پارت هفده :

با میوه‏های توی بشقاب بازی می‏کردم که دستی روی شونه‏م نشست. قبل‏از هر حرکتی که بخوام برای دفاع از خودم انجام بدم صدای حامد به گوشم رسید:
-می‏بینم که ببر ماده ما هوس شکار کرده؟
سرم رو به طرفش چرخوندم:
-کنایه می‏زنی؟
شونه بالا انداخت و گفت:
-نه. ولی تعجب کردم. انتظار داشتم بری آخرین ردیف بشینی!
دستش رو کشیدم و به طرف صندلی کناریم هدایتش کردم و گفتم:
-بشین و بهم ا

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۰۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!