پایلوت به قلم سمیرا حسن زاده
پارت صد و هشتاد :
بی هدف و با سرعت خیابانها را وجب به وجب دور میزدم، از کنار ساحلی که همیشه اغلب اوقات با کوروش آنجا میرفتیم که میگذشتم میلی عجیب مرا به آن سو کشاند. راهنما زدم و به آن سمت راندم، قبل از ورودم به ساحل از دور ماشین کوروش و خودش را که به کاپوت آن تکیه داده و به دریای پیش رویش نگاه میکرد را که دیدم، با عجله پا روی ترمز گذاشتم و ماشین را خاموش کردم تا او متوجه حضورم نشود.
نگاهم معطوف
مطالعهی این پارت کمتر از ۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۶۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...