دومینو به قلم آزاده دریکوندی
پارت شصت و هشتم :
سبزیهای توی سینک ظرفشویی را با دقت شست و توی صافی گذاشت. حالا نوبت تربچهها بود تا با دقت آنها را بشوید.
- دختر هدایتی چطور بود؟
صدای مادرش از پشت سرش میآمد که روی یکی از صندلیهای آشپزخانه نشسته بود.
- خوب بود! باورت نمیشه چقدر اخلاقش تغییر کرده و آروم شده!
آهی کشید و در حالی که صافی را میتکاند زیرلب گفت:
- البته دیگه چه فایده...
- خدا از سر تقصیرات میعاد بگذره!
مطالعهی این پارت حدودا ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۵۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
Roghayyeh
0پدر میکاییل بود؟؟؟💃💃
۱ سال پیشنیلوفرسامانی
0به سلامتی😂❤️
۱ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
سلامت باشی🤣
۱ سال پیشNarges.g
0پس اونی که به باباش زده،ستایش میشناستش! سه احتمال وجود داره: سهند/بابای میکاییل/سورن که امیدوارم اولی باشه 😍
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
اولی بیشتر روی سورن مظلومِ من تمرکز داره🥴
۲ سال پیشNarges.g
1سورن مظلومهه؟؟ همین سورنه که این همه خون به جیگر بچمون (سهند)کرد
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
بله مظلومههههه بلههههه بلهههههه😋💚
۲ سال پیشNarges.g
0ازاون دست افراده که میگن ازآن نترس های و هوی دارد، از آن بترس که سر به توی دارد 🫠
۲ سال پیشZahra
0دَدَم وای شُک شدم من که🥶
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
منوچهر رو بفرستیم اون دنیا یا زوده؟😁
۲ سال پیشلیلا
0سلام به نظر من سهند نمیتونه باشه ولی کی بوده🤔🤔
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
یعنی کی بوده این وقت روز؟
۲ سال پیشمهلا
0💜💜💜
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
💚💚💚
۲ سال پیشساناز
0❤️💛🩶🩵🧡🤍🤎💙💜💚
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
💚💚💚
۲ سال پیشS
0وای بالاخره منوچ به درک واصل شدددد
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
نه فعلا هستن در خدمتتون🤣
۲ سال پیشFafa
0سلام آزاده جون خوش قلمم... وای چه جای حساسی پارت تموم شد... امیدوارم ک منفور خان مرده و اون راننده سهند باشه
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
سلام جانم. سهند از ترکیه دل نمیکنه بیاد 🤭
۲ سال پیشسوگند
0ینی ستایش خودش شخصی رواجیرکرده که بعد ازبهبودی پدرش زهرچشم بگیره وطلاق مامانش بگیره.؟؟؟
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
نه ستایش دلرحمه از این کارا نمیکنه
۲ سال پیشپرنیا
0سهند؟؟؟؟🤔🤔🤔
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
سهند آرکاداش ترکیه رو ول نمیکنه که😂 قشنگ کنگر خورده لنگر انداخته اونجا.... صفا میکنه 😅
۲ سال پیشم
0کسیکه ستایش نگران گیر افتادنش باشه سورن نمیتونه باشه ،شاید پدر میکائیل باشه
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
به به🤩👏🏻
۲ سال پیشانا
1کی بود به منوچهر زد ستایش نگرانشه
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
در اصل خودِ من😌
۲ سال پیشفاطمه ❤️
3یعنی کی می تونه باشه 🤔🤔سورنه ، سهنده ؟کیه که ستایش نگرانشه گیر نیفته.ممنون آزاده جان به خاطر پارتگذاری روزانه💜💜💜🌟🌟🌟🌟🌟
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
ممنون از حمایت های شما😍
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...
چیپسی
0سورن بود؟؟