پارت صد و شصت و سوم :
خندم گرفت. راست میگه... .
- بیخیال اهورا... این نگاهش با اون نگاه زمین تا آسمون فرق داره.
- میتونم حس کنم دارن راجب ما دوتا باهم غیبت میکنن. اینکه مریم داره میخنده یعنی سام داره راجب ما حرف میزنه.
- مگه خودمون راجب اونا حرف نمیزنیم؟ بزار راحت باشن.
اهورا سری از تاسف تکون داد:
- همه اتفاقات اون شب داره دژاوو میشه.
- ماهیر کوچولوتون و چیکارش کردین؟ میخواستم ور
مطالعهی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۷۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...
آمینا
2سلام.الان فصل چهارم رو کی برامون میذارید؟؟ اینجا میذارید یا ***؟*** تلگرامتون چیه؟