پارت نود و نهم :

ساعتی از گفتگوی تانیا و فخار می‌گذشت. آرسین در تمام مدت کلافه عرض اتاق را طی می‌کرد و سامین سرش را در تلفن همراهش فرو برده بود تا شاید اخبار بیشتری از خیانت تانیا را بیرون بکشد.
لیا روی مبل لم داده بود و هر چند دقیقه یکبار به آرسین یادآوری می‌کرد که راه رفتن‌هایش تهوع‌آور شده است؛ اما گوش آرسین بدهکارش نبود. گاها با خودش چیزی را زمزمه می‌کرد و به کل در دنیای خود غوطه‌ور بود.
ب

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۵۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • ساناز

    0

    💜💙🩵🤍🩶💚❤️🤎💛🧡

    ۲ سال پیش
کپی شد!