پارت صد و چهارده :





-دفترچه داری خانم موسوی؟
صدای بلندش به گوشِ زنِ توی اتاق رسید:
-نه خانم دکتر.
بیتا شروع به نوشتن کرد و تا زن برسد دو سه برگه برایش نوشت و پایش مُهر کوبید. به محض آنکه زن رسید، نسخه‌ها را جلویش گذاشت و شروع به دادن توضیحاتی کرد. زن که خداحافظی کرد و رفت، پشت سرش گوشی تلفن را برداشت و گفت:
-یه کم دیگه بیمار بفرست خانم رضایی. فعلا مهمون دارم.
گوشی را گذاشت و ا

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۲۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!