مهمان رادیو

به قلم حمید درکی

داستان درمورد یه مرد عاشقه. ولی عشقش فرق میکنه. رادیو . از بچگی عشق رادیو داره تا اینکه از طرف صدا وسیما دعوتش می کنند و ادامه ماجرا...

معلم مدرسه ما

به قلم حمید درکی

داستان درمورد معلمی است که حال تمام دانش آموزانش را میگیرد ، یک روز یک دانش آموزی سرکلاسش متلکی می اندازد و معلم درصدد تلافی کاری می کنه که ...‌‌

افیون

به قلم حمید درکی

داستان در مورد مرد تریاک فروشی به نام اصغر هست که با شخصی به نام مهدی رفت وآمد می کند. اصغر از مهدی پول کلانی قرض می کند وطبق قرار داد پول به مهدی بر نمی گرداند. اصغر برای مهدی زرنگ بازی درمی آورد که دراین حین اتفاقی می افتد و ادامه ماجرا ....

داستان کوتاه امپراتور

به قلم حمید درکی

داستان درمورد اسبی از باشگاه اسب سواری آقای خادم است. آقای خادم دختری 12 ساله به نام مهتاب دارد که از ناحیه پا فلج است. امپراتور اسب بی نظیری هست که مورد توجه مسابقه آقای خادم بوده و کارگری به نام آتیلا که با آن اسب بسیار بد رفتار است و باعث میشود آقای خادم وی را اخراج کند. آتیلا برصدد تلافی است که ...

داستان کوتاه دختر نون خامه ای

به قلم حمید درکی

داستان درمورد دختری هست که علاقه زیادی به نون خامه ای داره. عاشق مردی میشه که البته خواستگارش هست. دختر مادر مریضی داره که نمی تونه ازجاش تکون بخوره و خواستگار تاکید می کنه مادرش رو بزاره خانه سالمندان. دختره قبول نمی کنه و خواستگار رهاش می کنه و ادامه ماجرا...

داستان کوتاه عاطفه

به قلم حمید درکی

درمورد دخترافغانی هست پدرش مریضه برادرش پاهاش شکسته مادرش سرطان داره عاطفه مجبور میشه برای کمک خرج زندگی لباس پسرانه بپوشه واتفاق بدی میفته...

داستان کوتاه زلیخا

به قلم حمید درکی

داستان درمورد رقاصی به نام زلیخا هست که مردی زن داره عاشقش میشه و زن متوجه میشه وبچه های مرده براساس تلافی برای اینکه حال زلیخا بگیرند دست به عملیاتی می زنند و...

داستان کوتاه لباس عروس

به قلم حمید درکی

داستان درمورد دختری به نام ناهید هست از بچگی علاقه به لباس عروس داشته وخیاط حرفه ای لباس عروسه. ناهید با پسری آشنا میشه قرار ازدواج میزارند درست وسط قول وقرارها ناهید احساس می کنه پاهاش حس ندارند به درخواست نامزدش دکتر می روند دکتر آزمایش می نویسه و درحین گرفتن جواب آزمایش ......

داستان کوتاه ننه مشهدی

به قلم حمید درکی

ننه مشهدی استاد درکی داستان درمورد پیرزنی هست که کنار خیابان دست فروشی می کنه چند تا از بچه های همسایه هستند که هواشو دارند ننه مشهدی آرزوی مشهد رفتن داره که یهوع اتفاقی می افته ادامه ماجرا...

سیاهی لشگر لحظاتی پیش

محمد پسریه که تو زندگیش نقش سیاهی لشکر رو داره و فقط پی شیطنت‌های جوونیه! از بابای کارگردانش، یزدان رحمتی، می‌خواد وارد دنیای بازیگری بشه اما یزدان نمی‌ذاره چون می‌دونه تو این مورد جدی نیست و معتقده که خودش باید گلیم خودش رو از آب بکشه بیرون! به خاطر همین هم محمد دست به کارای دیگه‌ای می‌زنه تا روی پای خودش وایسه. بعد از قبول نشدن توی کنکور به بهانه‌‌های مختلف سربازیش و عقب میندازه اما دست آخر مجبور می‌شه که به سربازی بره! به واسطه دانیال صدیقی که توی فیلمای پدرش بدلکاری می‌کنه، با برادرزاده‌ش آشنا می‌شه... برادرزاده دانیال صدیقی نقطه مقابل محمده! حالا وجود یه اکیپ دیوونه کنار محمد، می‌تونه اون و برای انجام کارایی که براشون برنامه ریخته انجام بده، تشویق کنه! اما امان از روزی که چند نفری که فکر می‌کنن عقل کل هستن، بیفتن کنار هم! ‼️سیاهی لشکر با دو رمان عشق آمازونی و ویانا نیوز در ارتباطه اما اگر نخونده باشین هم مشکلی پیش نمیاد.

دنیای رمان

+1000 رمان عاشقانه و طنز

معرفی بیش از ۱۰۰۰ رمان محبوب ایرانی خارجی و صوتی ...

ارسال روزانه بین 2 تا 4 رمان جدید به برنامه

رمان های آنلاین با پارت گذاری روزانه

با بیش از 35 ژانر مختلف برای همه سلیقه ها

یک جرعه از کتاب غرور_و_تعصب

تعداد آدم‌هایی که من واقعا دوستشان دارم زیاد نیست؛ تعداد کسانی که نظر خوبی دربارشان دارم از آن هم کمتر است "من هرچه بیشتر دنیا را می‌شناسم از آن ناراضی‌تر می‌شوم" هر روز که می‌گذرد بیشتر معتقد می‌شوم که آدم‌ها "شخصیت ناپایداری دارند" نمی‌شود روی ظواهر، لیاقت یا فهم و شعورشان حساب باز کرد! نویسنده : جین آستین

فروردین
۲۷
نقد و بررسی رمان سووشون

اکثر ما داستان سیاوش و مرگ مظلومانه اش را به احتمال زیاد شنیده و یا خوانده ایم. در سوشوون نیز با داستان یوسفاکثر ما داستان سیاوش و مرگ مظلومانه اش را به احتمال زیاد شنیده و یا خوانده ایم. در سوشوون نیز با داستان یوسف

دکلمه

جان دل

دکلمه

مرا به‌ نام‌ عشق‌ بدنام‌ نکن

دکلمه

کاش‌ تو ماه ‌بودی

دکلمه

رفتن...

دکلمه

اُهم

آخرین نظرات کاربران
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

شما هیچ پیامی ندارید