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

چشمان مشکی‌اش می‌درخشد، خوشحال بود که قبول کردم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

همه خوشحال بودند، به جز من!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ خانوم..

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

تکان نامحسوسی خورده و نگاهم را از موهای موج‌دار ساحل، طرف سمیرا می‌دهم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ چیشده!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ حموم آماد‌‌ست، بفرمایید.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بی نگاه به چشمانم سمت اتاق راهنمایی می‌کند که می‌گویم:

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ برو به کارات برس.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

وارد اتاق می‌شوم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

در را می‌بندم، در حالی که سمت حمام می‌روم زیپ پیراهن را از پهلویم باز کرده و وسط اتاق رهایش میکنم!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

همین که کفش هایم را در می‌آورم کف پا‌هایم را روی سرامیک سفید رنگ می‌گذارم، از سردی سرامیک و گرمی پایم حس خوبی می‌گیرم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

از همان حس های نوازش‌گونه!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

وارد حمام شده و بدون نگاه و توجه به اطرافم آرام داخل وان می‌روم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

دمای ملایم آب فقط کمی بارِ روی دوشم را کم می‌کند.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

درون وان دراز کشیده و چشمانم را میبندم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

تصاویری رو به روی چشمانم شروع به حرکت می‌کنند، از همان تصویرهایی که دلت را آب و قلبت را نشانه می‌گیرد.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

از آنهایی که توده‌ای از درد در گَلویت درست کرده و روی زبانت ای‌ کاش!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ چه خوشگل شدین خانوم!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

بی‌حس سرم را بلند کرده و به چهره‌ی رنگ و رو گرفته خودم زل میزنم.

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ هنوز کسی نیومده؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

گویی صدای بغض آلودم، با چهره‌ی خونسردم عجیب در تضاد بود که چشمانش گرد می‌شود!

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir

_ قربونه اون چشم اَبروی مشکیت بشم، چرا صدات بغض داره؟

دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir
کپی شد!