پارت صد و هشتاد :

سام چندتارموی سمج افتاده بر چهره رخشا را به لطافت از گونه او نوازش‌گون کنار زده.
دست خود را بالا آورد و مابین فاصله‌ چهره‌اشان متوقف می‌کند.
رخشا عمق خیرگی تیلگان خود را از دو مردمک سام گرفته و به دست پوشیده با دستک‌کش عرق‌گیر مشکی‌فامش داده.
محکم دست سام را گرفته.
- خودت بهتر می‌دونی چه کارایی ازم برمیاد.
- ولی همچنان نمی‌تونم از نگرانی واست دست بردارم.
تیوسان

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۳۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ماهرخ

    0

    🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩

    ۲ سال پیش
  • مارال

    0

    وای اونجایی که رخشا رو صدا کرد موش و عملیات شروع شد خلاصه 😉

    ۲ سال پیش
  • فیونا

    1

    جیییییغغغغ عکس شخصیتاااا🫀👀!:) بالاخره عملیات شروع شد... اون جایی که سام خودش و از نرده پله سقف آویزون کرد خیلی باحال بود🫶🫠

    ۲ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!