پارت صد و نود و یک :

با فاصله‌ای استاندارد از درا ایستادم.
نیروها با آرایش مخصوص خودشون جلوم دونه به دونه ایستادن و با یه حرکت آماده شلیک شدن.
با علامت بی‌صدا و اشاره‌ام به در دوتا از نیروها هرکدوم یکی از دستگیره‌هارو گرفتن.
نگاه جفتشون به پلکای من بود.
منتظر دستورن.
دو کلتم و هم‌زمان از کمربند کشیدم.
انگشتای شستم رو کشیدم رو ضامن.
رو دادم به رخشا که کنارم دست به سینه ایستاده بود. آر

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۸۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • نسیم

    0

    استپ استپ من نگرفتم چیشد سام رو دست خورد؟😶😶

    ۴ ماه پیش
  • ندا

    1

    پارت بعدی کی میاد بچه ها؟

    ۲ سال پیش
  • نسرین محمدی

    0

    رمان مانکن نابودگرروخوندم عالیه ومنتظر پارت دومشم

    ۲ سال پیش
  • فیونا

    1

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • ماهرخ

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • Aynaz

    0

    دمت گرم

    ۲ سال پیش
  • آمینا

    0

    مرسی🤩

    ۲ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!