پارت سی و دوم :




دست هایش رادر هم قلاب کرد ونگاهش را به سقف دوخت.

_فکر کردی خودم نمی دونستم؟

ابروهایم بالا پریدند وچشم های گشاد شده ام به وضوح جاخوردنم را در معرض دید او قرار میداد.
حتی ذره ای هم تلاش نکردم تا از این حالت در بیایم.

_زنی که خوشگله، حتی از تو هم جوون تر میزنه، سالمه...

صدایش لرزید ومن این بار اصلا دلم نسوخت.

_میتونه راه بره، چرا باید

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۱۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

جاوید در رمان تو را در خواب هایم دیدم دنیای رمان جاوید در رمان تو را در خواب هایم دیدم دنیای رمان جاوید در رمان تو را در خواب هایم دیدم دنیای رمان

اگه از رمان خوشت اومده اونو لایک کن.

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • سارا

    00

    سلام عزیزم خسته نباشی،کتی دنبال پول اومده،حتی یزدان گفت که این ماشین هم برای پدرمه🤔حالا این سلیطه خانم چیکارکرده فقط فرگل جون میدونه،حالاکی هم میخواد به ما بگه خدامیدونه😭😭زودتر بگو مارو اذیت نکن🥺

    ۱ سال پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    نگران نباش تو پارت بعدی مشخص میشه این سلیطه خانم چه گوهی خورده😂😍

    ۱ سال پیش
  • سارا

    00

    ایولللللللللل پس😂😂

    ۱ سال پیش
  • سارا

    00

    چراپیام میدم ثبت نمیشه

    ۱ سال پیش
  • آیدا

    00

    شاید کتی غمار باز بوده و دخترش تو غمار باخته شایدم می خواسته در ازای پول دخترش بفروشه اگه خیانت بود یزدان آسیب میرسید نه آلیزه

    ۱ سال پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    همه جور حدسی زدن الا جواب اصلی😂😍

    ۱ سال پیش
  • طنین

    00

    واای چقدر جالب شددد😍😁نکنه اسیبی به الیزه رسونده که یزدان همچین حرفی زد؟!!خسته نباشی دلبر💖

    ۱ سال پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    ممنون طنین عزیزممم، آسیب که رسونده🥲😍

    ۱ سال پیش
  • زهرا

    00

    اگر به خیانت باشد که درحق یزدان کرده ربطی به الیزه ندارد مس باید کاری غیر از خیانت کرده باشه شاید می خواسته الیزه رابفروشه یا سربه نیست کنه چون به نظر کتی آدم پولکی

    ۱ سال پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    دقیقا خیانت نکرده

    ۱ سال پیش
  • آزاده دریکوندی

    10

    راستش از کتی چندشم شد و حس خوبی نگرفتم.قشنگ معلومه اداهاش واسه یزدان لوس بازی هستن و عشق و عاشقی هم نیست.

    ۱ سال پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    اره تازه اونجا که گفت شوهرمه، زنیکه این شوهرررر تو نیست😂😂😂

    ۱ سال پیش
  • غزاله

    00

    سلام عزیزم ماهم دوست داریم ❤ جونم برات بگه که بنظرم بعد از به دنیا اومدن آلیزه گذاشته رفته پی عشق و حالش و بعدهم یزدان دلش شکسته و بعد طلاق پول داده بهش و باهم قرار گذاشتن که آلیزه نفهمه کتی زندست

    ۱ سال پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    نه خیانت نکرده یه کاری کرده بدتر از خیانت

    ۱ سال پیش
  • یلدا

    10

    فکر کنم منظورش نیکان و هویتشه چون تو سرنخ های قبلی داره درباره گذشتش میگه. اعصابم با بودن نیکان و جاوید داره داغون میشه کاش احماقت نکنه و باطن جاوید را ببینه میشه به یزدان بگی یه خودی نشون بده 🫣🥹

    ۱ سال پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    چشم به گل پسرمون میگیم خودشو نشون بده❤

    ۱ سال پیش
  • هانیه

    10

    دیدی گفتم هوشنگ میدونههه😁 کتی چی میگه این وسط 😑 اون دفترفکرمو درگیر کرد🧐 مرسی نویسنده جون خیلی داره جذاب تر میشه😍

    ۱ سال پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    اره، درست حدس زدی😂😍کتی رو خودمم نفرت دارم ازش

    ۱ سال پیش
  • حلیمه

    10

    وایی خداااا دارم میترکم کاش پارت بعدی زودتر برسهههه خیلی عالی😍

    ۱ سال پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    ای وااای 😍😂

    ۱ سال پیش
  • مریم بانو

    00

    فقط امیدوارم خیانت نکرده باشه این کتی خانوم که باورش سخته برای من خواننده چطور به مردی مث یزدان خیانت میشه کرد🙃🖐

    ۱ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.