پارت هفتاد و سوم :

بعد از جمع کردن سفره‌ی ناهار، دخترخاله‌های سمیر برای شستن ظرف‌ها به آشپزخانه آمدند و فرصتی برای حرف زدن و ایجاد صمیمیت بیشتر میانمان فراهم شد. انقدر خوش صحبت و گرم بودند که خیلی سریع باهم دوست شدیم. اصرار داشتند من و سمانه به استراحت بپردازیم و تا وقتی که خودشان اینجا هستند، باقی امور آشپزخانه را به دست بگیرند. دردی که از خستگی در ساق پایم پیچیده بود، باعث می‌شد بشدت از پیشنهادشان اس

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۶۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • هلیا

    0

    میدونم اشتباه میگم ولی شاید اسم سعیدو بخاطر این میخواد روی ابراهیم بذاره چون شبیه سمیره😂💅💔:)

    ۷ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    اتفاقا کاملا درست میگید.👍

    ۷ ماه پیش
  • فاطیما

    0

    سلام نویسنده خوش قلم و محبوب من این رمانتون هم که عالی از دیشب شروع کردم و واقعا دارم با لذت دنبال میکنم😍درضمن من همراه همیشگی رمان زیبا از عمق شب هم هستم امیدوارم همیشه موفق باشید و بدرخشید🙏👏😍💜

    ۸ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    بله فاطیمای عزیزم. همراهی.تون خیلی برام ارزشمنده جانا.❤️

    ۸ ماه پیش
  • رزا

    2

    فاطمه جون اینقذه دوست دارم چقدر زیبا و دلنشین قلمت قلمت ماندکار بابت پلرت گذاری رایگان یه عالمه بوس 😘😘😘😘

    ۳ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    زنده باشید عزیزم.🥰🥰

    ۳ سال پیش
  • سیتا

    0

    بیچاره چقدر هم بلا سر اش آوردن این قوم شوهر و خود شوهر

    ۳ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    چون خود سمیر بلد نبود پشت رابطه‌شون و آوا بایسته.

    ۳ سال پیش
  • الناز

    4

    عالی بود قلمتون تو یک روز کل پارت رو خوندم بی صبرانه منتظر پارت بعد هستم واینکه ممنون که رمانتون رو رایگان کردین 🌷🌹🌷🌹

    ۳ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    به مهر خوندید جان دل🌺

    ۳ سال پیش
  • Aa

    2

    👏🙏💐

    ۳ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    🌺🌺

    ۳ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️