پارت سی و دوم :
دست هایش رادر هم قلاب کرد ونگاهش را به سقف دوخت.
_فکر کردی خودم نمی دونستم؟
ابروهایم بالا پریدند وچشم های گشاد شده ام به وضوح جاخوردنم را در معرض دید او قرار میداد.
حتی ذره ای هم تلاش نکردم تا از این حالت در بیایم.
_زنی که خوشگله، حتی از تو هم جوون تر میزنه، سالمه...
صدایش لرزید ومن این بار اصلا دلم نسوخت.
_میتونه راه بره، چرا باید
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۰۳۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

فرگل حسینی | نویسنده رمان
نگران نباش تو پارت بعدی مشخص میشه این سلیطه خانم چه گوهی خورده😂😍
۳ سال پیشسارا
0ایولللللللللل پس😂😂
۳ سال پیشسارا
0چراپیام میدم ثبت نمیشه
۳ سال پیشآیدا
0شاید کتی غمار باز بوده و دخترش تو غمار باخته شایدم می خواسته در ازای پول دخترش بفروشه اگه خیانت بود یزدان آسیب میرسید نه آلیزه
۳ سال پیش
فرگل حسینی | نویسنده رمان
همه جور حدسی زدن الا جواب اصلی😂😍
۳ سال پیشطنین
0واای چقدر جالب شددد😍😁نکنه اسیبی به الیزه رسونده که یزدان همچین حرفی زد؟!!خسته نباشی دلبر💖
۳ سال پیش
فرگل حسینی | نویسنده رمان
ممنون طنین عزیزممم، آسیب که رسونده🥲😍
۳ سال پیشزهرا
0اگر به خیانت باشد که درحق یزدان کرده ربطی به الیزه ندارد مس باید کاری غیر از خیانت کرده باشه شاید می خواسته الیزه رابفروشه یا سربه نیست کنه چون به نظر کتی آدم پولکی
۳ سال پیش
فرگل حسینی | نویسنده رمان
دقیقا خیانت نکرده
۳ سال پیشآزاده دریکوندی
1راستش از کتی چندشم شد و حس خوبی نگرفتم.قشنگ معلومه اداهاش واسه یزدان لوس بازی هستن و عشق و عاشقی هم نیست.
۳ سال پیش
فرگل حسینی | نویسنده رمان
اره تازه اونجا که گفت شوهرمه، زنیکه این شوهرررر تو نیست😂😂😂
۳ سال پیشغزاله
0سلام عزیزم ماهم دوست داریم ❤ جونم برات بگه که بنظرم بعد از به دنیا اومدن آلیزه گذاشته رفته پی عشق و حالش و بعدهم یزدان دلش شکسته و بعد طلاق پول داده بهش و باهم قرار گذاشتن که آلیزه نفهمه کتی زندست
۳ سال پیش
فرگل حسینی | نویسنده رمان
نه خیانت نکرده یه کاری کرده بدتر از خیانت
۳ سال پیشیلدا
1فکر کنم منظورش نیکان و هویتشه چون تو سرنخ های قبلی داره درباره گذشتش میگه. اعصابم با بودن نیکان و جاوید داره داغون میشه کاش احماقت نکنه و باطن جاوید را ببینه میشه به یزدان بگی یه خودی نشون بده 🫣🥹
۳ سال پیش
فرگل حسینی | نویسنده رمان
چشم به گل پسرمون میگیم خودشو نشون بده❤
۳ سال پیشهانیه
1دیدی گفتم هوشنگ میدونههه😁 کتی چی میگه این وسط 😑 اون دفترفکرمو درگیر کرد🧐 مرسی نویسنده جون خیلی داره جذاب تر میشه😍
۳ سال پیش
فرگل حسینی | نویسنده رمان
اره، درست حدس زدی😂😍کتی رو خودمم نفرت دارم ازش
۳ سال پیشحلیمه
1وایی خداااا دارم میترکم کاش پارت بعدی زودتر برسهههه خیلی عالی😍
۳ سال پیش
فرگل حسینی | نویسنده رمان
ای وااای 😍😂
۳ سال پیشمریم بانو
0فقط امیدوارم خیانت نکرده باشه این کتی خانوم که باورش سخته برای من خواننده چطور به مردی مث یزدان خیانت میشه کرد🙃🖐
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

سارا
0سلام عزیزم خسته نباشی،کتی دنبال پول اومده،حتی یزدان گفت که این ماشین هم برای پدرمه🤔حالا این سلیطه خانم چیکارکرده فقط فرگل جون میدونه،حالاکی هم میخواد به ما بگه خدامیدونه😭😭زودتر بگو مارو اذیت نکن🥺