پارت نود و ششم :

_ خواهش می کنم سوگل ،این آب رو بخور ،داری می‌لرزی ،حالت اصلا خوب نیست ،این همه خودت رو اذیت نکن .
بطری اب را از دستش گرفتم و کمی نوشیدم ارمان که حال مرا اینگونه می دید ،زیر لب با خود حرف می زد ،احساس کردم که خود را سرزنش می کند .کمی که ارام شدم ،آرمان ماشین را به حرکت در آورد .بی هدف در شهر می گشت ،دیگر نه من حرفی میزدم و نه او جرات بیان حرفی داشت .
_ من باید برگردم خونه ،الان مادرم نگرا

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۳۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!