رمان نقره فام به قلم صدف رخشانی
وقتی مرگ دو عضو کلیدی، تعادل خاندان سیرانی را برهم میزند، گیسو مجبور است نقشی را بپذیرد که قرنها مخصوص مردان بوده: رئیس یک امپراطوری مافیایی. اما قدرت همیشه بهایی دارد. و گیسو آن را با خون خرید...حتی اگر خون عشق خواهرش باشد. در دنیایی که خیانت، قانون نانوشته است و عشق، نقطهضعف مرگبار، گیسو باید بین حفظ قدرت و یا نجات خانواده یکی را انتخاب کند. اما وقتی پای انتقام، ناموس و خواهر در میان باشد... آیا انتخابی باقی میماند؟ نقرهفام روایتی جسورانه از زنیست که از ویرانههای گذشتهاش، سلطنت میسازد.
ژانر : عاشقانه، اجتماعی، مافیایی
تخمین مدت زمان مطالعه : ۹ ساعت و ۲۰ ثانیه
ژانر : #مافیایی #عاشقانه #اجتماعی
خلاصه :
وقتی مرگ دو عضو کلیدی، تعادل خاندان سیرانی را برهم میزند، گیسو مجبور است نقشی را بپذیرد که قرنها مخصوص مردان بوده: رئیس یک امپراطوری مافیایی.
اما قدرت همیشه بهایی دارد.
و گیسو آن را با خون خرید...حتی اگر خون عشق خواهرش باشد.
در دنیایی که خیانت، قانون نانوشته است و عشق، نقطهضعف مرگبار، گیسو باید بین حفظ قدرت و یا نجات خانواده یکی را انتخاب کند.
اما وقتی پای انتقام، ناموس و خواهر در میان باشد... آیا انتخابی باقی میماند؟
نقرهفام روایتی جسورانه از زنیست که از ویرانههای گذشتهاش، سلطنت میسازد.
مقدمهی رمان:
مارا با لبخند دنیا آوردند...
اما زندگی دندانهایاش را نشانمان داد.
یاد گرفتیم از دلهایی که شکستند، دیوار بسازیم؛
از اشکهایی که ریختیم، دریا؛
و از سکوتهایمان، قدرت!
نه فرشتهایم، نه شیطان...
ما زنهایی هستیم که یاد گرفتیم
در میانهی آتش بایستیم
نه بسوزیم، نه بسوزانیم،
بلکه بدرخشیم.
****
کف دو دستم را بر روی لبِ سردِ نردههای فلزی قرار میدهم،نفسم را آرام رها میکنم.
_ امروز روز بزرگیه!
نوای بلندم در دیوارههای عمارت میپیچد، نگاهم را میان افراد حاضر در سالن طبقه پایین میگردانم.
تکبهتک چهرهها را مینگرم، مصمم بودند.
_ همیشه اتحادی که داشتیم باعث قدرت نامحدودمون میشد..
برق چشمانشان را در هوا شکار میکنم،این برق نگاهشان تا کجا و کی همراهم بود؟
شاید تا زمانی که همه چیز پشت پرده حفظ شود!
خانواده درست نقش یک الماس تمام عیار را برایشان ایفا کرده بود،با شنیدن این نام رگ گردنشان ورم میکرد.
_ میدونید که اگه اتحاد،بین خانوادمون نباشه قدرتی هم نیست..
بدون این قدرت هم..ما هیچی نیستیم!
از تحکم صدایم،شانههایم عقب رفته و سینه سپر میکنم.
نگاهم را از لوسترهای گرد طلایی گرفته و به مردهایی که مردانگی را در اجرای قوانین تمام کرده بودند،میرسانم.
کت و شلوارهای مشکی اتو کشیده و قدهای چون تیر چراغ برقشان توجه زیادی جلب میکرد.
سر چرخانده و از پس شانهام مینگرمش،شهریار خیره نیم رخم شده و با نیمقدمی کوتاه نزدیکم میشود..
_ جانم؟
دست طرفش دراز میکنم که منظورم را فوری متوجه میشود،دستش را گرفته و میفشارم.
_ یک روزی گروه ما قویترین بود..!
ضربان میان سینهام آرام میتپد.
لبانم را تر کرده و ادامه میدهم:
_ میخوام دوباره مثل اول بشیم.
مکث میکنم،دستی که دستان تنومند شهریار میانشان جای گرفته بود را بلند میکنم.
_ با همین قدرت خانواده که داریم میخوام قویترین بشیم.
مکث دیگری کرده،آب دهانم را قورت میدهم.
حالا وقت بغض کردن بود!
ناسلامتی چند روزی میشد که همه آن ها را از دست داده بودم اما مگر در روزی که روز من بود بغض اجباری میشد؟
صحنه نمایش مختص بازیگران است،مرا چه به بازیگری؟!
دستانم را در یکدیگر میپیچانم،کمی سرم را پایین کرده و سعی میکنم پلک نزنم.
_ میدونم،همهمون عزاداریم..
دو تن از مهمترین اعضاعمون رو از دست دادیم،اما..
نفس عمیقی میکشم،شهریار قدم دیگری طرفم برمیدارد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاز همانها که بودنش را نشان و نقش دلداری را ایفا میکرد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنیشخندی زده و چون اول میشوم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمقتدر!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ اما الان دیگه وقت عزاداری نیست..وقت پس گرفتن حقمونه!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irلبخند کوچکشان خیالم را از درست نقشبازی کردنم آسوده میکند.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irحال فقط حکومت من بود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمن!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irرو طرف خدمهای که با پیراهن سفید و مشکی مخصوصش کمی عقبتر ایستاده بود میکنم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبلافاصله با سینی طلاییای نزدیکم میشود،جام شرابم را از سینی برداشتِ و رو به نفرات مقابلم میکنم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبا بالا بردن جامم،تمامی جام ها بلند میشوند و پژواک صدایم در عمارت میپیچد:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ به سلامتی اتحاد دوبارمون!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irطنین ضربات جامها با یکدیگر در گوشم میپیچد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irکمی مینوشم و آن را به شهریار میدهم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irچرخیده و با گامهایی به استحکامی اتحاد تازه بسته شده،طرف پلههای سیاه میروم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irسیاه..مانند سرنوشتم!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irپله اول به دوم نمیرسد که شهریار صدایم میکند.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irسر بلند کرده و خیرهاش میشوم،مستقیم به فردی که کنار میز گردِ میان سالن ایستاده،اشاره میکند و میگوید:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ بانو اگر اجازه بدین هدیهای که بابت رئیس شدنتون در نظر گرفتن رو به اینجا بیارن!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدر سکوت نظارهاش میکنم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمیدانست این سکوت به معنی تایید است،بعد از این همه سال میشناختنم؛بیشتر از هرکس!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبا اشاره شهریار،مرد عقبگرد میکند که همراهش دو نفر دیگر هم بیرون میروند.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irکمی بعد با تابلویی به بزرگی یک پنجره سراسری عمارت روبهرویم میایستند.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irلبانم میلیمتری کش نمیآید اما چشمانم لبخند میزنند.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irچند پله باقی مانده را طی کرده و به تابلویی که فقط واژه زیبایی و عظمت برایش معنا میداد،میرسم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدر حالی که یک دستم بند پیراهن بلندم بود،چشمانم از پایین تا بالای تابلو را رصد میکند.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irتابلویی که نقش زنی به زیبایی و ارزشمندیهای دنیا رویش مینمود،بالای نقش کلمهای هک شده بود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irهرا | Ἥρα
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irواژهی یونانی،هرا الهه و بانوی قدرت،حامی زنان و ملکهٔ آسمانها بود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irهرا را نماد من قرار داده بودند؟!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ ببرین سالن اصلی نصبش کنید.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبلافاصله پس از حرفم با قدمهایی طبق همیشه کوتاه ولی کوبیده خارج میشوم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irتشخیص اینکه من برایشان مهم بودم یا مقامم سخت نبود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irچند پله روبهروی ورودی را که پایین میروم،راننده فوری دست به کمر خم شده و درب ماشین را میگشاید،در حالی که پیراهن مشکیام را جمع کرده و مینشینم؛شهریار با گام هایی سرعت یافته خودش را کنار درب ماشین میرساند.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irسرش را خم کرده و از شیشهباز مینگردم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ کجا میری؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنفس نفس میزد،مستقیم نگاهش میکنم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ پس ساحل کجاست؟موقعی که داشتم حرف میزدمم ندیدمش!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irموهایش را شخم میزند،از نزدیک چروکهای چهرهاش واضح تر بودند!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ کلیدای خونمو ازم گرفتُ رفت،حتما اونجاست!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irسر تکان میدهم،تا میخواهم به راننده اشاره کنم که راه بیوفتد شهریار با قدمهایی تند چرخیده و طرف دیگر ماشین سوار میشود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ منم باهات میام،مطمئنم حالش خوب نبود!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irابروهایم گره میخورند،حالش خوب نبوده؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irچه دلیلی میتواند داشته باشد جز اینکه..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ باز دیدنِ اون مرتیکه رفته؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irشهریار پلکهایش را طولانی باز و بسته میکند،کلافه شده بود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمن هم از دست ساحل و کارهایش کلافه شده بودم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irوای ساحل..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irوای!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irخیره نیمرخش میشوم:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ شهریار من با اون چیکار کنم؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمتفکر دستانش را مینگریست،پشتسر هم دو شستش را درهم میچرخاند.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ اینقدر تکون نده اون لامصبو!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبهیکبارِ سرش را طرفم میچرخاند،عصبی نگاه از ابروهای بالا رفتهاش میگیرم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبا شست و انگشت سبابه شقیقهام را ماساژ میدهم،چند لحظه چشم میبندم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irحس میکردم هر آن است که سرم منفجر شود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ ببخشید..عصابم خورده!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ گیسو فقط باید بزاری توی حال خودش باشه.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irچهرهام جمع میشود،نیشخند میزنم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ انگار تو نمیدونی دستی دستی داره خودشُ به کشتن میده یا خودتو زدی به اون راه؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاز اون گذشته این حرفای تو رو واقعا دیگه نمیکشم!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدستی که در هوا تکانش میدادم را گرفته و پایین میآورد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ گیسو!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irصدای اخطارگونهاش ساکتم میکند اما حجم عصبانیتم اندکی کاهش نمییابد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ آروم باش دختر!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irالان تو قراره باهاش حرف بزنی و قصد قانع کردنش رو داری دیگه،پس آروم!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irصدایش برعکس من آرام بود،نه به چهره کلافهاش و نه این خونسردی کلامش!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدرحالی که دندانهایم از حجم فشار به یکدیگر درحال فروپاشی بودند،ساکت میشوم؛برای دیدن آن دخترک خیرهسر لحظه شماری میکنم!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irآنقدر فکرم درگیر بود که متوجه گذر زمان نشوم تا روبهروی ویلای شهریار،ماشین میایستد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبدون اینکه منتظر راننده باشم خود درب را باز کرده و با گامهایی شتابزده طرف درب ویلا میروم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبلند بودن پاشنه کفش و پیراهن هم نمیتوانست از سرعتم کم کند!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irصدای شهریاری که نامم را صدا میزد،میشنوم؛پشت سرهم نوای آرام بودن میداد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبیتوجه در اصلی را هول داده و داخل میشوم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبلافاصله پس از ورودم به خانهی نسبتا بزرگ شهریار چرخیده و در را به شدت میکوبم،کلید آهنی و سرد را درونش چرخانده و قفلش میکنم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irادب کردن آن دختر فقط از پس خودم بر میآمد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ ســـاحـــل!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irصدای بلندم در طبقات سوت و کور میپیچد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ کـجـا خـودتو قایـم کـردی؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irچند قدمی جلو میروم،تا قصد زدن فریاد دیگری دارم که متوجه صدای هق هقی میشوم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irچشمانم ریز و گوشهایم تیز میشوند.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irطبقه بالا بود!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبدون ثانیهای مکث با یک دست پیراهنم را چنگ زده و از پله های مارپیچی بالا میروم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ حـالا گـریه هـم مـیکنی؟!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irفریاد بلندم همان اندک نوا را هم قطع میکند.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ سـاحـل فـقـط سـاکت شو!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irشقیقههایم از درد داغ شده بودند.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irطرف تراس پا تند میکنم، سر چرخانده و جسم مچالهاش را سهگوشه دیوار میبینم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ گی..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنمیگذارم حرفی بزند و سیلیام خفهاش میکند.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ بهت گفته بودم که دهنتو ببندُ ساکت شو!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irیک دستش را روی گونهاش گذاشته،با چشمانی سرخ و خیس نگاهم میکند.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنگاهم نکن!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنمیدانست آن نگاه مظلوم آتشم میزند،انگشتم را روبهرواش تکان میدهم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ با خودت چه فکری کردی رفتی ببینیش ها؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irفک و لبش میلرزد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ میدونی برای دیدن یک آشغال که آدم حسابت نکرد کم مونده بود جونتو از دست بدی؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمیدونی اگه تو اون مهمونی خراب شده کسی تورو حین رفتنت میدید من چه خاکی باید تو سرم میریختم؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irفریاد میزنم:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ جـواب مـنو بـده ســاحــل!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبلافاصله بغضش میترکد که فوری از ترس دستش را روی دهانش میگذارد و میفشارد که مبادا صدایش را بشنوم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاز من میترسید!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبه خاطر خودش مجبور به چنین رفتاری بودم،مگر جز این خانواده کوچک چیزِ دیگریام داشتم!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irچند قدم عقب رفته و جهت نگاهم را به باغ تغییر میدهم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ چرا ساحل این کارو با ما میکنی؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمکث میکنم،حس میکردم رگهای سرم در حال پاره شدن بودند.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ من خواهرتم لامصب،ما خانوادتیم!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irسر طرفش میچرخانم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاشکهایش یکی پس از دیگری صورت چون پنبهاش را خیس میکرد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدستش را برمیدارد و آب دهانش را قورت میدهد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ چرا؟من باید...
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمکث میکند.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبغض صدایش میکشتم!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ دلم...واسه کسی که...اینقدر کثافته تنگ بشه؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irصدایش خفه میشود،از شدت بغض توان حرف زدن نداشت.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاشکانش امان حرف زدن نمیدادنش.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمیگریست،گلوله گلوله اشک میریخت،من...
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irو من جان میدهم!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ من..خواب ندارم از دستش..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدست های بیجان و لاغرش را ستون بدنش کرده و بلند میشود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irچطور زندهام؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ هر ساعت..فقط به این فکر میکنم..با چه بهانهای برم ببینمش!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبا جان دادن چند قدم نزدیکم میشوم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ کاش هیچوقت نمیدیدمش گیسو!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدستش را مشت کرده و به شدت به قفسهسینهاش میکوبد، گویی فردی قلبم را چنگ میزند.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاین دختر نمیدانست جانم به جانش وصل است!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ گیسو..تو میفهمی من چی میگم، آره؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبه چشمانش زل میزنم که یکباره بازویم را چنگ میزند، در حالی که صورتش خیس از اشک بود لب میزند:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ بگو که میدونی، بگو که تو هم عزیزترینتو از دست دادی، ف..فقط از دست دادنمون فرق داره آره؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irحالش خوب نبود، این واضحتر از هرچیزی بود!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irسر تکان میدهم و با نگاهم کنکاوش میکنم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ آره آره میدونم، حالا بیا بریم تو !
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irکمرش را میگیرم که ناگهان روی دستم ضربهای میزند و بدنش را کنار میکشد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ پس چرا خودتو میزنی به اون راه ها؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irچرا امروز رئیس شدنتُ برای اون خاندان کثیف جشن گرفتی؟چرا یادت نمیاد چطور وقتی بچه...
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنمیگذارم ادامه دهد!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irقلبم را اینبار انگار در دست گرفته بود و با تمام قدرت فشار میدادش!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدست بالا میگیرم، ساکت میشود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ مواظب حرف زدنت باش ساحل!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irلرزش صدایم هیچ قدرتی را القا نمیکرد!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ ولی بسه دیگه گیسو، بسه!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبی توجه به چهرهی برافراشتهام هولم داده و داخل میشود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمیچرخم، دستانم را روی میله بالاتر از تراس قرار میدهم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمن همان دختره سیزده سالهای بودم که باترس پا به عمارت سایرانی ها گذاشت، همانی که برای عروس یک خانواده مافیایی شدن، مجبور شد از کودکی زیر نظر مادرِ بزرگِ خانواده که نقش مادرشوهر را ایفا میکرد تعیین و تکلیف شود!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irفقط چون برادر زاده آن زن بودم!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irقطعا آن دختر نبودم!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irزن شده بودم، مادر شده بودم!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبه اجبار تغییر کرده بودم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irو از عوامل این تغییر عجیب تنفر داشتم!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irچشم میچرخانم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irشهریار میان درختان ویلا، گوشی بدست و گویی در حال بحث با فرد پشتخط بود!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنفس عمیقی میکشم، آرام داخل میشوم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irساحل صندلی گذاشته و روبه روی آینه کنسول نشسته بود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irآرنج دو دستش را به زانو بند کرده بود و با سرانگشتانش گلولههای قلبم را پاک میکرد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنزدیک میشوم، بیتوجه به اویی که قصد کندن پوستش را داشت خم شده و شانهای صورتی از روی میز کنار آینه برمیدارم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irکمی درد شقیقهام آرام گرفته بود!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irپشتش میایستم، با نگاهی سرسری به موهای بلند و خرماییاش شروع به شانه زدن میکنم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irسنگینی نگاهش را از آینه احساس میکنم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ گیسو
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irهمیشه به موهای خرماییاش حسادت میکردم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنام او باید گیسو میبود نه من!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ حالت خوبه؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنیمنگاهی از آینه طرفش میاندازم، چشمان خواهرکم غم داشت.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irسرم را تکان میدهم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ میدونی ساحل..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irکمی مکث میکنم، چشمانم میان بازتاب چهره و موهایش میچرخید.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ اولویت هر زن باید درس و دانشگاه و شغلش باشه، اینکه بتونه روی پای خودش وایسته، این خیلی چیز خوبیه!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irشانه را دستش میدهم و شروع به بافتن موهایش میکنم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ و بعد بهترین چیزی که میتونه به بچههاش بده، یک مادر مستقل و متکی به خودشِ!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدر آخر خم میشوم و کش صورتیاش را برمیدارم، دم موهایش را میبندم!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irتلخندی میزنم..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنه من قرار بود چیزی بگوییم و نه آن قرار بود چیزی بفهمد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدست روی شانهی لاغرش میگذارم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irخیره در نگاه آرامم زمزمهمیکند:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ منو میبخشی؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irکمی چشمان عسلیاش را مینگرم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمن آدمی بودم که تحمل غم خواهر و برادرم را داشته باشم؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irقطعا نه!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irکافی بود دنیا را بخواهند تا دو دستی تقدیمشان کنم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ مگه میشه نبخشمت؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدستی که روی شانهاش گذاشته بودم را نوازش میکند.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ به جون خودت که میخوام دنیا نباشه، دوستش دارم!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irهمانطور نشسته میچرخد، برای دیدنم سرش را بلند میکند.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ تو فقط قول بده دیگه کاری بهش نداشته باشی!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irفقط مینگرمش.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ باشه گیسو؟کاریش نداری خب؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irسرم را نامطمئن تکان میدهم که بلافاصله میگوید:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ قول بده؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدستش را نوازش میکنم، پوستش زیادی نرم بود!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ یادم میمونه.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irلبخند میزند، سرش را روی سینهام میگذارم و دست پشت سرش میبرم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنوازش میکنم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irموهایش را...
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irکمرش را...
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irصورتش را...
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irباید برای سوگواری آمادهاش میکردم!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irکمی در آغوشم میماند و بعد به خواب عمیقی فرو میرود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاز میان حیاط پر از درخت و گل میگذرم، شهریار را در حال بحث با باغبان پیدا میکنم!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاین پسر جز بحث کردن چیز دیگری هم میدانست؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ مواظب ساحل باش!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irتا بخواهد طرفم بیاید و شروع به سوال پرسیدن کند، سوار ماشین میشوم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ برو محلهی صفوراییها.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irچَشمی زمزمه میکند و راه میافتد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنیم ساعت بعد میان کوچههای تنگ و شلوغ میایستد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ هیچکس پیاده نمیشه!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irفوری بیسیم را برداشته و به ماشینهایی که کمی دورتر ایستاده بودند؛حرفم را تکرار میکند.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاز ماشین پیاده میشوم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدستم را از میان چاک پیراهنم به بند روی رانم میرسانم، اسلحه را برمیدارم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنگاه بهت زده جوانان دنبالم میکنند.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبعضی با ترس فرار میکردند و بعضی بهت زده نگاهم میکردند.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irو دیگران جرئت دخالت نداشتند!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبا قدم هایی آرام به طرف مغازهی میوه فروشی میروم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدستی که اسلحه درونش جولان میداد را بلند میکنم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدو گلوله پشت سرهم به شیشههای مغازه شلیک میکنم که هیاهوی زیادی ایجاد میشود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاطرافم شلوغ میشود، قلبم کمی خنک!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irچهرهام از شدت آفتاب سوزان و پرت شدن شیشهها جمع میشود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irپسرک چهارشانهای، ترسیده از مغازه خارج میشود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ چه غلط...
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irهمین که چشمش به نگاهم میافتد، سکوت میکند.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ میشناسیم همو دیگه نه؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irفقط نگاهم میکرد، در چشمان ریزش ساحل را میبینم!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irو در دستان برنزهاَش، دستان باریک و کشیده ساحل را...
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irیک قدم نزدیکش میشوم، صدایی جز صدای پاشنه کفشم نبود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ هیچکس!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irقدم دوم را برمیدارم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ تاکید میکنم، هیچکس نمیتونه سمت خانواده من بره!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irپیشانیاش را نشانه میگیرم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ این یه قانونه!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبلافاصله پس از حرفم ماشه را میکشم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irپسر با قد و هیکل بزرگش نقش بر زمین میشود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irخونهای پاش خورده از سرش، روی آسفالت راه میگیرد و کمکم به روبهروی پاهایم میرسد!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irیک قدم که عقب میروم، بلافاصله دورش شلوغ شده و سروصدای زیادی راه میافتد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمیچرخم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irقدمهای بلندم را طرف ماشین برمیدارم و سوار میشوم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ بریم عمارت.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irهیچگاه قولهایم را پایمال نمیکردم اما، اگر کسی بویی از ارتباط ساحل با پسری غیر مافیایی به مشامش میخورد کارش تمام بود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمن نه تاب و تحمل کشته شدن ساحل را داشتم، نه فرصت فکر کردن به بعد این اتفاق.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irباید این پسر سر به نیست میشد و قطعا ساحل نباید میفهمید که قاتل عشقش، کسی جزء خواهرش نیست!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ رسیدیم خانوم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنگهبان ماشین ها فوری درب را باز میکند، از پلههای منتهی به عمارت که بالا میروم؛
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irآرام شدنم را برای چند ثانیه احساس میکنم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ این با چه عقلی همچین کاری کرد!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irصدای فریاد خاتون که به گوشم میرسد، قدم هایم را بلند برمیدارم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ اینجا چخبره؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irخاتون و دخترش بلافاصله میچرخند، نگاهم میخ لبخند روی لبان ساحل و شهریار میشود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irلبخند بزن ساحل!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irخاتون دو بار با عصایش به زمین ضربه میزند، حس میکنم به کودکی از دست رفتهام ضربه میزند.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irزیر همان عصایش گیسوی قدیم را خورد میکرد!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ تو چه غلطی کردی؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irخیره نگاهش میکنم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irجوری سرد نگاهش میکنم که بهت جای عصبانیتش را میگیرد، شمرده شمرده شروع به حرف زدن میکند:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ کی گفته..تو باید..رئیس..این خاندان..میشدی؟!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنیشخندی میزنم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنیشخندی به وسعت قدرتم، به شهریار نیم نگاهی میاندازم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ فکر کنم هنوز یادشون مونده باید با یه رئیس چطور حرف بزنن!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irابروان شهریار بالا میپرد، مهین دختر خاتون هینی میکشد و میگوید:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ کی تو گستاخ شدی؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنگاهم را سمت او میچرخانم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبا دو گام آهسته خود را به اندام ریزش میرسانم، به ظاهر چند تار مو از صورتش را کنار زده و زمزمه میکنم:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ کی تو آدم شدی؟!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبزاق دهانش را میبلعد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنگاهش را طرف مادرش کشانده و طلب دفاع میکند.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irخاتون پیشی گرفته و با تن صدای بلندی میگوید:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ فکر کردی کی هستی؟تورو من آدم کردم!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irپسر من باعث شد بیای تو این خونه، مارو بدون نو..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبدون ثانیهای مکث جهت نگاهم را تغییر میدهم، چنان سرد نگاهش میکنم که نطقش قطع میشود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irانگشت سبابهام را بالا میگیرم:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ هیـــــس!هیچی نگو!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irحال نزدیک او میشوم، سینه سپر کرده و دستانش را در هم قفل کرده بود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irرخ به رخش میایستم، ضربان قلبم بالا رفته بود!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاز فشار بود؟!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irقطعا اگر آن گیسو بود حالا اینجا فرقی با سیلابی از اشک نمینمود!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاما گیسوی جدید با تکه های قلب شکسته در دستش، رحمی نداشت.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ شما..بدون نوه شدین!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irشـمـا بـدون نـوه شـدین!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irشــمــا بــدون نــوه شــدین!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irصدای آهستهام رفته رفته اوج گرفته و در آخر فریادم خاتون که هیچ، تن همهشان را میلرزاند.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ پس من چی شـــــــــدم!؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irانگشتم را طرف خود میگیرم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ این بین من چی شـــــــــدم؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irعقب رفته، وسط سالن میایستم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنگاه خاتون لرزان بود!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنه از درد، بلکه از ترس!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irچشمان زخم دیدهها همیشه ترسناک بودند، حق داشت.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاز ترس خشمم، انتقامم، انتقامی که قصد گرفتنش را هیچوقت نداشتم و ندارم!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمیچرخم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irحالا دیگر صابره و ماریه هم با دختران از خود بزرگترشان رسیده بودند و بهتزده نگاهم میکردند.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ من که دیگه چیزی واسه از دست دادن ندارم ولی..شما خیلی چیزا بهم بدهکارید!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irفقط صدای نفس هایشان بود و بس!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irیکباره صدایی گرفته اما محکم نگاهم را به بالا میکشاند.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ تو هم یه مادرِ داغ دیده شدی!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irخیره آن چهره پیر و رنجور میشوم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irگویی تمام استخوانهای صورتش را پوست درخت چنار کهن پوشانده بود!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ پدر جان!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبا بلند شدن صدای صابره مانند تلنگری دیگران را بیدار میکند، یک به یک بالا میروند و دستِ چروکیده و لایه لایهاش را میبوسند!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدستم را روی چوب کندهکاری شده پله میگذارم و بالا میروم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبا کشیدن نفس عمیقی بی تفاوت لب میزنم:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ میبینم که حالتون بهتر شده، ولی بازم دلیل حضورتون تو اینجا رو نمیفهمم!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irتمام شدن جملهام همزمان با رسیدنم به بالای پلکان میشود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irخاتون با نگاهی منتظر که نزدیک شوم و مانند آنها دست بوسی کنم مینگردم اما مگر، من مانند آنها بودم!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ دلیل از این مهمتر که باید دخترام بدونن پدرشون زندهاس؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنیشخندی زده و به چشمانش زل میزنم..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ راست میگید، وگرنه چطور میتونستم ناراحتی بیحدشونو کنترل کنم!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irکنایهام را در هوا شکار میکنند، چشمانش را روی هم فشرده و لب میزند:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ چرا بلند حرف میزدی؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irصدای همچنان گرفتهاش حالا با مخلوطی از پیری همراه بود.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ یکم لازم بود!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irسرش را تکان داده و همچنان خیره نگاهم میکند.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاز آن نگاهها که من به تو اعتماد کردم تا همهی این ایل را دستت سپردم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irچشمانم را به سمت اتاقش تغییر میدهم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irماریه نزدیکش شده و به آرامی میگوید:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ پدرجان بفرمایید تو اتاق حرف بزنیم، خوب نیست سر پا باشین.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irهمه فوری نزدیکش شده و به اتاق گوشه راهرو میبرنش!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدنبالشان نمیروم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irمیچرخم، دستانم را باز کرده و روی نرده میگذارم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبرخلاف بقیه ساحل و شهریار بیتوجه روی مبل نشسته بودند.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irلبخندی به رویشان میپاشم، این آرامش قبل از طوفان را به خوبی حس میکردم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irموهای بافته شدهاش را باز کرده و حالا به جای لختی کمی حالت نیز پیدا کرده بودند!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irسر روی پای شهریار گذاشته و حرف میزدند.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irنوازش دست شهریار به روی موی موج دار ساحل مرا به آن روزهای کذایی میبرد، او هم موهایم را نوازش میکرد و من نالان از موهای لخت و بیحالتم بودم!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ من دلم میخواد موهامو فر کنم آخه!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irباز هم دستش را روی موهایم میکشد، گویی ابر را نوازش میکرد، میترسید با کمی فشار بارانی شود و با کمی بیخیالی نابود!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ ولی خاتون بانو عروسِ مو فرفری نمیخواد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاسم عروس را که میشنوم، حس میکنم در کورهای از آتش مرا انداختند، کمر راست کرده و بلند میشوم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدستش در هوا معلق میماند.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ تروخدا اسمش رو نیار، جون مامان اسمش رو نــیـــــار!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irهمین که صدایم بلند میشود، بغضِ چسبیده به گلویم کاملا عیان شده اما او تا طرفم خیز برمیدارد بلند میشوم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ قرار شد تا هفتهی دیگه که میرم، حرفی نباشه دیگه نه؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irچشمان مشکیاش میدرخشد، خوشحال بود که قبول کردم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irهمه خوشحال بودند، به جز من!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ خانوم..
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irتکان نامحسوسی خورده و نگاهم را از موهای موجدار ساحل، طرف سمیرا میدهم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ چیشده!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ حموم آمادست، بفرمایید.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبی نگاه به چشمانم سمت اتاق راهنمایی میکند که میگویم:
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ برو به کارات برس.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irوارد اتاق میشوم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدر را میبندم، در حالی که سمت حمام میروم زیپ پیراهن را از پهلویم باز کرده و وسط اتاق رهایش میکنم!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irهمین که کفش هایم را در میآورم کف پاهایم را روی سرامیک سفید رنگ میگذارم، از سردی سرامیک و گرمی پایم حس خوبی میگیرم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاز همان حس های نوازشگونه!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irوارد حمام شده و بدون نگاه و توجه به اطرافم آرام داخل وان میروم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدمای ملایم آب فقط کمی بارِ روی دوشم را کم میکند.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irدرون وان دراز کشیده و چشمانم را میبندم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irتصاویری رو به روی چشمانم شروع به حرکت میکنند، از همان تصویرهایی که دلت را آب و قلبت را نشانه میگیرد.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irاز آنهایی که تودهای از درد در گَلویت درست کرده و روی زبانت ای کاش!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ چه خوشگل شدین خانوم!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irبیحس سرم را بلند کرده و به چهرهی رنگ و رو گرفته خودم زل میزنم.
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ هنوز کسی نیومده؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.irگویی صدای بغض آلودم، با چهرهی خونسردم عجیب در تضاد بود که چشمانش گرد میشود!
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir_ قربونه اون چشم اَبروی مشکیت بشم، چرا صدات بغض داره؟
دنیای رمان مرجع رمان های ایرانی و خارجی. https://novelonline.ir