پارت پنجاه و چهارم :

زیادی ساده بود که فکر میکرد دلیل این نگاه دزدی‌ها را تنها خودش میداند و این را وقتی فهمید که دختر خیره به مقابلش نیشخندی زد و گفت:
- از آرشم میگم، فقط اینکه... هنوزم وقتی میخوای یه چیزیو از من پنهون کنی نگاه میندازی پایین و نمیتونی نگاهم کنی؟
سر کیارزم که اتوماتیکوار بالا آمد، صدای خنده‌ی تپش هم در ماشین پیچید.
- بله، بله! من چپ و راست و پشت سرمم چشم دارم. شما رو هم با یه سابقه کا

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۲۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

میخوای سهمی داشته باشی؟

سلام عزیزم. من ملیکا کمانی نویسنده این رمان هستم. رمان رو رایگان کردم و به جای پرداخت حق عضویت، خواستم هر کدومتون در توانتون هست از 1000 تومان تا هر مبلغی که میتونید به حساب محک واریز کنید. با پرداخت آنلاین از طريق تمامى كارت‌هاى عضو شتاب، سهمی در تامین هزینه دارو و درمان کودکان مبتلا به سرطان داشته باشید و قهرمان‌های كوچك محک را تا رسیدن به سلامتی همراهی کنید.

آخرین نظرات ارسال شده
  • فخری

    0

    ممنون از قلم زیبات ملیکا جون عالیه خدا قوت عزیزم❤️❤️❤️❤️

    ۵ ماه پیش
  • فاطیما

    1

    عالی و زیبا بود قلمتون مانا بانو جان ☘️🌱

    ۷ ماه پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    مرسی نازدار💋💜

    ۷ ماه پیش
  • م

    2

    به نظرم کار خان باباست ودروغ گفته ،رودابه گفته بود پدرسالاره وهمه باید اونطور که اون میخواد زندگی کنن اینو پشت خوش اخلاقی پنهان میکنه

    ۲ سال پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    دوست داشتم نظرتووو چه مخاطب باهوشی😍❤️

    ۲ سال پیش
  • صدف

    1

    همچنان عالی

    ۲ سال پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    همچنان قربونت برم😍

    ۲ سال پیش
  • pegah raesi

    1

    عالیههههههه

    ۲ سال پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    عالی شمایی خانم😍

    ۲ سال پیش
  • ستاره

    2

    چقدقشنگ و دوست داشتنی هستند اینا💐💐

    ۲ سال پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    دوست داشتنی نگاهته قند من❤️

    ۲ سال پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    دوست داشتنی نگاهته قند من❤️

    ۲ سال پیش
  • مریم گلی

    3

    خیلی دوست دارم دوباره رابطشون با هم خوب بشه ، ممنونم نویسنده جان ،در ضمن پارت ۵۲ و ۵۳ ،تکراری بود ،یه پارت طلب ما برای هفته دیگه😂🙏

    ۲ سال پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    اره واقعا رابطه جذابی بود😁 عه فهمیدید؟ 😂خدایی کلک نزدم از دستم دررفت🥹

    ۲ سال پیش
  • آیرین

    1

    خیلی خیلی خوبه

    ۲ سال پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    خوب شمایی خوشگلم😍

    ۲ سال پیش
  • آذر

    1

    اینا قبلا محرم بودند؟ تو پارت قبلی گفته بودین

    ۲ سال پیش
  • ملیکا کمانی | نویسنده رمان

    نه عزیزدلم ولی کیارزم طبق چیزی که شنیده فکر میکنه تپش خواهرشه و محرمه...

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️