متانویا (رز سفید) به قلم نازنین مرادخانلو
پارت بیست و هفتم :
نفس پر حرصم رو با پوفی فوت میکنم و چیزی درونم میجوشه و بند بند جونم رو میلرزونه:
-اگه باهاش همپا شدم، اگه هنوزم دارم نگاهش میکنم و لب از لب باز نمیکنم و زخمهایی که به دلم زده رو نشونش نمیدم؛ فقط بهخاطر اینهکه مجبورم! مجبورم ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
طنین
00مثل همیشه عالیییی بود، مرسی گلیییی👍💖