پارت صد و نود و سوم :

با فاصله‌ای ناچیز مانده بین دستان زمخت سه نیرو رخشا با گرفتن ماشه اسلحه سنگین خود شروع به شلیک می‌کند.
شش گلوله همچون سرعت نور از دهانهء AK12 - K جسته و به دل شانه هرسه نیرو می‌نشیند و سپس شکم هرسه به وسیله ضربه کاری زانوان رخشا منقبض شده.
به دنبال غلتیدن خون از شانه‌هایشان فریاد درد پژواک دیواره‌های ضخیم می‌شود.
یکی از نیروگان دشمن دردمند:
- مارمولک کوچولو، می‌کشمت پدرس

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۷۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • نسیم

    3

    عزیزم ایول بابا ایول به این قلم خفنت از تعریف جزئیاتت خوشم اومد دست مریزاد😍💛. بیچاره تیوسان ارزو داشت شکنجه های سام و ببینه ولی الان به غلط کردن افتاد😂😂

    ۴ ماه پیش
  • Asal

    1

    بیچاره گوشم بجاش درد گرفت😑😑💔

    ۱ سال پیش
  • فاطی

    2

    وای قلبم اومد تو دهنم..پوووف..زجرکش نکن دیگه..بکش بره..لعنتی

    ۲ سال پیش
  • آمینا

    8

    بیچاره تیوسان فکر کنم بیشتر بجای اینکه برای یارو دلش بسوزه داره مرگ خودشو تجزیه و تحلیل میکنه😆😅😅

    ۲ سال پیش
  • ماهرخ

    5

    😳😳😳😳کف کردم، خیلی خفن بووووود عشق کردم با شکنجه ی بیگ باس خان جذاب 👌🏻🤗😍😘

    ۲ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!