پایلوت به قلم سمیرا حسن زاده
پارت صد و پنجاه و چهارم :
عشق عمرم را حرام و مرا اسیر بازوهای قدرتمند و قطور خودش کرده بود. به طوری که مرا از خودم دور ساخته بود. دلم برای خودم تنگ شده بود، من خودم را گم کرده بودم، میخواستم خودم را دوباره به دست بیاورم. اما چگونه نمیدانستم و فعلا چارهی راهم را فرار و دور شدن از اینجا و آدمهای دور و اطرافم میدانستم.
با لحن برندهای حرفی زد که به آنی مرا هم به فکر فرو برد.
- به خیالت اگه کوروش بفهمه د
مطالعهی این پارت کمتر از ۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۹۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...