پارت صد و هشتاد و هشتم :
سری تکون داد.
بعد از مدتی ور رفتن با موبایلش اونو چسبوند بیخ گوشش.
داره تماس میگیره. لابد با رانندهها.
یه چیزایی تند تند زیرلب گفت و بعد تماس و قطع کرد.
ای بابا چه سریع... الان باید چه ریختی بیشتر معطلشون کنم؟
فکر میکردم راحت باشه.
یکیشون رو کرد به اون یکی مردی که دورتر ایستاده بود:
-Che bella donna, pensi che possiamo giocare un po' con lei prima che arrivi suo marito?
نگاه اون یکی چرخ
مطالعهی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۰۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
نسیم
0سلام؛اخ فقط غیرتی شدن سامو عشقه هه هه هه هه هه
۶ ماه پیشندا
1کاش ترجمه اون حرفاشونم برامون میذاشتی خوشگل خانم...
۲ سال پیشفیونا
2اون دوتا یه چیزی در مورد رخشا بلغور کردن که سام یهو قاطی کرد؟
۲ سال پیشصبا
1قطعا آره فک کنم بدونم چی گفتن که سام قاطی کرد
۲ سال پیشآمینا
1موش🤣🤣🤣
۲ سال پیشم
0خیلی خوبه
۲ سال پیشماهی بانو
0وای چقدر هیجانی شده نویسنده هرچی زود تر پارت هارو بزار 🥲🙂
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...
نسیم
1آخ آخ فقط غیرتی شدن سامو عشقه😂😂💗💗