پارت صد و شصت و یک :
***
سام#
دست مخالف مریم و گرفتم و دو دور تو بغلم چرخید.
فاصله زیاد بینمون و یه کوچولو کمتر کرد و نزدیک شد. پیست رقص و زوجهایی انگشتشمار پر کرده بود و فضای نیمهتاریک و عرفانی
داشت بقیه رو هم به ملحق شدن به ما ترغیب میکرد.
مریم با اشاره چشمیش به پاپیون مشکی یقه لباسم سرش و به گوشم نزدیک کرد:
- اون پاپیون و قبلا هیچوقت تو گردنت ندیدم. امشبم متوجه شدم که گاهی لمسش م
مطالعهی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۸۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...
فاطمه
1رمان عالیه خیلی خیلی قشنگه منکه لذت بردم