معصومیت از دست رفته به قلم فرگل حسینی
پارت پنجم :
لیلا خودش را درون اتاق انداخت.دکمه های مانتویش را باز کرد وآن را گوشهای انداخت.اتاقش تقریبا کوچک بود اما برای یک نفر خیلی هم خوب وبزرگ محسوب میشد!تختش چسپیده به دیوار و کنار پنجره بود.پنجرهای که رو به خیابان اصلی باز میشد.یک کمد دیواری کِرم رنگ ویک ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

عسل
0وای این مادره چرا اینجوریه بندا خدا لیلا از دستش چی میکشه ، رمانش تا این جا قشنگ بود ممنون خانم حسینی عزیز