پارت پنجاه :
*****
_نیکان، نیکان.
باشنیدن صدای زنی از روی تخت خواب برخاستم، مغزم هنوز درست کار نمیکرد.
دور واطرافم را کاویدم وبعد دوباره به زن نگاه کردم. من کجا بودم؟
این اتاق بزرگ این تخت خواب، رنگ دیوارها، گلدان ها، کامپیوتر... چرا هیچ چیز آشنا به نظر نمی رسید.
_چت شده نیکان چرا اینطوری نگاه میکنی؟
به صورت خودم سیلی زدم وچشم هایم را با سرانگشتانم ماسا
مطالعهی این پارت حدودا ۲۱ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۶۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

فرگل حسینی | نویسنده رمان
ممنون عزیزم💚
۳ سال پیشنگار
0یزدان گوگولیییییی🥲😂
۳ سال پیش
فرگل حسینی | نویسنده رمان
خیلییییی گوگولیهههه😍
۳ سال پیشآزاده دریکوندی
1با تشکر از فرگل عزیزم که حواس ها رو به خنگ بازی نیکان پرت کرده و دیگه کسی به حرص دراوردن های گلشن گیر نمی ده😘💚🤣🫂
۳ سال پیش
فرگل حسینی | نویسنده رمان
ای بابااا اینجوری که نمیشه... ما داریم اینجا زحمت میکشیم تو دوستی هواداری چی؟؟؟ 😂😂😂
۳ سال پیشسمانه
1وااااای گفت، آخرشم گفت و من و خودشو راحت کرد. ی چی بگم حتی اگه نیک ضد حال هم بزنه بازم این قشنگ ترین خواستگاریه دنیاس، دکمه!!! فرگل جون منم ی خواستگار دکمه ای میخواااااممممم، ازبس ک یزدان خاصه
۳ سال پیش
فرگل حسینی | نویسنده رمان
حالا خواستگار دکمه ای از کجا بیاریمممم🥲🥲🥲🥲🥲🥲 سمانه خودم میخواممم واییی... اره موافقم قشنگ ترین خواستگاری بود😍
۳ سال پیشطنین
0منی که منتظرم نیکانم بعد از این همه حرف های احساسی یزدان یه چیزی بگه اما اون وسط پیام بازرگانی میاد این همون کشی نیست که پرتش کردی؟(با ادا بخونید پیلیز)🙄😂
۳ سال پیش
فرگل حسینی | نویسنده رمان
وااای طنین دختررر عالی هستی😂😂😂😂 یا گیرایش ضعیفه یا به جزییات دقت میکنه یا هم دنبال جاویده😂😂😂
۳ سال پیشطنین
2پشتیبانی برامون اهنگ نذاشته بود😕
۳ سال پیش
فرگل حسینی | نویسنده رمان
نذاشت چون من آهنگ مناسب پیدا نکردم بفرستم یادم رفت خبرهم بدم😂😍
۳ سال پیشطنین
1وااایی خدااا اگه یه نفر بهم میگفت عاشقمه انقدر خوشحال نمیشدم که از اعتراف این بشر خوشحال شدم فرگل جان میدونم که قراره بزاریمون تو خماری اما عاجزانه ازت تمنا میکنم دکمه رو بزاره تو دستش😂اهنگ نداشتیم
۳ سال پیش
فرگل حسینی | نویسنده رمان
من اگه به خودم بود همون لحظه دکمه رو میزاشتم توی دستش بغلشم میکردم همچین مرد نازنینی کم پیدا میشه مثلش.. ولی خب نیکان خانومه وادا اطفارش😂😍
۳ سال پیشمریم بانو
1کاش بخوای:) ای قربونت برم من مگه میشه تورو نخواست اخه
۳ سال پیش
فرگل حسینی | نویسنده رمان
دقیقا کی اصلا میتونه نخوادش.. همه میخوانش😂😍
۳ سال پیشسوگند
0اصلا اوففففففف
۳ سال پیش
فرگل حسینی | نویسنده رمان
به به😍😍😍
۳ سال پیشرویا
1وای قلبم اکلیلی شد 😍💖 فرگل جون دلت میادمارو اذیت کنی 🥺🥺
۳ سال پیش
فرگل حسینی | نویسنده رمان
یاد این اهنگ افتادم گل منو اذیت نکنید بعد ماااان😂😂😍😍 نه اذیتتون نمیکنم ولی قولم نمیدم که کرم نریزم😂
۳ سال پیشآزاده دریکوندی
0منو نمی شه اینجا به عنوان اولین کسی که یزدان رو انتخاب کرده، پین کرد؟🥲
۳ سال پیش
فرگل حسینی | نویسنده رمان
فعلا که نمیشه باید با پیشتیبانی صحبت کنیم😂😂😍
۳ سال پیشپرنیا
2آی من بفداتتت ی دونه ازین یزدانا پلییز 🥲🥲🥲منم بجای یزدان نفس عمیقی کشیدم
۳ سال پیش
فرگل حسینی | نویسنده رمان
نصیب من وتو نمیشه که.. سیب سرخ نصیب دهن شغال میشه😂😍 حالا نیکانم شغال نیست ولی...
۳ سال پیشAa
1مگه عشق پاک هم داریم؟من که تجربش نکردم شاید فقط تو داستانا باشه مثل همیشه عالی مرسی فرگل جون🙏💋👏👏👏💐💐💐
۳ سال پیش
فرگل حسینی | نویسنده رمان
به نظر من که داریم هر چند من هم خودممم ندیدمم یه سینگل بدبختم😂😍😍
۳ سال پیشفاطمه
3آفرین به یزدان 💖💖فرگل جونم فقط یه کم خباثتت رو کم کن تو روحیه امون اثر منفی نذاره پلیز🥺😁♥️🌟
۳ سال پیش
فرگل حسینی | نویسنده رمان
چشم.. قول میدم خباثت زیادی به کار نبرم فقط یه چیزی میندازم وسطشون تا قدر عشقشون رو بدونن😂😍
۳ سال پیشاسرا
1مهم نیست بعدچی میشه حتااگه یزدان دورو دربیایدیاغیب بشه مهم حرفی که بایدمی زد
۳ سال پیش
فرگل حسینی | نویسنده رمان
دورو که نه بابا این بچه خیلی گناهی تر از این حرفاست😍
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

آرزو
0خیلی عالیه