پیله ی پروانه به قلم فرگل حسینی
پارت بیست و نهم :
پروانه پرخُشم از جا بلند شد. نگاه حامی وشهریار سمت او کشیده شد.
_چه معنی میده این مسخره بازیا؟
شهریار خونسرد ابرویی بالا پراند.
_پس دوست نداری معامله کنیم.
پروانه برگشت ونگاهش به آب های آرام استخر افتاد. دلش میخواست مثل آنها بود، ساکت آرام، وبدون دغدغه!
_من دوست دارم معامله کنیم، بیشتر از هرچیزی این و میخوام اما تحمل این ادابازی وچرت وپرتارو ندارم پس اگه میخوای Ø
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۲۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

فرگل حسینی | نویسنده رمان
پروانه که فعلا خیلی بهش اعتماد داره
۳ سال پیشاسرا
0چراتوقسمت کامل شده قرارداره تعجب کردم فرگل 😘🙏
۳ سال پیش
فرگل حسینی | نویسنده رمان
نه برای من که همچین چیزی نیست🤔
۳ سال پیشهانا
0خسته نباشی گلم امیدوارم همیشه حال دل همه خوب خوب باشه
۳ سال پیش
فرگل حسینی | نویسنده رمان
ممنون هانای عزیزم🦋🤍
۳ سال پیشپرنیا
0مرسی قشنگم امیدوارم توهم روبراه باشی و حال دلت خووش❤️❤️❤️ مرسی بخاطر رمان قشنگت
۳ سال پیش
فرگل حسینی | نویسنده رمان
پرنیای عزیزم منم امیدوارم دلت همیشه خوش باشه🦋❤🥺
۳ سال پیشZarnaz
0سلام سلام فرگل جونم خوبی عزیزم 😍من خوبم تو هم امیدوارم خوب باشی ❤️💋آره میگذره تو چی؟ با کارای دانشگاه سرو کله میزنم🤪قربونت بشم چه اطلاعی قشنگی💋ودر آخر امیدوارم زندگی بروقف مردات باشه عزیزم ❤️💋
۳ سال پیش
فرگل حسینی | نویسنده رمان
عزیز دلمی🤍🦋امیدوارم بهت خوش بگذره جانم منم درگیرم❤🥺
۳ سال پیشساناز
0سلام نویسنده عزیز انشالله که همیشه حالت خوب باشه و رمانت عالی انشالله همیشه قلمت پایدار دوست دارم ❤️❤️❤️❤️❤️
۳ سال پیش
فرگل حسینی | نویسنده رمان
سلام ساناز عزیزم خوش باشی 🤍🫰
۳ سال پیشZarnaz
0امایگادددد چقدر باحال بود مرسی عالیییی فرگل جونم😍😍وایییی من حس میکنم این افراد از طرف شهریار باشن به خوان پروانه رو به دزدن چون حامی راست میگه به پروانه چشم داشت👍😍
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

ایلما
0حالا نوبت پروانه س ک حامی و بی محل کنه ولی حقشه با اون دختره چندش بهار