پارت صد و سی و چهارم :

ماگای دور و اطراف میز وسط اتاق کار نگین و کانیا رو برداشتم:
- اتفاقا اصلا... درسته با داداشت لجم و اغلب بحث داریم؛ ولی... مایک عین داداشمه! پسر خیلی خوبیه دوسش دارم!
باز همون لبخند جذاب و برگشت طرفم.
دکمه سشوار و کشید:
- نمی‌دونم متوجه این قضیه شدی یا نه... ولی اون دوتا... الان دیگه عین خانواده همن. هیا مایک بیشتر از این‌که با خواهرش باشه با شوهرته!
سرمو کنجکاو کج کردم:
- هی

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۲۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • سارا

    0

    خوبه

    ۲ سال پیش
  • آمینا

    0

    سلام امروز که *** مشکل داره واسه من اصلا وصل نمیشه. پارت سکه ای شده🥲🥲

    ۲ سال پیش
  • هانی

    1

    با سلام نویسنده عزیز ممنون از اطلاع رسانیت بسیار سپاس گزارم ازت من همیشه منتظر رمانت هستم حتی اگر یک ماه هم هسچ پارتی نداشته باشیم به شدت رمانت رو دوس دارم ازش هم دست نمی کشم و همیشه منتظر هستم

    ۲ سال پیش
  • هانی

    3

    مرسی بابت پارت های جدید مثل همیشه عالی بود لطفا یکم پارت ها رو طولانی تر کن با تشکر از زحماتت🙏🙂

    ۲ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!