پارت صد و سی و دوم :
- البته که انتقام خودش و میگیره؛ زن توئه دیگه مشخصه. ولی گفتم شاید... یه ارفاق کوچولو... .
- عا عا... حتی بهش فکرم نکن. اگه مشکل خاصی داری اعتراض کن... عوض اون من، تلافیشو سرت در بیا... .
- نه نه نه... اصلا نگو... ادامش و بیخیال. به هرحال دمیجاش واسه خانومت بوده انتقامم خودش بگیره.
سری تکون دادم.
- به هرحال سام... .
نگاش کردم.
تیلههای سبزآبیش درشت شد:
- مواظب باش... ماهان... عین
مطالعهی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۳۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...
حدیث
1ولی یه چی میگم یه چی میشنوین منم مث سام کپی برابر اصل بابای خدا بیامرزم هستم با تفاوت رنگ چشم🤣🤣🤧🥃