ماه در مه به قلم محبوبه لطیفی
پارت هفتاد و هفتم :
استرس این مدت و سو تغذیه باعث شده که بدنم ضعیف شود. روی تخت دراز میکشم و سعی میکنم که ذهنم را از هرچه اضطراب است خالی کنم. من باید قوی، سالم و هوشیار باشم تا بتوانم از این مهلکه جان سالم به در ببرم.
معلوم نیست که محمد کی میآید. احساس گرسنگی به بقیه دردها اضافه میشود. در بسته کوچک مقداری خوراکی بود، باید از آنها استفاده کنم تا شاید این ضعف و گرسنگی تمام شود.
خرما
لطفا صبر کنید...