پارت پانزده :

صدرا نفسش را پرقدرت بیرون فوت کرده و آهسته سر تکان داد:
- آری.
دخترک غمگین شد. صدرا آخرین امید او بود. قرار بود طبیبی حاذق شود و هرآنچه یاد خواهد گرفت را به نبات نیز بیاموزد. کسی قلبش را در چنگ فشرد ولی خلاف آنچه در قلبش می‌گذشت، لبخند زد:
- شهاب‌الدین حق دارد صدرا. از چه روی راهی را می‌روی که جز نفرت برایت عایدی ندارد؟ چرا نزد حکیم فردوسی نمی‌روی و او را به استادی خویش برنمی‌گز

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۹۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • fafa

    0

    سلام عزیزم عالی بود واقعا حس خیلی خوبی از نوشته هات میگیرم.موفق باشی.

    ۲ سال پیش
  • فاطمه علی آبادی | نویسنده رمان

    سلام عزیزکم😍😍😘😘 خدا رو شکر که به دلت نشسته💗💗 خوش اومدی به لعل😍😍🥰🥰

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر آبی

    0

    عالی بود ممنون

    ۲ سال پیش
  • فاطمه علی آبادی | نویسنده رمان

    قربونت برم عزیزکم💞💞

    ۲ سال پیش
  • Aa

    0

    شعرای قشنگی میگی آفرین قلمت پر قدرت🌷🪻🌱🌷🪻

    ۲ سال پیش
  • فاطمه علی آبادی | نویسنده رمان

    قربونت برم عزیزدلم. لطف داری به من قشنگم😍😍💋💋❤❤

    ۲ سال پیش
  • مریم گلی

    0

    الان صدرا ونبات واقعا همدیگرو دوست دارن؟چرا من همش فکر میکنم که صدرا خیلی بزرگتر از نبات است ،شاید چون تا به حال حرفی از سن صدرا زده نشده یا شاید من متوجه نشدم ،ممنونم فاطمه جون

    ۲ سال پیش
  • فاطمه علی آبادی | نویسنده رمان

    صدرا ده سال بزرگتره🙃 صدرا نبات رو دوست داره با اون دید ولی نبات تو فکر این چیزا نیست. فقط وابسته‌ست به صدرا، همین😥😥🥲🥲

    ۲ سال پیش
  • Fateme

    0

    به نظرم خیلی عالی بود ، واقعا قلم شما جای تحسین داره😍👏

    ۲ سال پیش
  • فاطمه علی آبادی | نویسنده رمان

    قربونت برم قشنگم، لطف داری به من❤❤💋💋 خوش اومدی به لعل🤩🤩

    ۲ سال پیش
  • سحر

    0

    سلام فاطمه جان عزیزم من نزدیک ۱۸ ساله رمان میخونم از رمانت معلومه کارت خیلی خوبه به نظرم اگه کمک میخوای با خانم نخعی مشورت کن ایشونمنویسنده با تجربه و فوقوالعاده ای هستن ،توی همین دنیای رمان مینویسن

    ۲ سال پیش
  • فاطمه علی آبادی | نویسنده رمان

    سلام سحر قشنگم. خدا رو شکر که تا اینجا به دلت نشسته😍😍 می‌شناسم خانم نخعی رو، چشم حتماً. اگر افتخار بدن😃. البته خانم دریکوندی نویسنده رمان‌های خفن مونالیزا و دژاوو هم دوست صمیمیم هستن و حسابی هم تا این

    ۲ سال پیش
  • نهال

    0

    هنوز صبح نشده بلندشن برن پی زندگیشون؟ شعرها عالیه فاطمه جان افرین 🤩😘😍

    ۲ سال پیش
  • فاطمه علی آبادی | نویسنده رمان

    نه نویسنده تصمیم گرفته کشش بده🤣🤣🤣 قربونت برم من عزیزدلم😍😍🥰🥰😘😘

    ۲ سال پیش
  • یک عدد خاموش

    0

    شعر ها خیلی قشنگ بود فاطمه بانو👌🏻

    ۲ سال پیش
  • فاطمه علی آبادی | نویسنده رمان

    قربونت برم من عزیزدلم قشنگم که از خاموشی در اومدی😁😁😘😘🤩🤩😍😍

    ۲ سال پیش
  • فاطمه ❤️

    0

    عالیه فاطمه جونم موفق باشی ❤️❤️🌟🌟🌟🌟🌟

    ۲ سال پیش
  • اسرا

    0

    الان ایناتودوره سامانی یاعزنوی بعددرشعرهاکلمات که عربی و اردوداره استفاده کنیدچون فردوسی باشاهنامه فارسی تقریبادرست کردشمانمی تونیدفارسی کامل بنویسید🙏💞

    ۲ سال پیش
  • فاطمه علی آبادی | نویسنده رمان

    سامانیه عزیزم😍. درست می‌گی ولی صدرا طبع شعرش پیش فردوسی گشوده شده و به همین دلیل راه ایشون رو ادامه می‌ده. شعرای حکیم فردوسی خارج از شاهنامه هم پایبند به فارسی‌اند.

    ۲ سال پیش
  • فاطمه علی آبادی | نویسنده رمان

    قربونت برم من قشنگم😍😍🤩🤩😘😘 یه دنیا ممنون که کنارمی دختر خوشگل😍😍💋💋💗💗

    ۲ سال پیش
  • مهلا

    0

    🥰💜💜

    ۲ سال پیش
  • فاطمه علی آبادی | نویسنده رمان

    قربونت مهلا جونم😘😘😍😍

    ۲ سال پیش
  • آمینا

    1

    اوه نبات چه یهو بزرگ شد.حالا نمیشه بره طبیبِ شاعر بشه هم خودش به عشقش برسه هم نبات بانو🥰

    ۲ سال پیش
  • فاطمه علی آبادی | نویسنده رمان

    بچه‌ام بزرگ بود🤪🤪😏😏 نه کرم داره🤣🤣🤣 اون جوری داستان تموم می‌شه😂🤪

    ۲ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!