تو عاشق نبودی به قلم سمیه هرمزی
پارت هشتاد و سوم :
نه نمیشه،دلتنگشم به کنار اما واقعا حرفهاش ناراحتم میکنه.بلند میشم و شلوار نمدارمو پاممی کنم.چندشم میشه از خیسی لباس ولی توجهی نمی کنم.سمت در می رم سوییچم رو از میخ آویزون کنار در بر می دارم و در رو باز می کنم.صدای دادش رو پشت سرم میشنوم
-کجا راتو کشیدی داری می ری.
بارون انقدر تیز و تنده که وقتی به تنم می خوره تنم سوزن سوزن میشه.دستم کشیده که میشه با عصبانیت دستش
مطالعهی این پارت حدودا ۱۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۹۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

سمیه هرمزی | نویسنده رمان
بله همیشه قضاوت عحولانه و حرف نزدن مسبب بروز خیلی سوتفاهم ها و مشکلاته
۱ سال پیشساناز
2💙💙💙
۲ سال پیش
سمیه هرمزی | نویسنده رمان
❤️
۲ سال پیشم.ر
3خداراشکر بلاخره آشتی کردند ممنون پارت طولانی بود نویسنده عزیز
۲ سال پیش
سمیه هرمزی | نویسنده رمان
نوش نگاهتون
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

م
1خوبه داوود بخاطر بیماری افسون ازخر شیطون پایین اومد وگرنه سالها این قهر ادامه داشت بااین قضاوتای عجولانه