پارت صد و سی :

پوزخندی به لب آوردم.
بلاخره... !
کتمو چنگ زدم رو کردم به شهاب:
- تو اتاق می‌بینمتون.
- کجا؟؟
- یه تجدید دیدار قدیمی.
***

- چای یا الکل؟
درحالی که داشتم پالتومو از تن بیرون میاوردم زمزمه کردم:
- یه لیوان آب.
فابیو بشکنی زد و یکی از نوچه‌هاش دست به کار شد.
- برو سر اصل مطلب... وقت ندارم!
فابیو قیافه در هم کشید:
- هی سام؛ ما که باهم این حرفا رو نداشتی

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۳۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ساناز

    0

    بسیار عالی و خوب خیلی ممنونم

    ۲ سال پیش
  • ساناز

    0

    بسیار عالی و خوب خیلی ممنونم

    ۲ سال پیش
  • مرجان

    0

    تورو خدا بیشتر پارت بزارین.مرده ام از کنجکاوی

    ۲ سال پیش
  • شهناز خوش سیما

    0

    خیلی عالی بود من خیلی رمان پلیسی وجنایی دوست دارم نمی دونن چند میلیون رمان خواندم از نوجوانی تا الان که 51سالمه فقط لطفاً رمان ها عادی بذارین من ایلاین یاد ندارم

    ۲ سال پیش
  • آمینا

    0

    🥰🤩مرسی

    ۲ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!