متانویا (رز سفید) به قلم نازنین مرادخانلو
پارت بیست و سوم :
-صبر کن دنا رو بیدار کنم ببرمش توی اتاقش بخوابه تا آقا جونت و آرشن بیان.
دست میندازم زیر زانوهاش و با نوچی سر بالا میندازم و به سمت ساختمون خونه قدم برمیدارم:
-پر وزنه بچه! خودم میبرمش عزیزم.
بغض صداش ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما