پارت نود و نهم :


سید که حال دلم را مثل همیشه جلوتر از من می‌فهمد، دستم را می‌گیرد.

- برای فرار هنوز زوده! بزار ببینم این بار توری که انداختی تونسته یه شاه ماهی صید کنه؟

سید نام ماهی را نمی‌داند اما مطمئن هستم که دارد چیزی را از من پنهان می‌کند. هر بار که سید و پدر برای من نقشه‌ای در سر دارند، لحن کلام هر دو به طرز عجیبی تغییر می‌کند.

همراه سید نزدیک ماهی می‌شویم.

- خا

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۲۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطمه

    2

    وای فقط اونجاش که باچشم ابرو باهم حرف میزنن خیلی بامزست 😅 این سید هم بچه باحالیه ها ازش خوشم اومد

    ۱ سال پیش
  • محبوبه لطیفی | نویسنده رمان

    سید خیلی باحاله

    ۱ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!