پارت صد و هفتاد و هشتم :

#پارت۱۹۳
برای منی که به خوش‌گذرانی و رقص و پایکوبی عادت داشتم غیبتم برایش غیر عادی به نظر رسیده بود، برای آنکه جوابی بدهم به دروغ گفتم:
- یکم بی حالم، فکر کنم ویروسد آنفولانزای فاطمه روی منم تاثیر گذاشته.
نگران شد.
- می‌خوای بریم دکتر؟
به زور و اجبار لبخندی بر لب نشاندم.
- نه ممنون، برم خونه استراحت کنم، بهتر می‌شم.
نگاهش معطوف کت روی شانه‌هایم شد.
- تعارف نک

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۶۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!