لعل بخارا به قلم فاطمه علی آبادی
پارت پانزده :
صدرا نفسش را پرقدرت بیرون فوت کرده و آهسته سر تکان داد:
- آری.
دخترک غمگین شد. صدرا آخرین امید او بود. قرار بود طبیبی حاذق شود و هرآنچه یاد خواهد گرفت را به نبات نیز بیاموزد. کسی قلبش را در چنگ فشرد ولی خلاف آنچه در قلبش میگذشت، لبخند زد:
- شهابالدین حق دارد صدرا. از چه روی راهی را میروی که جز نفرت برایت عایدی ندارد؟ چرا نزد حکیم فردوسی نمیروی و او را به استادی خویش برنمیگز
مطالعهی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۹۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

فاطمه علی آبادی | نویسنده رمان
سلام عزیزکم😍😍😘😘 خدا رو شکر که به دلت نشسته💗💗 خوش اومدی به لعل😍😍🥰🥰
۲ سال پیشنیلوفر آبی
0عالی بود ممنون
۲ سال پیش
فاطمه علی آبادی | نویسنده رمان
قربونت برم عزیزکم💞💞
۲ سال پیشAa
0شعرای قشنگی میگی آفرین قلمت پر قدرت🌷🪻🌱🌷🪻
۲ سال پیش
فاطمه علی آبادی | نویسنده رمان
قربونت برم عزیزدلم. لطف داری به من قشنگم😍😍💋💋❤❤
۲ سال پیشمریم گلی
0الان صدرا ونبات واقعا همدیگرو دوست دارن؟چرا من همش فکر میکنم که صدرا خیلی بزرگتر از نبات است ،شاید چون تا به حال حرفی از سن صدرا زده نشده یا شاید من متوجه نشدم ،ممنونم فاطمه جون
۲ سال پیش
فاطمه علی آبادی | نویسنده رمان
صدرا ده سال بزرگتره🙃 صدرا نبات رو دوست داره با اون دید ولی نبات تو فکر این چیزا نیست. فقط وابستهست به صدرا، همین😥😥🥲🥲
۲ سال پیشFateme
0به نظرم خیلی عالی بود ، واقعا قلم شما جای تحسین داره😍👏
۲ سال پیش
فاطمه علی آبادی | نویسنده رمان
قربونت برم قشنگم، لطف داری به من❤❤💋💋 خوش اومدی به لعل🤩🤩
۲ سال پیشسحر
0سلام فاطمه جان عزیزم من نزدیک ۱۸ ساله رمان میخونم از رمانت معلومه کارت خیلی خوبه به نظرم اگه کمک میخوای با خانم نخعی مشورت کن ایشونمنویسنده با تجربه و فوقوالعاده ای هستن ،توی همین دنیای رمان مینویسن
۲ سال پیش
فاطمه علی آبادی | نویسنده رمان
سلام سحر قشنگم. خدا رو شکر که تا اینجا به دلت نشسته😍😍 میشناسم خانم نخعی رو، چشم حتماً. اگر افتخار بدن😃. البته خانم دریکوندی نویسنده رمانهای خفن مونالیزا و دژاوو هم دوست صمیمیم هستن و حسابی هم تا این
۲ سال پیشنهال
0هنوز صبح نشده بلندشن برن پی زندگیشون؟ شعرها عالیه فاطمه جان افرین 🤩😘😍
۲ سال پیش
فاطمه علی آبادی | نویسنده رمان
نه نویسنده تصمیم گرفته کشش بده🤣🤣🤣 قربونت برم من عزیزدلم😍😍🥰🥰😘😘
۲ سال پیشیک عدد خاموش
0شعر ها خیلی قشنگ بود فاطمه بانو👌🏻
۲ سال پیش
فاطمه علی آبادی | نویسنده رمان
قربونت برم من عزیزدلم قشنگم که از خاموشی در اومدی😁😁😘😘🤩🤩😍😍
۲ سال پیشفاطمه ❤️
0عالیه فاطمه جونم موفق باشی ❤️❤️🌟🌟🌟🌟🌟
۲ سال پیشاسرا
0الان ایناتودوره سامانی یاعزنوی بعددرشعرهاکلمات که عربی و اردوداره استفاده کنیدچون فردوسی باشاهنامه فارسی تقریبادرست کردشمانمی تونیدفارسی کامل بنویسید🙏💞
۲ سال پیش
فاطمه علی آبادی | نویسنده رمان
سامانیه عزیزم😍. درست میگی ولی صدرا طبع شعرش پیش فردوسی گشوده شده و به همین دلیل راه ایشون رو ادامه میده. شعرای حکیم فردوسی خارج از شاهنامه هم پایبند به فارسیاند.
۲ سال پیش
فاطمه علی آبادی | نویسنده رمان
قربونت برم من قشنگم😍😍🤩🤩😘😘 یه دنیا ممنون که کنارمی دختر خوشگل😍😍💋💋💗💗
۲ سال پیشمهلا
0🥰💜💜
۲ سال پیش
فاطمه علی آبادی | نویسنده رمان
قربونت مهلا جونم😘😘😍😍
۲ سال پیشآمینا
1اوه نبات چه یهو بزرگ شد.حالا نمیشه بره طبیبِ شاعر بشه هم خودش به عشقش برسه هم نبات بانو🥰
۲ سال پیش
فاطمه علی آبادی | نویسنده رمان
بچهام بزرگ بود🤪🤪😏😏 نه کرم داره🤣🤣🤣 اون جوری داستان تموم میشه😂🤪
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...
fafa
0سلام عزیزم عالی بود واقعا حس خیلی خوبی از نوشته هات میگیرم.موفق باشی.