پارت بیست و سوم :

-صبر کن دنا رو بیدار کنم ببرمش توی اتاقش بخوابه تا آقا جونت و آرشن بیان.


دست می‌ندازم زیر زانوهاش و با نوچی سر بالا می‌ندازم و به سمت ساختمون خونه قدم برمی‌دارم:


-پر وزنه بچه! خودم می‌برمش عزیزم.


بغض صداش ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.