پارت صد و پنجاه و ششم :
"روز بعد" AM 02:12
رخشا درحال بستن تسمه جلیقه ضد گلوله بر تن همسرش مردمکهای لرزان خود را به چهره سام میدوزد.
- همون کاری که بیشتر از هر چیزی تو زندگیم ازش متنفرم و مجبورم هربار انجامش بدم. هربار قراره آمادت کنم واسه ماموریت...
کاش این کابوس وحشتناک تموم میشد و میتونستم یه نفس راحت بکشم.
سام اخم جدی چهره خود را با لبخندی آسوده جایگزین کرده و گونه رخشا را به نرمی و لطافت نواز
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۹۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...
زهرا 🩷
0آخجون بلاخره عروسی😍