متهم ردیف چهارم به قلم فاطمه علی آبادی
پارت سی و نهم :
***
روی همان کاناپهی راحتی کرم رنگ نشسته بودم و احمد هم خرامانخرامان با سینی چایی در دستش، به سمتم میآمد. سینی طلایی پایهدار را روی میز گذاشت و هنوز کمرش را صاف نکرده، زنگ دینگدینگ تلفن طلایی رنگ آن طرف سالن به صدا درآمد. پوف کلافهای کرد ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
فاطمه ❤️
10عالیه دست مریزاد فاطمه جان 🌟🌷🌷🌟🌷🌟