پارت صد و بیست و دوم :

- کیه؟
با صدای سینا به خودم آمدم، نگاهش کردم و لب زدم:
- مهدی!
اخم کمرنگی کرد و پرسید:
- مهدی؟ پارسا رو آورده؟
- نه...! تنهاست.
صدای یالله و تعارف از سالن به گوش می‌رسید و سینا آهسته از جا برخاست و اتاق را ترک کرد. بی‌آنکه دلیلش را بفهمم دستپاچه بودم و قلبم تند می‌زد. مقابل آینه ایستادم و نگاهی به خودم انداختم. لب‌هایم بی‌رنگ و خشکیده بود. با انگشت میانی آن‌ها را لمس کر

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۷۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • رویا

    1

    با پارت اضافه موافقم هر چند گرداب سرنوشت هم خوندم تاکید می کنم حتما بخونید

    ۳ سال پیش
  • نیایش

    2

    مینالید خسته شدم و دیگه ادامشو دنبال نکردم و الان اومدم ببینم آخرش چیشد که با اطلاعیه تون روبه رو شدم، اینکه میگین گل و بلبل شدن رمان جذابیت نداره درست اما اینهمه بدبختیشون هم باعت شد رمانو ول کنم

    ۳ سال پیش
  • نیایش

    2

    نگارجان ایده ی رماناتون و قلمتون قشنگن من همه ی رماناتونو خوندم اما سر التیام واقعا از اینکه همیشه یه اتفاقی میفتاد وقتی اتفاق قبلی تموم نشده بود و سوگند از اول تا نصف بیشتر رمان داشت بدبختی می کشیدو

    ۳ سال پیش
  • منم موافقم

    5

    با پارت اضافه موافقم

    ۳ سال پیش
  • مریم گلی

    1

    با پارت اضافه موافقم ،خدا قوت نگار جان

    ۳ سال پیش
  • مهری

    5

    من باپارت اضافه موافقم

    ۳ سال پیش
  • ریحانه

    3

    منم با پارت اضافه موافقم

    ۳ سال پیش
  • بهاری

    4

    خیلی عالی بود😍😍😍🧡🧡 من دوستدارم بازم پارت بزارین من منتظر عروسی سینا و مهتابم😄

    ۳ سال پیش
  • آنا

    8

    مشکلش حل شده اما با این حال هنوز همه بهش میگن نازا... یا جریان ماهان... بنظرم پرداختن به این مسائل ربطی به کلیشه و گل و بلبل بودن نداره بلکه رمان بهتر و کامل تر به پایان میرسه

    ۳ سال پیش
  • آنا

    5

    موافقم نویسنده طولانی شدن بیش از حد رمان وقتی معمایی نباشه واقعا حوصله سربر میشه اما الان اینجا جریان نازایی سوگند بنظرم خودش معماست چون روزی که سوگند متوجه خیانت منصور میشه قبلش دکتر بهش گفته بود که

    ۳ سال پیش
  • 6

    خیلی عالی بود ،همه رمانهاتون عالیا ولی خواهشا یکم سعی کنید فضای رمانتون شاد باشه یا شخصیت اصلی رمان آدم افسرده وغمگین نباشه هرچند مشکلات وسختیها همیشه هست ولی شما یه پارت شاد الان میگی کلیشه ای ،خوب ن

    ۳ سال پیش
  • رزا

    5

    وای من تا ۴ روز دیگه چه جوری تحمل کنم من عروسی می خوام🤷 ♂️

    ۳ سال پیش
  • شفق

    5

    عزیزم مگه قرار نبود شخصیت های رمان یک عمرتاوان از یه جایی به بعد وارد رمان التیام بشن یا من اشتباه فهمیدم 🤔 آخه این رمان هم به آخرش رسید ولی خبری نشد ومن همچنان منتظرم 😕

    ۳ سال پیش
  • شفق

    4

    خیلی رمان خوب و زیبایی بود البته همه رمانهای شما زیبا هستند مثل توپاز آبی ، خواهر خوانده ، یک عمرتاوان ورمانهای دیگه تون دستتون درد نکنه براتون آرزوی موفقیت دارم 💐

    ۳ سال پیش
  • شفق

    12

    منم با پارت اضافه موافقم

    ۳ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!